حضور چاوز در مسند رياستجمهوري ونزوئلا، اين كشور لاتين را تبديل به يكي از خبرسازترين كشورهاي جهان كرده است. ونزوئلاي چاوز در دوران جديد به همان ميزان كه خود را از پشت پرده به ميان تعاملات جهاني كشانده و تبديل به بازيگري فعال كرده است، در درون مرزهاي خود نيز تحولاتي پرشمار را تجربه كرده است.
رفراندوم امروز در اين كشور كه در راستاي اصلاحات وعدهداده شده چاوز و با هدف افزايش اختيارات رئيسجمهوري است هم مطابق معمول واكنشهاي مختلفي را برانگيخته است. حضور انبوه حاميان و مخالفان او در نمايشهاي خياباني هم اين رويداد داخلي را در كانون توجهات بينالمللي قرار داده است. در چنين بستري شايد براي درك آيندهاي كه ونزوئلاييها با تداوم سياستهاي چاوز ميتوانند فراروي خود ببينند، نگاهي به آنها و تاثيراتشان بر حيات شهروندان اين كشور ضروري باشد.
چاوز كه در سال 1992 با كودتا عليه رئيسجمهوري كارلوس آندرس پرز تلاش نافرجامي براي رسيدن به قدرت را آغاز كرد، 6 سال بعد در انتخاباتي آزاد به كاخ رياستجمهوري راه يافت. وعدههاي انتخاباتي او در آن زمان عمدتا پيرامون كمك به اكثريت فقير اين كشور شكل گرفته بود. او در سالهاي 2000 و 2006 نيز موفق به پيروزي دوباره در انتخابات و كنار زدن رقبا شد.
چاوز كه با پشت سر گذاشتن
چاوز كه با پشت سر گذاشتن بحرانهايي جدي چون كودتا عليه خود و يا تشويق و سازماندهي مخالفان از سوي ايالات متحده، اكنون خود را قدرتمندتر از پيش احساس كرده و همزمان ميتواند به دوستان چپگرايش چون مورالس، كاسترو، لولا، كورآ و... تكيه كند، تاكنون بارها براي اثبات محبوبيت خود و يا براي جلب حمايت عمومي از تصميمهايش تن به انتخابات و رفراندوم داده است
بحرانهايي جدي چون كودتا عليه خود و يا تشويق و سازماندهي مخالفان از سوي ايالات متحده، اكنون خود را قدرتمندتر از پيش احساس كرده و همزمان ميتواند به دوستان چپگرايش چون مورالس، كاسترو، لولا، كورآ و... تكيه كند، تاكنون بارها براي اثبات محبوبيت خود و يا براي جلب حمايت عمومي از تصميمهايش تن به انتخابات و رفراندوم داده است.
اطمينان از راي مردم در اين ميان برگ برندهاي است كه رئيسجمهوري ونزوئلا بارها از جيب خود خارج كرده و هر بار بازي را به نفع خود رقم زده است. چاوز اصلاحات جدي خود را از سالهاي ابتدايي هزاره سوم و با افزايش همكاريهاي منطقهاي و گسترش تبادلات اقتصادي ميان كشورهاي فقير لاتين آغاز كرد. توجه ويژه به مسائل داخلي و مواردي چون بهداشت، مسكن و غذا رئوس تلاشهاي وي را شكل ميداد.
رئيسجمهوري ونزوئلا در اين ميان از جولاي 2003، 4 برنامه مهم و گسترده را به نامهاي برنامه رابينسون، برنامه گواي كاي پورو، برنامه سوكر و برنامه ريباس آغاز كرد. هدف از اين برنامههاي چهارگانه به ترتيب فراهم كردن آموزش خواندن و نوشتن و رياضي، حفاظت و مراقبت از فرهنگ، حقوق و حق زندگي بوميان، امكان آموزش عالي رايگان و بالاخره امكان ادامه تحصيل براي 5 ميليون شهروند ترك تحصيلكرده اين كشور بود.
اين برنامههاي چهارگانه يا به تعبير خود چاوز «ماموريتهاي بوليواريايي» بدنه و پيكره اصلاحات دولت وي را شكل ميدهند. نتايج عيني اين برنامهها را مردمان اين كشور هماكنون در مبارزه گسترده با فقر، احداث هزاران مركز پزشكي رايگان براي فقرا، تاسيس مراكز آموزش و سوادآموزي كه در 4 سال گذشته بيش از 5/1 ميليون تن را آموزش دادهاند، فراهم كردن غذا براي فقرا و حذف سوءتغذيه و يا ارائه يارانههاي مسكن براي صاحب خانه شدن فقرا مشاهده كردهاند.
كاهش حيرتآور نرخ مرگ و مير كودكان به ميزان 2/18 درصد و اختصاص 6/44 درصد بودجه دولتي براي سرمايهگذاريهاي اجتماعي (چيزي حدود 8/12 درصد توليد ناخالص ملي) نشاني از رويكرد دولت چاوز در عرصه اجتماع است. تغيير نوع و ماهيت تعاملات براساس منافع
درصد شهرونداني كه مجبور به زندگي در زير سطح فقر هستند، به موجب آمار مورد تاييد سازمانهاي جهاني به طور ميانگين سالانه 10 درصد كاهش يافته است. بهبود وضعيت فقرا و طبقه ضعيف و تهيدست كشور و رساندن آنها به سطح استاندارد زندگي در كنار دستيابي آسان آنها به بهداشت و آموزش رايگان هر چند به باور بسياري نتيجه سيل دلارهاي نفتي است
كارگران و شهروندان، در كنار اعطاي انبوه زمينها و اراضي به بوميان فقير و رعيتهاي بيخانمان و يا پخش سهام كارخانجات دولتي ميان كارگران شاغل در آن باعث شده تا طبقه متوسط اين كشور اصلاحات مورد نظر را مورد استقبال قرار دهند.
اقدام جالب چاوز اما در سال 2006 شكل گرفت. تصويب قانون شوراهاي محلي باعث شد تا جوامعي كه خواهان سازماندهي به شكل و شيوه شورا هستند، به صورت رسمي ثبت شده و از بودجهها و اعتبارات دولت فدرال برخوردار شوند. دولت همچنين قوانين بسياري را براي دفاع از حقوق بوميان ونزوئلا و به طور خاص به رسميت شناختن مالكيت آنها بر اراضي و يا استخراج منابع نهفته در مناطق مسكوني آنها، حق ساماندهي سيستم آموزش و پرورش متناظر با نيازهاي خود، حق آموزش زبان و... تصويب و اجرا كرده است.
در بخش نفت هم چاوز قراردادهاي نفتي كشور را دچار تحولي جدي كرد. ونزوئلا يكي از بزرگترين توليدكنندگان نفت بود كه عملا نقشي در تصميمهاي موثر بر بازار نداشت. چاوز از همان ابتدا خود را به عنوان يكي از معدود سران كشورهاي عضو اوپك، كه منافع خود را بر همراهي با آمريكا ترجيح داده و لذا خواستار افزايش بهاي نفت بود، معرفي كرد. رئيسجمهوري ونزوئلا دلارهاي نفتي را به سرعت به سمت پروژههاي آموزشي، درماني و بهداشتي روانه كرده و بدين ترتيب مردمان اين كشور دلارهاي نفتي را بر سر سفرههاي خود يافتند. انعقاد قراردادهاي استخراج و اكتشاف با چين، برزيل و آرژانتين و حتي هندوستان باعث به حاشيه راندن كشورها و شركتهايي شده است كه در ساليان گذشته منابع نفتي كشور را به غارت ميبردند.
افزايش بهاي نفت در بازارهاي جهاني و به ثمر نشستن سرمايهگذاريهاي كشور در بخش صنعت باعث شد تا در چهار سال گذشته اين كشور به ترتيب رشدي 3/10، 6/9، 9 و 18 درصدي را تجربه كند... سرعت رشد بخشهاي غيرنفتي كشور هم در سه سال گذشته بيش از 10 درصد بوده است.
درصد شهرونداني كه مجبور به زندگي در زير سطح فقر هستند، به موجب آمار مورد تاييد سازمانهاي جهاني به طور ميانگين سالانه 10 درصد كاهش يافته است. بهبود وضعيت فقرا و
رشد اقتصادي و بهبود شاخصههاي زندگي در شرايطي محقق شده است كه چاوز از سبك و سياق متداول در كشورهاي در حال توسعه يا همان تن دادن به الزامات نهادهاي بينالمللي مانند صندوق بينالمللي پول و يا بانك جهاني نهتنها تبعيت نكرده است، بلكه پس از بازپرداخت تمامي بدهي كشور به هر دو نهاد از آنها خارج نيز شده است
طبقه ضعيف و تهيدست كشور و رساندن آنها به سطح استاندارد زندگي در كنار دستيابي آسان آنها به بهداشت و آموزش رايگان هر چند به باور بسياري نتيجه سيل دلارهاي نفتي است، اما نگاهي به روند بازار نفت نشان ميدهد كه بالا رفتن درآمدهاي نفتي تنها اين روند را تسريع كرده است.
سياستهاي چاوز در اين راستا از همان ابتدا با اولويتهاي مشخص خود اجرا شده و به تدريج به بار نشسته بودند. نگاهي به 5 سال نخست هزاره سوم براي نمونه نشان ميدهد كه تورم در اين كشور از 9/29 درصد به 4/14 درصد سقوط كرده است. افزايش توليد، تشويق مردم به خريد كالاي داخلي و كاهش واردات كه با تقويت صنايع داخلي و به تبع آن افزايش توليد محقق ميشد هم اقتصاد كشور را زنده كرده و به تحركي كمنظير واداشته است.
اين رشد اقتصادي و بهبود شاخصههاي زندگي در شرايطي محقق شده است كه چاوز از سبك و سياق متداول در كشورهاي در حال توسعه يا همان تن دادن به الزامات نهادهاي بينالمللي مانند صندوق بينالمللي پول و يا بانك جهاني نهتنها تبعيت نكرده است، بلكه پس از بازپرداخت تمامي بدهي كشور به هر دو نهاد از آنها خارج نيز شده است. چاوز اين دو نهاد را ابزارهاي امپرياليسم براي به شكست كشاندن ملتهاي مقاوم در برابر امپرياليسم ميخواند.
چاوز با تمامي سياستهايي كه مخالفانش آن را عوامانه و در جهت ربودن قلب مردمان طبقه متوسط ميخوانند، تاكنون توانسته يكي از بهترين دوران اقتصادي اين كشور را رقم بزند. در جنگ لفظي ميان مخالفان و موافقان حضور وي در اين مسند و در ميانه تظاهراتي كه روزي با حضور مخالفان او در خيابانها و با پلاكاردهاي مخالفت برگزار ميشود و روزي ديگر با ريختن هواداران حكومت او، آنچه كه ملموس و حسكردني است، بهبود زندگي مردمي است كه كمتر زماني را به خاطر ميآورند كه فارغ از هراس گرسنگي، سرما و بيماري سر كرده باشند.
مردمان ونزوئلا، اين سرزمين غني كه امروزه ديگر حياط خلوت ايالات متحده نيست، دلايل بسياري براي موافقت با اصلاحات مورد نظر رئيسجمهوري خود دارند.