محسن مقصودیهرچه به ايام انتخابات نزديكتر شويم، سناريوهاي از پيش طراحي شده احزاب و شخصيتهاي سياسي براي كسب كرسيهاي مجلس بيشتر مشخص ميشود. در اين ميان جبهه دوم خرداد كه در انتخاباتهاي اخير با «نه» مردم مواجه شده است، طراحي ويژهاي كرده تا قدرت از دست رفته خويش را بازيابد. اصلاح طلبان كه خود اذعان دارند بيش از هر چيز، چوب افراط گرايي، سياستزدگي، ساختار شكني و عدم توجه به نيازهاي حقيقي مردم در دوران حكومت خود را ميخورند، اين بار هم ظاهرا بخش افراطي و سياستباز اين جبهه بر ادامه همان مسير غلط گذشته اصرار دارد و مي خواهد با سوء استفاده از برخي مشكلات و مطالبات به حق مردمي به مسند قدرت بازگردد. آنها موفقيت در انتخابات مجلس هشتم را مقدمهاي بر تصاحب دولت دهم ميداند.
اما يقينا اصلاح طلبان پس از پايان سناريوي تكراري جنجال در خصوص رد صلاحيت ها (كه البته حق انتقاد و اعتراض
آيا اصولگرايان هم براي كسب آراي مردم بايد رويكردي تهاجمي و تخريبي نسبت به دولت داشته باشند؟ و يا برعكس آيا اصولگرايان بايد در موضعي انفعالي، توجيهگر تمام تصميمات درست و غلط دولت باشند؟ براستي چه رويكردي درتبليغات انتخاباتي ميتواند مطابق حقيقت و مصلحت باشد؟
قانوني براي آنها وجود دارد)، سناريوهاي بعدي خود را فعال خواهند كرد. با پايان يافتن سناريوي فعلي، اصلاح طلبان تمام توان خود را در تخريب دولت به كار خواهند بست و سناريوي اصلي آنها در تبليغات انتخاباتي و مطبوعاتي خود، حمله به دولت و درهم آميختن نقد و تخريب و بزرگنمايي ضعفها و مشكلات و نقايص دولت و مجلس هفتم خواهد بود. اصلاح طلبان كه البته اين حملات را در دو سال گذشته نيز بدون اشاره به سال هاي ضعيف مديريت خود و عدم توجه به مشكلات مردم در آن سال ها انجام داده بودند، يقينا در روزهاي آينده اين حملات را شديدتر خواهند كرد. البته از اين حقيقت هم نبايد گذشت كه نقايص و ضعفهايي در دولت و كاستيهايي درمجلس هفتم وجود دارد، كه امروز رقيب آنها را مستمسك تخريبها و تبليغات خود قرار داده كه شرح و ريشهيابي آن مجالي ديگر ميطلبد.
اصولگرايان و دولت نهم اما در مقابل هوچيگري ها و تخريبهاي اصلاح طلبان در قبال دولت، اصولگرايان بايد چه رويكردي در قبال دولت نهم داشته باشند؟
آيا اصولگرايان هم براي كسب آراي مردم بايد رويكردي تهاجمي و تخريبي نسبت به دولت داشته باشند؟ و يا برعكس آيا اصولگرايان بايد در موضعي انفعالي، توجيهگر تمام تصميمات درست و غلط دولت باشند؟ براستي چه رويكردي درتبليغات انتخاباتي ميتواند مطابق حقيقت و مصلحت باشد؟ و چه رويكردي ميتواند سناريوي تبليغاتي غيرمنصفانه اصلاح طلبان در قبال دولت را خنثي كند و اصولگرايان حقيقي را در موضعي فعال، اصولي و مردمي قرار دهد؟ توجه به سخنان
در ميان اصولگرايان طيف گستردهاي از حاميان افراطي دولت نهم (توجیه گران) گرفته تا منتقدان افراطي دولت (تخریب گران) حضور دارند و لذا ايجاد تعادل و وحدت نظر در اين طيفها و اتخاذ تصميمي عاقلانه و منطبق بر اصول و معيارهاي انقلاب در قبال دولت بسيار مهم و وحدت بخش خواهد بود
رهبری در یزد و دفاع مستمر ایشان از نقاط مثبت دولت با کدام رویکرد سازگار تر است؟
از آنجايي كه در بدنه اصولگرايان اعم از ائتلاف ها و يا نامزدهاي مستقل اصولگرا و ... طيف وسيعي از سلايق مختلف سياسي با مواضع مختلف در قبال دولت حضور دارند اهميت پاسخ به سئوالات فوق جديتر ميشود.
امروز در چتر بزرگ و وسيع اصولگرايان ـ كه متاسفانه معيار و اصول آن به خوبي مشخص نيست ـ جريانهاي مختلفي حضور دارند كه اگر مصلحتا در مقطع فعلي همه آنها را اصولگرا بدانيم بايد با درايت سعي شود تا مواضعي واحد، منطقي و صحيح در تبليغات انتخاباتي و عليالخصوص درنوع تعامل با دولت در شعارها و برنامهها اتخاذ گردد. در ميان اصولگرايان طيف گستردهاي از حاميان افراطي دولت نهم (توجیه گران) گرفته تا منتقدان افراطي دولت (تخریب گران) حضور دارند و لذا ايجاد تعادل و وحدت نظر در اين طيفها و اتخاذ تصميمي عاقلانه و منطبق بر اصول و معيارهاي انقلاب در قبال دولت بسيار مهم و وحدت بخش خواهد بود.
راه حل سوم
همان طور كه ذكر شد با توجه به طيفهاي متعدد حلقه اصولگرايان، دو راه حل ابتدايي وجود دارد كه هر دوي آنها خلاف حقيقت و مصحلت به نظر ميرسد.
راه حل اول كه شايد مطلوب برخي جريانهاي مخالف دولت در ميان اصولگرايان است، اتخاذ مواضع تند انتقادي و موضعگيري شديد مقابل كليت دولت نهم در تبليغات انتخاباتي است. اين راه حل اگرچه شايد به دليل رويكرد تهاجمي و انتقادي در كسب آراي مردم موفق نشان دهد اما تفاوت چنداني با رويكرد سياستزده و كاسب كارانه اصلاح طلبان
راه حل اول كه شايد مطلوب برخي جريانهاي مخالف دولت در ميان اصولگرايان است، اتخاذ مواضع تند انتقادي و موضعگيري شديد مقابل كليت دولت نهم در تبليغات انتخاباتي است. اين راه حل اگرچه شايد به دليل رويكرد تهاجمي و انتقادي در كسب آراي مردم موفق نشان دهد اما تفاوت چنداني با رويكرد سياستزده و كاسب كارانه اصلاح طلبان نخواهد داشت
نخواهد داشت و تضعيف دولت اصولگرا به اين شيوهي غيرمنصفانه، مطلوب نبوده و اساسا ميتواند به نااميدي مردم از اصولگرايان بيانجامد.
اما
راه حل دوم اصولگرايان كه احتمالا مطلوب برخي حاميان افراطي دولت نهم در ميان اصولگرايان است، دفاع دربست از تصميمات و اقدامات دولت در تبليغات انتخاباتي است. طرفداران اين راه كار معتقدند، مجلس آينده بايد كاملا دراختيار دولت نهم باشد و بي چون و چرا به حمايت از دولت بپردازد! اگر اين رويكرد در تبليغات انتخاباتي غالب گردد اصولگرايان مجبورند، رويكردي انفعالي و توجيهگر در انتخابات داشته باشند و واضح است در شرايطي كه مردم از برخي مشكلات و نواقص، خصوصا برخي برنامهي اقتصادي دولت گلهمندند، اين رويكرد انفعالي و تاييد منفعلانه و دربست سياستهاي دولت در تبليغات انتخاباتي نه به مصلحت اصولگرايان است و نه با حقيقت و روح آرمانگرايانه و اصولي نيروهاي انقلابي منطبق خواهد بود و شائبه ورود وكيلالدولهها به مجلس را ايجاد كرده و در صورت پيروزي نيز مجلسي خواهيم داشت كه قطعا در راس امور نخواهد بود.
اما راه حل سوم چيست؟ و چگونه بايد ميان اين طيفهاي مختلف، ايجاد وحدت نمود به گونهاي كه هم به مصلحت نظام باشد، هم معيارهای اصولگرايانه تامين گردد و هم به مشكلات و مطالبات مردم پرداخته شود. قطعا راه حل سوم را بايد با نگاهي منصفانه و خارج از حب و بغضهاي سياسي نسبت به دولت جستجو و تبيين كرد.
به نظر ميرسد
راه حل سوم اصولگرايان، همان «نقد درون گفتماني و اميدآفرين» خواهد بود؛ يعني دفاع از كلیت و جهتگيري هاي دولت، در كنار نقد جدي نقاط ضعف آن و تاكيد بر استمرار نقاط قوت دولت. به عبارت ديگر
راه حل دوم اصولگرايان كه احتمالا مطلوب برخي حاميان افراطي دولت نهم در ميان اصولگرايان است، دفاع دربست از تصميمات و اقدامات دولت در تبليغات انتخاباتي است. طرفداران اين راه كار معتقدند، مجلس آينده بايد كاملا دراختيار دولت نهم باشد و بي چون و چرا به حمايت از دولت بپردازد! اگر اين رويكرد در تبليغات انتخاباتي غالب گردد اصولگرايان مجبورند، رويكردي انفعالي و توجيهگر در انتخابات داشته باشند
نه توجيه گري، نه تخريبگري؛ بلكه دفاع اميدبخش از نقاط قوت دولت و نقد جدي، دلسوزانه و بدون تعارف نقاط ضعف و نقايص دولت نهم، راه حل سوم اصولگرايان و تنها راه منطبق بر مصلحت و حقيقت خواهد بود و اين تنها روشي است كه بر مفهوم حقيقي اصولگرايي منطبق است. و صد البته اين نحوه تعامل با دولت، تنها نبايد به ايام تبليغات انتخاباتي خلاصه شود و پس از انتخابات نيز بايد ادامه يابد. ضمن آنكه آنها كه در دو سال گذشته نيز با سياسيكاري و مصلحتانديشي بيجا جز اين عمل كردهاند، بايد پاسخگوي عمل خويش باشند.
نقاط قوت و ضعف دولت نهم كدامند؟ حقيقت اين است كه دولت نهم نقاط قوت منحصر به فردي دارد كه ميتواند و بايد با كمك مجلس آتي با قوت بيشتري استمرار يابد. از نقاط قوت دولت كه بايد در تبليغات انتخاباتي اصولگرايان هم بر استمرار آن تاكيد شود؛ ميتوان به مسائل زير اشاره كرد:
1ـ رويكرد تهاجمي و فعال در پرونده هستهاي و مواضع ضد استكباري در سياست خارجي
2ـ رويكرد عدالت محور خصوصا در سفرهاي استاني و تلاش جدي براي رفع فقر و محروميت از مناطق محروم
3ـ تلاش دولت براي اصلاح برخي ساختارهاي غلط مديريتي
4ـ اصلاح رابطه مسئولان با مردم و تاكيد بر سادهزيستي و مردمي بودن مديران و ...
5- غبارزدايي از اصول و مباني انقلاب
اما از جمله نقاط ضعفي كه به نظر ميرسدبايد مورد انتقاد جدي و بدون تعارف اصولگرايان واقع شود و اصولگرايان بايد در مقام مجلس آینده، براي اصلاح آن نه شعار، كه « برنامه عملي» ارائه دهند موارد زير است:
1ـ برخي برنامهها و سياستهاي غلط اقتصادي دولت، كه منجر به افزايش تورم شده است.
2ـ اصلاح برنامه ريزيها در خصوص معضل مسكن
3ـ بيبرنامگي و انفعال دولت در بخش فرهنگ و عدم توجه ويژه به مسايل فرهنگي
4ـ شتابزدگي در برخي تصميمات و عدم ثبات مديريت
5ـ اتكاي بيشتر از
راه حل سوم اصولگرايان، همان «نقد درون گفتماني و اميدآفرين» خواهد بود؛ يعني دفاع از كلیت و جهتگيري هاي دولت، در كنار نقد جدي نقاط ضعف آن و تاكيد بر استمرار نقاط قوت دولت. به عبارت ديگر نه توجيه گري، نه تخريبگري؛ بلكه دفاع اميدبخش از نقاط قوت دولت و نقد جدي، دلسوزانه و بدون تعارف نقاط ضعف و نقايص دولت نهم، راه حل سوم اصولگرايان و تنها راه منطبق بر مصلحت و حقيقت خواهد بود و اين تنها روشي است كه بر مفهوم حقيقي اصولگرايي منطبق است
حد به درآمدهاي نفتي
البته همان طوركه اشاره شد، نقاط ضعف و نقص دولت و حتي مجلس هفتم بايد به صورت جدي و محكم مورد نقد اصولگرايان قرار گيرد و اين نقد بايد با ارائه برنامه و راه كار عملي براي اصلاح باشد و نه صرفا نقدي تبليغاتي و شعاري و اين بر اهميت و لزوم انسجام بيشتر اصولگرايان حقيقي و تغيير فضاي حاكم بر تبليغات انتخاباتي، از جنگهاي بيحاصل سياسي به سمت «برنامه محوري» و حل معضلات اصلي كشور و مردم ميافزايد.
اصلاح طلبانِ ارزشي و انقلابي هم بيايند تجربه انتخابات اخير نشان داده كه مردم تنها در صورتي به گروههاي سياسي اعتماد ميكنند، كه از عمق جان باور كنند، كه افراد و يا ائتلاف هاي سياسي حقيقتا قصد خدمت به مردم و اصلاح نقاط ضعف مديريت كشور را دارند و خداي ناكرده به قصد قدرتطلبي و ثروت اندوزي شخصي و جناحي وارد اين عرصه مقدس نشدهاند. و امروز اين بر اصولگرايان است كه جهتگيري حقيقي خود را صادقانه به مردم عرضه دارند و تنها آنهايي پيروز حقيقياند كه مخلصانه و تنها براي رضاي خدا و خدمت به مردم وارد عرصه شوند و لذا با اين نگاه حتي اصلاح طلبان ارزشي و معتقد به آرمانهاي انقلاب نيز اگر به قصد خدمت وارد عرصه شوند، پيروزي و حضور اين عده نيز خوشايند خواهد بود واساسا شايد بهتر باشد در تعاريف اصولگرايي اصلاح طلبي رايج تغييرات جدي صورت گيرد و اين اسامي مفهوم حقيقي خود را پيدا كنند. چرا كه بايد پذيرفت امروز همه نيروهاي اصيل انقلاب در اصولگرايان خلاصه تمي شوند و همه آنها كه امروز خود را اصولگرا ناميده اند نيز جزء نيروهاي اصيل انقلاب نيستند.
در این میان، اصلاح طلبان میانه رو و انقلابی کشور نیز می توانند سهم مهمی را در جلوگیری از لجن پراکنی های سیاسی در انتخابات آتی ایفا کنند و همچنین با ارائه طرح های خویش برای حل معضلات کشور، مورد توجه و انتخاب مردم قرار گیرند و نقش خویش را در پیشبرد اوضاع کشور بازی کنند و از طرف دیگر از ایجاد تک صدایی در انتخابات جلوگیری نمایند. ان شاء الله