امروز دوشنبه 24 اسفند 1388
Monday 15 March 2010
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

از نهي از منكرهاي ما تا «نهي از منكر» حسينی؛

آيا مبارزه با مفاسد اقتصادي، نهي از منكر نيست؟

مرجع : سیاست روز 2 بهمن 1386 ساعت 8:17
در فرهنگ ديني ما بالاترين مرتبه امر به معروف و نهي از منكر در خصوص حاكمان و مسئولان ذكر شده است. همان طور كه ابا عبدالله هم قيام خود عليه حكومت ظالم و فاسد اموي را مصداق امر به معروف و نهي از منكر معرفي مي كند. اين منطق استوار از آنجا نشات مي گيرد كه ريشه بسياري از مفاسد خرد و كلان در جامعه از فساد حكومت ها و نقايص و منكرات آنها ناشي مي شود.
آيا مبارزه با مفاسد اقتصادي، نهي از منكر نيست؟
محسن مقصودی

اگر همين امروز از دانش آموزان يك دبيرستان و يا دانشجويان يك دانشگاه بپرسيد از «امر به معروف و نهي از منكر» چه ذهنيتي دارند، چه خواهند گفت؟ اگر بگوئيد قرار است از فردا در آن مدرسه يا دانشگاه گروهي به عنوان ستاد امر به معروف و نهي از منكر و يا اسمي مشابه اين فعاليت كنند، دانش آموزان و دانشجويان چه احساس و برداشتي خواهند داشت و از فردا منتظر چه خواهند بود؟ 

خوب است اين نظرسنجي در دبيرستان ها و دانشگاه‌هاي ما انجام شود ولي نگارنده كه خوشبختانه همين موضوع را در هر دو محيط فوق و ساير محيط هاي مشابه تجربه كرده است به صراحت مي گويد برداشت اكثر مخاطبان از ستادها و نهادهاي امر به معروف و نهي از منكر و مفهوم اين فريضه تنها به تذكرات نيروهاي مذهبي در خصوص نوع لباس و پوشش و وضعيت ظاهري آنها و يا اعتراض به استماع موسيقي‌هاي غيرمجاز و ... خلاصه مي شود و ديگر هيچ! متاسفانه همين برداشت اشتباه موجب شده است كه عموم جامعه ما از اين فريضه خاطره و احساس خوبي نداشته باشند و از آن فاصله بگيرند. 

اما آيا براستي فريضه مهم امر به معروف و نهي از منكر كه در اسلام برپا شدن همه فرايض در جامعه منوط به برپايي آن است، در همين امور جزئي خلاصه مي شود و آيا كوچك كردن اين
فريضيه‌اي كه مي توانست و بايد در خدمت اهداف بلند انقلاب اسلامي و گسترش عدالت و معنويت در ايران و حتي جهان باشد، به شدت از سوي عده‌اي با استفاده ابزاري و احساسي كوچك و خردشد و در اين ميان دشمنان فرهنگ انقلاب اسلامي بيشترين بهره را از اين فضا بردند
فريضه در حد اين امور كوچك و جزئي- كه حتي دربعضي موارد سليقه‌اي و نادرست هم هست- جفا به اين فريضه بزرگ نيست؟ آيا تعريف عرف جامعه ما- كه تحت تاثير فضاهاي فرهنگي و رسانه‌هاي ما بوده‌اند- با تعريف اسلامي اين فريضه مطابقت دارد؟
 
متاسفانه در سال هاي پس از جنگ تحميلي با سوء استفاده از حال و هواي بعضا احساسي و با صفاي نيروهاي مذهبي و حزب اللهي فضاي فرهنگي، سياسي كشور به گونه‌اي هدايت شد كه بخش كثيري از نيروهاي ارزشي در مقابل عموم مردم قرار گرفتند و با عنوان امر به معروف و نهي از منكر با جزئي‌ترين منكرات ، بدترين برخوردها صورت گرفت، بگذريم از اينكه گاهي اوقات با مسائلي برخورد مي شد كه اساسا منكر هم نبودند. 

به هر حال همين اشتباهات كه البته نمي تواند بدون برنامه ريزي پشت پرده عده‌اي رخ داده باشد، ‌فريضه مقدس و حيات بخش امر به معروف و نهي از منكر از كاركرد اصلي و جامعه ساز خود خارج شد و كاركردي جزئي، سطحي و دافعه ساز به خود گرفت. فريضيه‌اي كه مي توانست و بايد در خدمت اهداف بلند انقلاب اسلامي و گسترش عدالت و معنويت در ايران و حتي جهان باشد، به شدت از سوي عده‌اي با استفاده ابزاري و احساسي كوچك و خردشد و در اين ميان دشمنان فرهنگ انقلاب اسلامي بيشترين بهره را از اين فضا بردند، به طوري كه مي توان گفت در دو دهه اخير اين فريضه بزرگ بيشتر از آنكه به گسترش فرهنگ اسلامي در جوانان و ساختارهاي جامعه كمك كند، برداشت‌هاي غلط از آن موجب دفع جوانان از فرهنگ اسلامي و عدم نظارت مردم بر ساختارهاي اجتماعي، سياسي جامعه شده است.

از «نهي از منكر» حسيني تا نهي از منكرهاي ما

اما در فرهنگ ديني ما بالاترين مرتبه امر به معروف و نهي از منكر در خصوص حاكمان و مسئولان ذكر شده است. همان طور كه ابا عبدالله هم قيام خود عليه حكومت ظالم و فاسد اموي را
در فرهنگ ديني ما بالاترين مرتبه امر به معروف و نهي از منكر در خصوص حاكمان و مسئولان ذكر شده است. همان طور كه ابا عبدالله هم قيام خود عليه حكومت ظالم و فاسد اموي را مصداق امر به معروف و نهي از منكر معرفي مي كند. اين منطق استوار از آنجا نشات مي گيرد كه ريشه بسياري از مفاسد خرد و كلان در جامعه از فساد حكومت ها و نقايص و منكرات آنها ناشي مي شود
مصداق امر به معروف و نهي از منكر معرفي مي كند. اين منطق استوار از آنجا نشات مي گيرد كه ريشه بسياري از مفاسد خرد و كلان در جامعه از فساد حكومت ها و نقايص و منكرات آنها ناشي مي شود و لذا اصلاح حاكمان و ساختارهاي حكومتي در مرتبه اول دستورات اسلامي است و مبارزه با طاغوت ها و قيام براي برقراري قسط و عدل از بالاترين مراتب امر به معروف و نهي از منكر است.

اكنون كه در ماه محرم بسر مي بريم، چه خوب است كه مردم و خصوصا نهادهاي مسئول و رسانه‌هاي فرهنگ ساز نگاهي به تعريف جامع اين فريضه از نگاه اباعبدالله بياندازند. امام حسين (ع) در جمع خواص جامعه اسلامي و بزرگان و علماي اسلامي در سرزمين منا و در خطبه معروف منا ضمن انتقاد از آنها در خصوص فراموشي امر به معروف و نهي از منكر اين فريضه را اينگونه معرفي مي كند: «...اگر اين فريضه ادا شود و برپا گردد، همه فرايض – از آسان و دشوار- برپا شوند؛‌‌ چه،‌ امر به معروف و نهي از منكر دعوت به اسلام است همراه رد مظالم و مخالفت با ظالم و تقسيم بيت المال و غنائم، و گرفتن زكات از جاي خود و صرف آن در مورد بسزاي خود.» 

براستي اين تعريف امام حسين (ع) چقدر با تعاريف ما منطبق است ؟! در تعريف امام (ع) در مفهوم اين فريضه مبارزه با ظلم و تقسيم عادلانه بيت المال نهفته است و در تعريف ما تنها و تنها گير دادن به ظاهر و پوشش افراد ! در منطق ديني امر به معروف و نهي از منكر بيش از آنكه مفهومي فردي و شخصي داشته باشد مفهومي سياسي و اجتماعي دارد. 

براستي تك تك ما، آيا به همان اندازه كه در مورد حجاب و نحوه پوشش مردان و زنان جامعه و يا پخش موسيقي و ... حساسيم نسبت به انواع منكرات و تبعيض ها و بي عدالتي ها در جامعه حساسيت داريم؟! آيا آن قدر كه از تراشيدن ريش جوانان برآشفته مي شويم نسبت به افزايش شكاف طبقاتي و فقر شديد و مطلق بيش از 9 ميليون نفر در جامعه دغدغه داريم؟ آيا آنقدر كه در خصوص منكرات جزئي تحقيق و تفحص مي كنيم در خصوص تعداد ميليوني خانواده‌هايي كه با ماهيانه حدود 50 هزار تومان مستمري بايد زندگي كنند تحقيق
آيا آن قدر كه از تراشيدن ريش جوانان برآشفته مي شويم نسبت به افزايش شكاف طبقاتي و فقر شديد و مطلق بيش از 9 ميليون نفر در جامعه دغدغه داريم؟ آيا آنقدر كه در خصوص منكرات جزئي تحقيق و تفحص مي كنيم در خصوص تعداد ميليوني خانواده‌هايي كه با ماهيانه حدود 50 هزار تومان مستمري بايد زندگي كنند تحقيق كرده‌ايم؟!
كرده‌ايم؟!‌ آيا نسبت به ظلم و تجاوزي كه به ساير ملتهاي مسلمان در فلسطين ، عراق و افغانستان مي شود فكر كرده‌ايم؟!

اين ها مرتبه دهم است!

سخن اين نيست كه امور فردي و دستورات جزئي دين مهم نيست و نبايد نسبت به آنها حساس بود، بلكه سخن در اولويت بندي هاست سخن در اولويت نگرفتن اصول و امور حياتي و در مقابل ضريب يافتن امور كوچك و جزئي و بعضا مستحبي است. به تعبير شهيد مطهري « اگر ارزش‌هاي اسلامي معكوس شود و ارزش درجه اول، درجه آخر شمرده شود و درجه آخر، درجه اول، معنايش همان اسلامي است كه وارونه شده و پوستيني است كه آن را وارونه پوشيده‌اند.» 

رهبر معظم انقلاب هم در اين خصوص سخن زيبايي دارند، كه متاسفانه رسانه‌ها در تبيين و تبليغ آن كوتاهي كرده‌اند، ايشان در اين سخنراني پرداختن به مسائل پوشش ظاهري جوانان را جزء دهم امر به معروف و نهي ار منكر بر مي شمارند و مي فرمايند: « نهى از منكر هم فقط نهى از گناهان شخصى نيست. تا مى‏گوييم نهى از منكر، فوراً در ذهن مجسّم مى‏شود كه اگر يك نفر در خيابان رفتار و لباسش خوب نبود، يكى بايد بيايد و او را نهى از منكر كند. فقط اين نيست؛ اين جزء دهم است. نهى از منكر در همه زمينه‏هاى مهم وجود دارد؛ مثلاً كارهايى كه افراد توانا دستشان مى‏رسد و انجام مى‏دهند؛ همين سوء استفاده از منابع عمومى؛ همين رفيق‏بازى در مسائل عمومى كشور، در باب واردات، در باب شركتها و در باب استفاده از منابع توليدى و غيره؛ ... يك وقت است كه آن كسى كه مسؤول دولتى است و قدرت و اجازه و امضاء در دست اوست، با يك نفر رابطه ويژه برقرار مى‏كند؛ اين آن چيزى است كه ممنوع و گناه و حرام است و نهى از آن بر همه كسانى كه اين چيزها را فهميده‏اند - در خود آن اداره، در خود آن بخش، بر مافوق او، بر زيردست او - واجب است؛ تا فضا براى كسى كه اهل سوء استفاده است، تنگ شود.» رهبر انقلاب در ابن سخنراني از فراموشي «امر به معروف» و پرداختن صرف به نهي
آيا اگر جوانان ما بدانند كه بالاترين مرتبه اين فريضه در عدالتخواهي و مطالبه حقوق مردم و آرمان هاي اسلامي از مسئولان تبيين مي شود باز هم از آن رويگردانند؟ اگر به جوانان و مردم مسلمان خود مي آموختيم كه مبارزه با مفاسد اقتصادي و باندهاي مافيايي قدرت و ثروت از اولويت هاي نهي از منكر است ، آيا باز هم اين فريضه مهجور مي ماند؟
از منكر نيز انتقاد مي كنند. 

ايشان همچنين در سخنراني اخير خود در جمع روحانيون يزدي مي فرمايند:« مصداق كامل و تمام امر به معروف، ايجاد جامعه و حكومت اسلامي و مصداق كامل نهي از منكر، نهي از يك جامعه طاغوتي است اما در صورت فقدان وسيع نگري، اين حكم عظيم خداوند، در مسائل جزيي خلاصه خواهد شد.»

آيا مبارزه با مفاسد اقتصادي، نهي از منكر نيست؟!

براستي امروز امر به معروف و نهي از منكر مسئولان و به تعبيري انتقاد و مطالبه حقوق مردم و آرمان هاي انقلاب اسلامي از مسئولان چقدر نهادينه شده است؟ در ادارات دولتي ما، كارمندان چقدر نسبت به تصميمات غلط و مفاسد و يا خطاهاي مسئولان خود جرات انتقاد و اعتراض دارند؟ در صورت انتقاد آنها از تصميمات غلط و يا تخلفات و مفاسد مسئولان چه كسي از آنها حمايت مي كند؟!
 
اگر چه عدم حمايت از آنها، از وظيفه كارمندان دولتي در عمل به فريضه امر به معروف و نهي از منكر در خصوص مديران نمي كاهد اما به نظر مي رسد دستگاه‌هاي قانون گذاري ما و نهادهاي اجرائي در احياي اصل هشتم قانون اساسي كه بر نظارت همگاني مردم بر حكومت و احياي فريضه امر به معروف و نهي از منكر در جامعه با وضع قوانين حمايتي اصرار دارد، كوتاهي كرده‌اند دستگاه‌هاي فرهنگي، مطبوعات و خصوصا رسانه ملي در ترويج مفهوم صحيح امر به معروف و نهي از منكر چقدر كوشيده‌اند؟
 
آيا اگر جوانان ما بدانند كه بالاترين مرتبه اين فريضه در عدالتخواهي و مطالبه حقوق مردم و آرمان هاي اسلامي از مسئولان تبيين مي شود باز هم از آن رويگردانند؟ اگر به جوانان و مردم مسلمان خود مي آموختيم كه مبارزه با مفاسد اقتصادي و باندهاي مافيايي قدرت و ثروت از اولويت هاي نهي از منكر است ، آيا باز هم اين فريضه مهجور مي ماند؟ و آيا كساني مي توانستند به اسم دين و با سوء استفاده از عناوين مختلف سياسي و مذهبي و ... براي خود كاخ هاي آنچناني بسازند؟ و آيا فرمان مبارزه با مفاسد اقتصادي رهبر معظم انقلاب به اين راحتي فراموش مي شد؟! و آيا عدالت اجتماعي و مبارزه با فقر و فساد و تبعيض رها مي گشت؟!



کد مطلب : 1211
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1386-11-27 14:31

الملك يبغي مع الكفر و لايبغي مع الظلم

1386-11-02 16:38

نهي از منكر شرايط مي خواهد. مفسدين شرايط نهي از مفاسد را ندارند.

1386-11-02 16:45

البته در نظر قبلي انهايي كه شرايط نهي از منكر ندارند بعضي (بخوانيد اكثر) مسوولان هستند و نه عدالتخواهان.