التقاط راست و یادداشتی در ستایش سرمایه داری؛
قول پیامبر اکرم هم سوسیالیستی است!
30 تير 1387 ساعت 2:36
مرجع : عدالتخانه
سرمايهداري تلاش انسان است براي بهرهمند شدن از جهاني كه خداوند در اختيار او قرار داده است. سوسياليستها و صوفيان معتقدند كه انسان بايد از جهان به قدر نيازش بهرهمند شود اما ليبرالها و سنتگرايان معتقدند انسان بايد از جهان به قدر تلاشاش بهرهمند شود
به گزارش عدالتخانه، سردبیر هفته نامه "شهروند امروز" با نگارش یادداشتی با عنوان "در ستایش سرمایه داری"، آن نوع نگاه های انتقادی و مخالفت ها با نظام سرمایه داری را که از ادبیات دینی و اسلامی بهره می گیرند را به تصوف گرایی و سوسیالیسم نسبت داد.
وی ضمن اشاره به ریشه های تاریخی خصومت ایرانیان با پدیده سرمایه داری می نویسد: ثروتمندي در ايران پسنديده نيست. سرمايهداري مذموم است. نه فقط نزد دولت كه نزد ملت. ترديدي نكنيد سرمايهداريستيزي دولت ريشه در توانگرستيزي ملت دارد و محمود احمدينژاد حتي اگر برآمده از اين ملت نباشد به خوبي آنان را شناخته و انگشت بر روح توانگرستيزي آنان گذاشته و برپايه آن حكمراني خود را بنا كرده است.
وی در جایگاه یک تاریخ شناس(!) و عالم دینی(!) ادعا می کند: توانگرستيزي در ايران پديدهاي مدرن است. در سنت ايراني مانند سنتهاي تاريخي ديگري كه سراغ داريم خوبي و بدي به توانگري و درويشي ربطي نداشت البته در ادبيات عرفاني و اخلاقي و ديني ايرانيان شيعه اسراف و اتلاف نكوهش شده و حتي به درويشي توصيه شده است اما اين نه تنها همه دين و ادب و اخلاق سنتي ايراني نيست كه صورت غالب سنت ما هم نيست.
نویسنده مذکور اضافه می کند: وقوع انقلاب اسلامي ايران توانگرستيزي را به ارزشي ديني و اخلاقي تبديل كرد. مشاهده ثروتمنداني كه در جريان سرمايهداري دولتي پهلوي سرمايهدار و ثروتمند شده بودند و با بهرهگيري از رانتها و ثروتهاي دولت آورده به مكنت رسيده بودند طبقه محروم را در شرايطي قرار داد كه از ثروت نفرت داشته باشد. موج سوسياليسم و سوسياليسم اسلامي در آن شرايط انقلابي نيز سبب ميشد كه عواطف تودهها تئوريزه شده و به اخلاق غالب و رسمي زمانه تبديل شود.
سردبیر هفته نامه وابسته به جریان کارگزاران در بخش دیگری از مقاله خود این گون اعتراف می کند: حتي 16 سال خصوصيسازي دولتهاي هاشمي رفسنجاني و سيدمحمد خاتمي نيز نتوانسته آن را تغيير دهد... و به دليل اقتدار دولتگرايي در ايران خود در دام رانتها افتادند و به جاي خصوصيسازي به مخصوصسازي روي آوردند و بر نفرت عمومي از سرمايهداري دامن زدند و به جايي رسيدند كه در عمل انتخاب عمومي رئيسجمهوري ضدسرمايهداري و ضدتوانگري يعني محمود احمدينژاد شد.
وی در ادامه در جملاتی تامل برانگیز می آورد: فرض ملت و دولت ايران هر دو اين است كه درويشي از توانگري برتر است به همان دليل كه عدل از ظلم بهتر است. اما آيا فقر، عدل است؟ آيا فقر، فخر است؟{عدالتخانه: اشاره به حدیت نبوی "الفَقرُ فَخري"} آيا انساني كه كمتر بخورد و بنوشد و هرچه به دستش آيد بپوشد انسانتر است؟ پاسخ مثبت به اين سوال را در دو مكتب سوسياليسم و تصوف ميتوان جست. اما تصوف هرگز جوهر ديانت نبوده بلكه در برابر محوريت شريعت، تصوفگاه به خروج از ديانت منجر شده است.
سردبیر هفته نامه "شهروند امروز" با حمله ای مجدد به محمود احمدی اضافه می کند: محمود احمدينژاد احتمالا جزو كساني است كه ثروت را همان پول ميداند نه زمين يا كالا يا صنعت. از سوي ديگر مسلم است كه او از جديترين منتقدان سرمايهداري است و دولتهاي هاشمي و خاتمي را به همين دليل مينوازد.
وی در ادامه با اشاراتی به نظریات دو اندیشمند غربی، چنین نتیجه می گیرد: ماركس و لاك هر دو برخلاف محمود احمدينژاد سرمايهداري را غير از پولداري ميدانند و متفكران مدرن از نزاع كار و سرمايه عبور كردهاند و كار را فراتر از كارگري و سرمايهداري را فراتر از پولداري ميدانند و از كارآفريني به عنوان راز سرمايهداري در جهان فراصنعتي ياد ميكنند كه در آن سرمايهداران عصر ما نه نزولخواران كه كارآفريناني چون بيل گيتس هستند كه قصد دارند با ايفاي نقش سرمايهدار خوب تئوريهاي اخلاقي ضدسرمايهداري را باطل كنند.
یادداشت نویس "شهروند امروز" برای حل تضاد تاریخی "سرمایه داری" و "عدالت" می نویسد: اما چگونه ميتوان با ثروت به عدالت رسيد؟ راه اول آن است كه ثروتمندان خوبي را تربيت كنيم و از آنان بخواهيم با تقوا باشند، انفاق كنند، از حاشيه سفرههايشان به ناتوانان غذا دهند، اهل ربا نباشند، در پي رانت نگردند و ديگر توصيههايي كه در سطح اخلاق ميمانند. راه دوم اما تبديل اخلاق به قانون است. اول قانون سرمايهداري و دوم سرمايهداري قانوني.
وی با ستایش از سرمایه داری ادعا می کند: سرمايهداري تلاش انسان است براي بهرهمند شدن از جهاني كه خداوند در اختيار او قرار داده است. سوسياليستها و صوفيان معتقدند كه انسان بايد از جهان به قدر نيازش بهرهمند شود اما ليبرالها و سنتگرايان معتقدند انسان بايد از جهان به قدر تلاشاش بهرهمند شود. مرز نياز، نياز ديگري است اما مرز تلاش پرهيز از حرص و آز است. حرص دنيا در دين مذموم است اما كام گرفتن از خلقت دنيا گاه فريضه است. ليبرالها و محافظهكاران سعي ميكنند از دنيا لذت ببرند اما لذت مشروع و شريعت در اينجا نه اخلاق كه قانون است.
یادداشت نویس مذکور اضافه می کند: پول سرمايهدار به بانك ميرود و بانكها طبقهاي از جامعه را به كار ميگيرند و با كار انداختن پول خود در صنعت و تجارت باز هم كارآفريني ميكنند و از اين طريق دوباره پول خلق ميكنند و كار ايجاد ميكنند. بدينترتيب حتي اگر در اشكال اوليه سرمايهداري شبههاي باشد در عمل سرمايهداري به فرايندي كمك ميكند كه در آن ثروت توليد ميشود و جهان ساخته ميشود.
وی ضمن قبول تلویحی برخی ایرادات وارد بر سرمایه داری، این نظام را این گونه تطهیر می دهد: ممكن است كسي به كار سرمايهداري كه وارد صنعت يا تجارت ميشود لقب پولشويي بدهد اما پولشويي اگر درباره مكاسب محرمه هم باشد در نهايت بهتر از پولداري كثيف است. همچنان كه در سنت اسلامي هم خمس و زكات چنين ميكردند. اما براي جلوگيري از بازگشت پول كثيف به چرخه سرمايهداري اين بر عهده قانون است كه سرمايهداري را رام كند.
یادداشت نویس "شهروند امروز" می افزاید: در چنين نظامي، سرمايهداري مانند فردريش انگلس ميتواند از حزب كمونيست دفاع كند و سرمايهداري مانند حضرت خديجه از جامعه اسلامي حمايت كند.
.