جهان اسلام







نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » جبهه مقاومت جهانی

نگاهی به کارنامه وزیر جنایتکار جنگ اسرائیل؛

ایهود باراک؛ نظامی غیر قابل انعطاف

19 اسفند 1386 ساعت 3:51

باراك با آگاهي از اين موضوع همواره خود را بيش از آنكه يك سياستمدار بداند يك سرباز مي داند و شايد از شانس خوب او باشد كه تندروهاي اسراييلي نيز در مورد او چنين مي انديشند. عملگرا بودن نظامياني كه پا به عرصه سياست مي گذارند ، اين تصور مبالغه آمیز را در ميان شهروندان اسراييلي ايجاد كرده است كه روي كارآمدن نظاميان مي تواند موجد نوعي احساس اطمينان و امنيت باشد.

ترجمه:سعید آقاعلیخانی

ايهود باراك ، در سال 1942 در كيبوتص كوچكي با نام «ميشمار هشارون» و از پدرو مادری لیتوانیایی الاصل به نام های «ييسراييل بروگ» و «ايستر گودين » به دنيا آمد. ايهود،فرزند بزرگ خانواده ای 6 نفره بود؛ خانواده اي كه پس از مهاجرت به اسراييل نام خود را از بروگ به باراك -به معناي برق -تغيير داد تا بيش از گذشته بر هويت يهودي خود تاكيد كند. ايهود دوران نوجواني خود را در كيبوتص آرام و كوچك «ميشمار هشارون »سپري کرد و در سال 1959 وارد ارتش و در واحد زرهي مشغول به خدمت شد؛ چند سالي از زندگي نظامي باراك نگذشته بود كه با همسرآینده اش «نیعافا» آشنا شد ، ازدواج کرد و صاحب سه فرزند شد اما در اگوست 2003اين ازدواج به جدايي انجاميد. ايهود باراک علاوه بر تحصیلات و سوابق نظامی ، كارشناس ارشد رشته «تحلیل سازمان» دانشگاه استنفورد( 1987 )است.

امید به نظامیان

خواه درست ،خواه نادرست در اسراييل اين ايده كاملا جا افتاده است كه امنيت و ثبات جز با حضور نظاميان قدرتمند در عرصه سياست ميسر نمي شود و همين نحوه نگرش باعث شده است كه سياستمداران محبوب يا موفق كساني باشند كه پيشينه نظامي و يا ارتباط قابل قبول با نظاميان داشته باشند. اولمرت و بنيامين نتانياهو به عنوان دو سياستمدار مطرح از اين نظر وضعيت مشابهي دارند . اولي بواسطه دوستي نزديك با شارون- به حدي كه وي را ميراث خوار وي مي دانند - و دومي به سبب انكه برادرش «يوناتان نتانياهو» در عمليالت «عنتبي» اوگاندا كشته و در اسراييل، قهرمان ملي تلقي مي شود؛ همواره از پشتوانه مردمي براي انجام فعاليت هاي سیاسي خود بهره برده اند.

باراك با آگاهي از اين موضوع همواره خود را بيش از آنكه يك سياستمدار بداند يك سرباز مي داند و شايد از شانس خوب او باشد كه تندروهاي اسراييلي نيز در مورد او چنين مي انديشند. عملگرا بودن نظامياني كه پا به عرصه سياست مي گذارند ، اين تصور مبالغه آمیز را در ميان شهروندان اسراييلي ايجاد كرده است كه روي كارآمدن نظاميان مي تواند موجد نوعي احساس اطمينان و امنيت باشد، بنابراين حزب كارگر در برهه اي كه مردم از بي كفايتي هاي اولمرت و پرتز- به عنوان سياستمداران غير نظامي- به تنگ آمده اند؛ ناگزير از القاي اين تصور است كه هنوز مهره هاي نظامي و كارآمدي را براي معرفي در انبان دارد. 

کارنامه مسوولیت های باراک

باراک تا کنون در مهمترین مشاغل از جمله نخست وزیری و رییس ستاد مشترک ارتش اسراییل بوده است. او آخرین نخست وزیر حزب کارگر بوده است و هوادارانش او را آخرین فرصت برای نجات حزب و بازگشت به دورانی می دانند که حزب کارگر حزب قدرتمند حاکم بود . کارنامه نظامی باراک نشان می دهد که او در جنگ 5 ژوئن 1967 فرمانده واحد اطلاعات بوده و در 1973 به عنوان طراح و مجری اصلی در عملیات ترور سه تن از فرماندهان مقاومت فلسطینی (از جمله ابو یوسف النجار، کمال ناصرو کمال عدوان) شرکت داشته است. باراک در جنگ اکتبر 1973 فرمانده یک گردان زرهی در جبهه جنوبی صحرای سینا و در ژوئن 1976 یکی از طراحان اصلی عملیات «عنتیبی» در اوگاندا بود؛ در این عملیات کماندوهایی اسراییلی کادر فرانسوی هواپیمایی را که توسط گروهای وابسته به «جبهه الشعبیه» و «هسته انقلابی چپ های آلمان» در مسیر« اللد» -« تل آویو» ربوده شده بودند را آزاد کردند و شماری از گروگانگیران را در جریان درگیری از پای درآوردند. 

باراک در آغاز سال 1982 درجه ژنرالی گرفت و رییس بخشی در ستاد مشترک ارتش شد . او در همان سال به هنگام حمله به لبنان و بیروت به عنوان فرمانده لشکر مستقر در منطقه بقاع ( شرق لبنان ) به فعالیت مشغول بود. ایهود باراک در آوریل 1983 رییس بخش اطلاعات-عملیات و کمی بعد معاون ستاد مشترک ارتش شد تا آنکه در نهایت در سال 1991 به سمت ریاست ستاد مشترک ارتش منصوب شد. چند ماه بعد از این انتصاب«اسحاق رابین» وی را به عنوان یکی از اعضای هیات مذاکره کننده با فلسطینیان انتخاب کرد، اما باراک به دلیل آنکه نسبت به نتیجه بخش بودن این مذاکرات بدبین بود از قبول آن سرباز زد. باراک در سپتامبر 1993 و پس از امضای موافقت نامه با فلسطینیان ، مسوول نظارت بر موارد امنیتی توافقنامه شد و مسوولیت نظارت بر انتشار نیروهای فلسطینی درغزه و اریحا را بر عهده گرفت. 

باراک در سال 1995 برای اولین بار وارد دولت می شود و در دولت رابین به سمت وزیر کشور منصوب می شود . پس از آنکه رابين در توسط ایگال امیر - جوان راستگرای اسراییلی- ترور شد، شیمون پرز باراک را به سمت وزارت خارجه منصوب کرد و او نیز تا سال 1996 در این سمت باقی ماند . باراک در سال 1996 از سوی حزب کارگر وارد مجلس شد . پس ازشکست مهره های قدیمی حزب کارگر و از جمله شیمون پرز در انتخابات و از دست دادن سمت نخست وزیری، باراک اعلام کرد که قصد دارد خود را نامزد انتخابات رهبری حزب و به تبع آن، نخست وزیری اسراییل کند(در اسراییل رهبر حزب اکثریت کنیست شانس اول برای تصدی سمت نخست وزیری است).

روز 4 ژوئن 1997 برای باراک روز سرنوشت سازی بود زیرا در این روز بود که وی با پیروزی بر«یوسی بیلین»، « شلومو ین عامی» و «افرائیم سنیه» به رهبری حزب کارگر رسید . در پانزدهمین دوره انتخابات کنیست، فهرست ائتلاف «یسراییل احات» با رهبری باراک و متشکل از حزب های کارگر، جیشر و میماد ، موفق به کسی آرای 56.08 % رای دهندگان شد و بدین ترتیب باراک با غلبه بر بنیامبن نتانیاهو، رقیب انتخاباتی خود موفق به تصدی سمت نخست وزیری شد(17می 1999). باراک پس از پیروزی، دولتی ائتلافی متشکل از احزاب تندروی مذهبی چون شاس و مفدال را تشکیل (6جولای1999)و وعده داد که به محض تصدی نخست وزیری، ظرف یک سال ارتش را از لبنان خارج کند. 

هر چند باراک در سال 2000 به این وعده خود عمل کرد اما در واقع این موفقیت ها در همان چارچوب نظامی خود متوقف ماند و در عرصه سیاست مجال بروز نیافت. منتقدان باراک البته دلیل این ناکامی را در روحیه نظامی غیر قابل انعطاف باراک جستجو می کنند و معتقدند که وی در سیاست همواره در سایه شک و تردید حرکت می کند. این روحیه مردد بیش از همه آنجا که سخن از مساله صلح با فلسطینیان به میان می آید بیش از پیش خود را نشان می دهد . منتقدان باراک شخصیت وی را شخصیتی «سلطه جو و خودمحور» می دانند و این مساله را از عوامل موثر در توقف روند صلح با فلسطینیان تلقی می کنند. باراک نزدیک به یک سال در ماراتن مذاکراتی که عرفات دونده دیگر آن محسوب می شد ، شرکت کرد اما این دوی نفسگیر جز برای بیل کلینتون، رییس جمهور سابق آمریکا -که برای مدتی خود را همچون کارتر در پیمان کمپ دیوید (1979)جا زد- برای هیچ کس دستاورد قابل توجهی در پی نداشت.

بیل کلینتون در جولای 2000 یاسر عرفات و ایهود باراک را برای مذاکره به کمپ دیوید دعوت کرد تا به دور از مزاحمت خبرنگاران فرصتی برای حل مناقشه ناتمام دو طرف فراهم آید این مساله البته برای کلینتون –از آن جهت که خاطره مذاکرات کمپ دیوید اول با مشارکت کارتر بگین و سادات را در ذهن ها زنده می کرد - دستاورد قابل توجهی داشت و امیدهای بسیاری را برانگیخته بود اما این امید خیلی زود به یاس تبدیل شد زیرا عرفات با وجود آنکه در مورد حق بازگشت آوارگان امتیازهایی را برای طرف مقابل در نظر گرفت اما به هیچ وجه به دست شستن از حق حاکمیت قدس رضایت نداد. باراک نیز در این مذاکرات نشان داد با وجود آنکه یک نظامی است اما همانند دیگر سیاستمداران به خوبی می تواند با تمام برگ هایش بازی کند . باراک در خلال مذاکرات و در برابر دوربین ها همچون یک شومن حرفه ای می دانست که چه ادایی درآورد و هنوز خاطره تعارف سرسختانه او به عرفات -برای اینکه اول او وارد سالن مذاکره شود- در ذهن ها باقی است. 

مذاکره باراک با عرفات البته برای خود او هم هزینه داشت . دو هفته پیش از انجام مذاکرات، حزب میریتس خروج خود را از ائتلاف اعلام کرد و چندی بعد حزب های شاس، مفدال و یسراییل بعالییل ، به دلیل آنچه «بی ثمر بودن مذاکره با فلسطینیان» می نامیدند ، دست به حرکت مشابهی زدند علاوه بر تردید و ضعف باراک در اتخاذ تصمیم های قاطع، حرکت کُند وی در انجام اصلاحات اقتصادی و اجتماعی که پیشتر وعده آن را داده بود نیز در رویگردانی دیگر حزب های متحد -به ویژه حزب های چپ - از وی موثر بود. سکولارهای چپ و لیبرال نیز دلایل خاص خود را در انتقاد از باراک داشتند ، این دسته به دلیل آنکه باراک، محصلان مدارس مذهبی را از خدمت در ارتش معاف کرده بود با او مخالف بودند ،امری که شکست کمپ دیوید و بروز انتفاضه دوم ( انتفاضه الاقصی )بر دامنه آن افزود. با افزایش فشار نیروهای داخلی و تنش در مناطق فلسطینی، باراک در 5 دسامبر 2001 با انتخابات پیش از موعد موافقت کرد و در دهم همان ماه نیز برای ایجاد زمینه برگزاری انتخابات نخست وزیری استعفا داد. باراک درانتخابات فوریه 2001 در برابر شارون شکست خورد و 7 مارس همان سال از حکومت کنار رفت .

سال های تاجرپیشگی

پس از شکست حزب کارگردر برابر راست گرایان -به رهبری شارون- باراک به کار تجاری و استفاده از تجارب آکادمیک خود روی آورد بنابر این اسراییل را ترک کرد و به عنوان مشاور بلندپایه شرکت آمریکاییElectronic Data Systems (EDS) مشغول به کار شد. (این شرکت بزرگ در زمینه سامانه های اطلاعاتی و امنیتی کار می کند ).دامنه فعالیت های تجاری باراک به همین جا ختم نشد بلکه چندی بعد موفق به تاسیس شرکت سرمایه گذاری ایهود باراک لیمیتد ehud barak limited در پنسلوانیای آمریکا شد و از این طریق به سود سرشاری نیز دست یافت.

نوامبر سال 2005 زمانی است که باراک دوباره به صرافت فعالیت سیاسی می افتد و با هدف شرکت در انتخابات و تکیه بر منصب نخست وزیری ، ریاست حزب کارگر را برعهده می گیرد اما با مشاهده افت شدید محبوبیت خود ترجیح می دهد به نفع پرز کنار برود؛ هرچند پرز نیز با شکست دربرابر عمیر پرتز راه به جایی نمی برد. چندی پیش اما برای باراک تجربه ای دیگر بود زیرا وی که از مارس 2006 به عنوان عضوی از کنیست فعالیت سیاسی خود را به شکل جدی دنبال می کرد توانست با استفاده از افت شدید محبوبیت عمیر پرتز در جریان جنگ 33 روزه لبنان، دوباره به سمت نخست وزیری بیاندیشد و سرانجام -در حالی که در دور اول فقط 39 درصد آرا را به دست آورده بود-در دور دوم در برابر عامی ایلون ، فرمانده سابق نیروی دریایی ورییس سابق اطلاعات و امنیت عمومی ( شاباک) –پیروز شد تا کمی بعد با انتصاب در سمت وزارت جنگ دولت ائتلافی اولمرت ، تلاش های آتی خود را بر تصاحب صندلی داغ نخست وزیری متمرکز کند.

اکنون باراک مصمم به سکانداری اسراییل در آینده نزدیک است و این همه در حالی صورت می گیرد که فلسطینیان با تفرقه بی سابقه ای دست به گریبانند شاید همین مساله سایق اصلی باراک در تصدی مقام کلیدی نخست وزیری است زیرا همگان می دانند که این نظامی تاجرپیشه چقدر دوست دارد که در فرصت های استثنایی با تمام برگ های خود بازی کند.