هر ساله به هفته دفاع مقدس كه ميرسيم، خاطرات جنگ دوباره مرور ميشود دوباره ايثار، مقاومت، شهادت، مبارزه و ... كلماتي است كه براي يك هفته همه ذهنها را متوجه خود ميكند. در اين ايام حتي آنهايي كه سالهاست از شدت رفاهزدگي ودنياپرستي، آن روزهايشان را فراموش كردهاند، بدشان نميآيد كه تجديد خاطراتي كنند و براي جنگ فاتحهاي بخوانند! و البته خيليها براي جنگ فاتحه خواندند و براي ارزشهايش نيز. سال 67 قطعنامه پذيرفته ميشود، بعضيها خوشحال ميشوند كه دوران مبارزه و سختي تمام شده است. برخي مسئولان از «مانور تجمل» سخن ميگويند و براي آن «خطبه» ميخوانند! از نظر آنان مردم ديگر خسته شدهاند، حالا بايد مسابقه رفاه و تجمل آغاز شود. خيليها قبول قطعنامه را پايان جنگ و مبارزه و روحيه انقلابي تلقي كردند و به همين دليل پس از جنگ، دوران جديدي را براي خود و جامعه رقم زدند و البته از ديد اينان دوران پس از جنگ، ارزشهاي ديگري ميطلبيد، حالا بايد مسئولان سوار ماشينهاي لوكس ميشدند و در ويلاهاي آنچناني تفريح ميكردند،بايد ادارات دولتي مجلل و باشكوه ساخته ميشدند تا كسي متوجه چهره فقير شهرها و روستاهاي ما نشود و جامعه انقلابي و مبارز آن زمان، بايد به سمت يك جامعه مدرن و رفاهزده حركت ميكرد!
سرانجام مسابقه ايثار و جهاد و شهادت به مسابقه دنياطلبي و رفاهزدگي تبديل شد و در اين شرايط بايد هم براي جنگ فاتحه ميخوانديم و براي شهدا فقط گريه ميكرديم و افسوس ميخورديم كه چرا باغ شهادت و مبارزه بسته شده است؟!
چرا كه برخي به ما گفته بودند، ديگر جنگ تمام شده است! اما اين فقط حرف آنها بود، ولي حرف حضرت روحا...
سرانجام مسابقه ايثار و جهاد و شهادت به مسابقه دنياطلبي و رفاهزدگي تبديل شد و در اين شرايط بايد هم براي جنگ فاتحه ميخوانديم و براي شهدا فقط گريه ميكرديم و افسوس ميخورديم كه چرا باغ شهادت و مبارزه بسته شده است؟!
در پيام قبول قطعنامه (29 تير67 ) چيز ديگري بود: «امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار و جنگ پابرهنهها و مرفهين بيدرد شروع شده است». امام در پيام قبول قطعنامه، ادامه مسير انقلاب را پس از جنگ تحميلي مشخص كرده است. پيام قبول قطعنامه، پيام پايان جنگ و مبارزه نيست كه خيليها از آن اينگونه استنباط كردهاند. پيام قبول قطعنامه، پيام استمرار و گسترش مبارزه است، امام در اين پيام قاطعتر و محكمتر از هميشه از ادامه مبارزه سخن ميگويند: «ما ميگوئيم تا شرك و كفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستيم» امام(ره) در اين پيام ابعاد مبارزه را بسيار فراتر از جنگ بر سر مرزها و شهرها ترسيم ميكنند و از «بسيج بزرگ سربازان اسلام در جهان» سخن ميگويند و ميفرمايند: «جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نميشناسد و ما بايد در جنگ اعتقاديمان بسيج بزرگ سربازان اسلام را به راه اندازيم». و «ما بر سر شهر و مملكت با كسي دعوا نداريم. ما تصميم داريم پرچم لاالهالاالله را بر قلل رفيع كرامت و بزرگواري به اهتزار درآوريم».
سخنان امام بوي جهاد و مبارزه ميدهند بوي خون و شهادت، بوي «اسلام انقلابي» بوي «اسلام جهاد» و اين براي آنها كه به دنبال تنشزدايي با دشمنان اسلام و تعامل با جهان غرب به هر قيمتي بودند، خوشايند نبود. حركت به سمت ليبرال سرمايهداري و رفاهطلبي با سخنان امام(ره) سازگاري نداشت: «ما براي احقاق حقوق فقرا در جوامع بشري تا آخرين قطعه خون دفاع خواهيم كرد. امروز
جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدي است و مسلمانان در يك تشكيلات بزرگ اسلامي رونق و زرق و برق كاخهاي سفيد و سرخ را از بين خواهند برد».
براستي آيا پيام قبول قطعنامه و پيامهاي پس از آن، پيام پايان مبارزهاند؟! حضرت امام در پيام ديگري، ارزشها و امتيازات دوران دفاع مقدس را برميشمارد و مهمترين ارزش دفاع مقدس را در «استمرار روح اسلام انقلابي» معرفي ميكند: « ... و از همه اينها مهمتر استمرار روح «اسلام انقلابي» در پرتو جنگ تحقق يافت.» آري مهمترين ارزش دفاع مقدس، استمرار روح اسلام انقلابي و تربيت انسانهايي
«مبارزه با رفاهطلبي سازگار نيست و آنها كه تصور ميكنند مبارزه در راه استقلال و آزادي مستضعفين و محرومان جهان با سرمايهداري و رفاه طلبي منافات ندارد، با الفباي مبارزه بيگانهاند»
است كه در مقابل «اسلام مرفهين بي درد»، «اسلام سرمايهداري» ،«اسلام سازش»، «اسلام التقاط» و در يك كلام «اسلام آمريكايي» قيام مي كنند. تربيت انسانهايي كه در مسير تحقق «اسلام مستضعفين»، «اسلام پابرهنگان»، «اسلام انقلابي» و «اسلام جهاد و شهادت» و در يك كلام «اسلام ناب محمدي» جهاد ميكنند و اين بالاترين دستاورد دفاع مقدس است. دستاوردي كه متاسفانه عليرغم هشدارهاي امام(ره) و رهنمودهاي مكرر رهبر معظم انقلاب در سالهاي پس از جنگ در بخش كثيري از نيروهاي انقلاب ناديده گرفته شد و نيروهاي انقلابي در «پيچ و خم زندگي روزمره» گرفتار شدند. امام جنگ دو اسلام را (اسلام ناب و اسلام آمريكايي) مبارزهاي مهم و مستمر ميدانند كه از «آدم تا خاتم» ادامه داشته و خواهد داشت، امام پس از جنگ تحميلي، جبهه جنگ «فقر و غنا» و «استضعاف و استكبار» را ميگشايند و آنرا ذيل گفتمان «اسلام ناب» تعريف ميكنند. ايشان با تعريف اين جبهه از فرزندان انقلاب، بچههاي جنگ، طلاب و دانشجويان و ... ميخواهند كه «خود را براي يك مبارزه علمي و عملي بزرگ تا رسيدن به اهداف عالي انقلاب اسلامي آماده كنند» و آرمانهاي پيشرو را فراتر از مرزهاي جغرافيايي تصوير ميكند: «بايد بسيجيان جهان اسلام در فكر ايجاد حكومت بزرگ اسلامي باشند و اين شدنيست...بايد هستههاي مقاومت را در تمامي جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ايستاد.»
رفاهطلبي، آفت مبارزه
اما حضرت امام در همان پيام قبول قطعنامه، كه پيام استمرار و باز تعريف مبازهاي وسيعتر است، با ديدي عميق، تنگه احد و نقطه ضعف روحيه انقلابي را گوشزد ميكند و به مسئولان و مردم هشدار ميدهد: «مبارزه با رفاهطلبي سازگار نيست و آنها كه تصور ميكنند مبارزه در راه استقلال و آزادي مستضعفين و محرومان جهان با سرمايهداري و رفاه طلبي منافات ندارد، با الفباي مبارزه بيگانهاند».ايشان در همان پيام و خطاب به روحانيت كه بايد پرچم دار ادامه مبارزه باشد، آفت رفاه طلبي را شديدا
جنگ امروز جنگ فقر و غنا و جنگ استضعاف و استكبار است. جهاد و تلاش در راستاي عدالتخواهي و مبارزه با ظلم و جور جهاني، مبارزه با باندهاي قدرت و ثروت داخلي،مبارزه با فقر و تكاثر، مبارزه با مفاسد اقتصادي، حمايت از مبارزان و مظلومان سراسر جهان از لبنان و فلسطين گرفته تا كوبا ونزوئلا وبوليوي و...، جهاد علمي و سازندگي در راستاي خودكفايي و ... خلاصه آنقدر ميدان مبارزه و جهاد هست كه هر كس باهر تخصصي بتواند دراين جبهه عظيم، «انقلابي» بماند
هشدار مي دهند:«هيچ چيز به زشتي دنياگرايي روحانيت نيست و هيچ وسيله اي هم نمي تواند بدتر از دنياگرايي روحانيت ر آلوده كند.» آري امام(ره) درست گفته بود و پس از او عليرغم هشدارهاي مكرر رهبر معظم انقلاب به مسئولين، «مسابقه رفاه ميان مسئولان» و «گسترش شكافهاي طبقاتي» و «ثروتهاي بادآورده» نگذاشتند كه روحيه انقلابي زمان جنگ تحميلي به جامعه منتقل شود و برخي مسئولين رفاهزده و استحاله شده به جاي استمرار مبارزه، با فاصله گرفتن از مردم و آرمانهاي انقلاب، به تئوريزه كردن تنشزدايي با دشمنان انقلاب مشغول شدند و ديپلماسي انفعالي غير عزتمندانه حاصل همين تفكرات بود.
جنگ امروز چيست؟
اما جنگ امروز چيست؟ جنگ امروز جنگ فقر و غنا و جنگ استضعاف و استكبار است. جهاد و تلاش در راستاي عدالتخواهي و مبارزه با ظلم و جور جهاني، مبارزه با باندهاي قدرت و ثروت داخلي،مبارزه با فقر و تكاثر، مبارزه با مفاسد اقتصادي، حمايت از مبارزان و مظلومان سراسر جهان از لبنان و فلسطين گرفته تا كوبا ونزوئلا وبوليوي و...، جهاد علمي و سازندگي در راستاي خودكفايي و ... خلاصه آنقدر ميدان مبارزه و جهاد هست كه هر كس باهر تخصصي بتواند دراين جبهه عظيم، «انقلابي» بماند و تكليف خويش را انجام دهد و لذا هيچ توجيهي براي پايان مبارزه و جهاد و غرق شدن در زندگي روزمره پذيرفته نيست و حفظ روحيه انقلابي، قناعت و سادهزيستي و توكل بر خدا رمز پيروزي در اين جبهههاست و لذا نيروي انقلابي، هيچگاه دچار روزمرگي و ياس نميشود و هميشه به افقها و آرمانهاي بلند انقلابي نگاه ميكند.
با اين تفكر كه دوران امروز، عرصه استمرار مبارزه است، ديگر براي دفاع مقدس فاتحه نميخواهيم و مرور خاطرات آنرا به يك هفته و مراسم سالگرد خلاصه نميكنيم، بلكه مراسم يادبود شهدا وجنگ، به منظور تقويت روحيه وانگيزه جهت استمرار مبارزه وجنگ امروز است. با اين نگاه مراسم يادبود جنگ، بزرگداشت «جنگ تمام شده» نيست بلكه هر مراسمي براي جنگ و شهادت، چون نسيمي است كه
بر روح مبارزين امروز دميده ميشود و شعله مبارزه را روشنتر ميسازد. با اين نگاه ديگر نميشود، مسئولي به تاراج بيتالمال مشغول شود و همزمان براي شهدا يادبود بگيرد و از جنگ و دفاع گذشته سخن بگويد! با اين نگاه ديگر نميشود مسئولي در بنز دولتي خود بنشيند و بر روي شيشه بنز برچسب «بعد از شهدا ما چه كردهايم» نصب كند! با اين نگاه همه كاخهاي سرخ و سبز، همه مفسدان و ظالمان و «همه سرمايهداران زالوصفت» و «متحجرين مقدس نما» از مراسمهاي دفاع مقدس احساس ترس و واهمه خواهند داشت و تنها در اين صورت است كه ياد دفاع مقدس و ياد شهدا، كمتر از شهادت نيست.