امروز سه شنبه 12 آذر 1387
Tuesday 2 December 2008
داخلی  »  خبر  »  نگاه ويژه

مسعود ده نمکی:

حزب‌الله در انحصار هیچ کس نیست

مرجع : آفتاب 27 شهريور 1386 ساعت 0:43
یک حزب‌اللهی هنگامی که قصد ورود به معادلات قدرت را پیدا می‌کند باید شناسنامه‌دار و تشکیلاتی باشد اما نیروهای حزب‌اللهی که می‌خواهند خارج از احزاب عمل کنند قاعدتا الزامات تحزب و حرکت تشکیلاتی را هم ندارند
حزب‌الله در انحصار هیچ کس نیست
«مسعود ده‌نمکی» گفت: «از تمام اقداماتی که در گذشته با نام و عنوان خود انجام داده‌ام یا مطالب و مقالاتی که نوشته‌ام، دفاع می‌کنم زیرا به آنها اعتقاد داشته‌ام».
با بیان اینکه «سخنگویی هیچ یک از جریانات مختلف درونی حزب‌الله را برعهده ندارم»، در عین حال اظهار داشت: «من وظیفه دفاع از گذشته دیگر جریانات حزب‌الله را برعهده ندارم اما معتقدم که باید در این خصوص شفاف‌سازی بشود تا مشخص شود چه کسانی در گذشته چه کارهایی را با نام حزب‌اللهی انجام دادند تا در نهایت تاریخ در این باره قضاوت کند».
این سخنان ده‌نمکی به دنبال آن بیان شد که برخی از چهره‌های شاخص جریان حزب‌الله مانند آیت‌الله خرازی دبیرکل حزب‌الله ایران طی چند روز گذشته انتقادات شدیدی را نسبت به اقدامات گذشته حزب‌الله انجام داده‌اند.
این در حالی است که ده‌نمکی با اشاره به نقدی که نشریه «صبح دوکوهه» در بیست شماره خود نسبت به اقدامات گذشته حزب‌الله انجام داده بود، اظهار داشت:‌«در آن هنگام برخی می‌گفتند که این کار خودزنی است اما من معتقدم هیچ جریانی نمی‌تواند از نقد مبرا باشد اگر چه نقد از درون نیز باید خیرخواهانه باشد».
وی ادامه داد:‌ «عنوان حزب‌الله در انحصار هیچ شخص و گروه خاصی نیست و کسی نیز نمی‌تواند خود را فصل‌الخطاب حزب‌الله بنامد».
این فعال جریان حزب‌الله تأکید کرد: «شخصی که ادعای حزب‌الله دارد باید صلاحیت این عنوان را داشته باشد مانند اینکه آیا نفوذ کلام لازم را دارد یا اینکه عامه مردم و نیروهای حزب‌اللهی او را شایسته این عنوان می‌دانند
جریانات سیاسی تا زمانی که خارجی از قدرت قرار دارند، شعارهای حداکثری سر می‌دهند اما پس از ورود به قدرت، مطالبات را حداقلی می‌کنند اما نیروهای حزب‌اللهی به عنوان ناظران بیرونی و فارغ از این مطالبات به طرح حداکثری خواسته‌های خود می‌پردازند
یا نه؟»
ده‌نمکی اضافه کرد: «یک حزب‌اللهی هنگامی که قصد ورود به معادلات قدرت را پیدا می‌کند باید شناسنامه‌دار و تشکیلاتی باشد اما نیروهای حزب‌اللهی که می‌خواهند خارج از احزاب عمل کنند قاعدتا الزامات تحزب و حرکت تشکیلاتی را هم ندارند».
وی در عین حال به اشخاص و گروه‌های سیاسی توصیه کرد تا برای فعالیت سیاسی خود را زیر سایه عناوین مقدسی مانند «حزب‌اللهی،‌ اصلاح‌طلب، اصولگرا یا خط امام» قرار ندهند زیرا این مسأله بدان معناست که دیگرانی که چنین نام‌هایی را بر خود نمی‌گذارند، خارج از این چارچوب‌ها قرار دارند.
این فعال جریان حزب‌الله خاطرنشان کرد: «من نه مدعی عنوان حزب‌الله هستم، نه مدعی تصاحب این عنوان، حتی شاید لایق آن هم نباشم اما برای تحقق آرمان‌های آن از دهه اول انقلاب مبارزه کرده‌ام».
ده‌نمکی با اشاره به این مطلب که «آرمان‌های حزب‌الله فرای جریانات سیاسی و حزبی است»، گفت:‌ «نیروهای حزب‌الله مطالبات حداکثری را در سطح کشور مطرح می‌کنند و از این منظر با جریانات سیاسی متفاوتند».
وی در توضیح این مسأله اظهار داشت: «جریانات سیاسی تا زمانی که خارجی از قدرت قرار دارند، شعارهای حداکثری سر می‌دهند اما پس از ورود به قدرت، مطالبات را حداقلی می‌کنند اما نیروهای حزب‌اللهی به عنوان ناظران بیرونی و فارغ از این مطالبات به طرح حداکثری خواسته‌های خود می‌پردازند».
کارگردان فیلم «اخراجی‌ها» با بیان اینکه «در این فیلم به نقد منصفانه‌ اقدامات گذشته حزب‌الله پرداخته بود»، اضافه کرد: «مردم تنها نقدی را می‌پذیرند که احساس کنند صادقانه انجام می‌شود اما اگر حس کنند نقدی تنها به منظور مچ‌گیری است، ‌متوجه می‌شوند و آن را رد می‌کنند».
این فعال جریان حزب‌الله با تأکید بر این نکته که «مباحث فوق را فارغ از مناقشات اخیر بین گروه‌های مختلف حزب‌اللهی مطرح کرده است»،‌ گفت: «من سخنگویی هیچ یک از جریانات در حزبی حزب‌الله را بر عهده ندارم اما تأکید می‌کنم که از تمام اقداماتی که در گذشته انجام داده‌ام، دفاع می‌کنم زیرا به آنها اعتقاد داشته‌ام».
کد مطلب : 607
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1386-06-28 19:07

براي هر حزب و يا نيروي مبارزي اگر اسمي تعيين ميشود مي بايد اين اسم بار مسئوليتي داشته باشد و تعريف شود . براي همي است كه در جوامع سرمايه داري نيز بر اساس تقسيم كار اجتماعي و تعاريفي كه از كلمات ميشود فرهنگ فكري بوجود مي آورند . در جامعه عدالتخواه و برابر طلب و انساني نيز مي بايد اسامي هم از طرف كسانيكه اين اسم ها را بكار مي برند تعريف شود و هم از طرف شنونده مي بايد محك زده شود تا متوجه شود اين اسم با عملكرد و تعريف تا جه اندازه مطابقت دارد. مسلما براي ساخت جامعه انساني نياز به افرادي كه از بيرون نظاره گر باشند بسيار ضروري است چون در اكثر موارد و بر معيار نادرست در بسياري موارد مشاهده شده كه انسانها « قبيله اين » به جريانات نگاه مي كنند بدين معنا كه دوستي ها ، روابط خانوادگي ، خود رامديون دانستن نسبت به ديگري در نوع تصميم گيري ها تاثير مي گذارد. اين شيوه علط و نادرست در زمانيكه انسانها براي پيشبرد اهداف انساني و دفاع از طبقه محروم حزبي تشكيل داده اند مي بايد از بين برود . و دليل اين تضاد هم اكثرا وابستگي هاي مالي ، حزبي و عقيدتي ميباشد كه اين اصل مردود است . براي ساخت جامعه انساني پايگاه انسانها مي بايد مشخص شود و تكليف خودشان را مشخص كنند آيا مي خواهند حافظ منافع سرمايه داران باشند يا حافظ منافع طبفات محروم و صدمه خورده . مسلما اگر در اين جمع كساني باشند كه سهام صنايع جنگي را خريده اند تكليفشان مشخص است كه در كجا قرار گرفته اند اين يك نمونه به عنوان مثال بود براي تضاد بين افراد . تا رسيدن به آن مرحله كه احزابي بوجود آيند كه خط و خطول مشخص و علمي خود را پيدا كنند و جود افراد مستقل كه نظاره گر اين رفتارها باشند و جرات مقابله با آنها و به نقد كشيدن را داشته باشند بسيار ضروري است .