جبهه جهانی مستضعفین و تحرکات اخیر پیرامون ؛ چرایی نگاه پر رنگ به مسائل منطقه آمریكای لاتین |
| مرجع : مرکر اسناد انقلاب اسلامی |
23 مهر 1386 ساعت 2:38 |
دكتر محمود احمدینژاد كه سیاست خارجی تهاجمی و پویایی را دنبال می كند نتوانست كشورهای ضد آمریكایی در حیات خلوت آمریكا را نادیده بگیرد و هر زمان كه فرصتی دست میداد به این كشورها سفر كرده و همتایان خود را در آغوش گرفته و مشتهای خود را گره كرده و نفرت خویش را از امپریالیسم فرهنگی و سیاسی آمریكا ابراز داشتند. در واقع با روی كار آمدن دولت نهم جبهه استكبارستیزی احمدینژاد، هوگو چاوس ـ مورالس ـ كاسترو و اورتگا جان تازهای گرفته است و روابط بسیار گرم شده است...
ابوالفضل صدقی
بدون تردید با روی كار آمدن دولت نهم روابط جمهوری اسلامی ایران با كشورهای ضد آمریكایی، آمریكای لاتین به خصوص كوبا، ونزوئلا و بولیوی و نیكاراگوئه ارتقای چشمگیری یافت. دكتر محمود احمدی نژاد كه سیاست خارجی تهاجمی و پویایی را دنبال می كند نتوانست كشورهای ضد آمریكایی در حیات خلوت آمریكا را نادیده بگیرد و هر زمان كه فرصتی دست میداد به این كشورها سفر كرده و همتایان خود را در آغوش گرفته و مشتهای خود را گره كرده و نفرت خویش را از امپریالیسم فرهنگی و سیاسی آمریكا ابراز داشتند. در واقع با روی كار آمدن دولت نهم جبهه استكبارستیزی احمدینژاد، هوگو چاوس ـ مورالس ـ كاسترو و اورتگا جان تازهای گرفته است و روابط بسیار گرم شده است .
چاوس بارها به تهران سفر كرد. دانیل اورتگا در سفر به تهران دعوت بسیج دانشجویی را لبیك گفت و چفیه را بر دوش خود انداخت و از لزوم مبارزه با استكبار سخن گفت و احمدینژاد را برادر خود خواند. از طرف دیگر كامیلو و آلیدا فرزندان ارنستو چهگوارا در مهرماه امسال با دعوت مركز فرهنگی میثاق و خانهی آمریكای لاتین به ایران سفر كردند و به دانشگاه تهران برده شدند. آقای احمدینژاد نیز در پیامی به این مراسم تأكید كرد: امروز كوچه كوچه ما مملو از «چه» در ایران اسلامی تكثیر و تعالی پیدا كرده است. امروز «چه» در ایران اسلامی در باكریها ، همتها ، كاوهها و فهمیدهها به كمال رسیده است. آقای محمد قوچانی سردبیر هفته نامه شهروند امروز كه شمارهی هفته دوم مهر ماه خود را به طور مفصل به این موضوع هم اختصاص داده در اعتراض به این روند آن را التقاط جدید نامید و گفت پوپولیسم جاده صاف كن كمونیسم شده است. وی انتقاد كرد « هنگامی كه برادران مدرن و مسلمان خود را در تركیه و عراق همان آزادیخواهان مؤمن و مسلمان را وا میگذاریم و از آمریكای لاتین دوست میگیریم و هر سال به دیدار هوگو جاوس و اوا مورالس میرویم و میزبان فرزندان چهگوارا در ایران میشویم و برای مراسم بزرگداشت چریكی كه نسبت به ملت و فرهنگ ما ندارد پیام میفرستیم آیا انتظاری جز احیای چپگرایی در ایران باید دانسته باشیم».
اول: آنكه سیاست خارجی دولت نهم بیش از دولتهای دیگر به جنبشهای اسلامی و بسیج جهانی اسلام توجه داشته است. در واقع دولت اسلامی ملتهای مسلمان در سراسر جهان را پشتوانه اصلی خود دانسته و از آنها نیز حمایت كرده است. دولت اسلامی آقای احمدینژاد در حمایت آشكار از نهضتهای آزادیبخش و بسیج جهانی اسلام امید به موفقیت و پیروزی را در دل آنها زنده نگه داشته است. بعد از اعلام مواضع روشن دولت اسلامی از طریق آقای دكتر احمدینژاد مبنی بر محو اسراییل و قضیهی هولوكاست ، خالد مشعل مسؤول سیاسی دفتر حماس در مصاحبه با كیهان گفت. «ما همواره موضعگیری
جنایات گسترده آمریكا در سراسر جهان و نقض آشكار حوقق بشر و ندانمكاری نو محافظهكاران و از طرف دیگر آگاهی و همبستگی جهانی مستضعفین و مظلومان جهان میتواند جریان نفرت عمومی و آمریكا ستیزی را تقویت كند همان جریانی كه برژنیسكی استراتژیست كهنهكار آمریكایی را به واهمه و ترس واداشته است
ایران اسلامی را در قبال فلسطین ستایش میكنیم و معتقدیم نیرومندی ایران باعث پشتوانه و دلگرمی ما نیز میباشد . اظهارات مسؤولان ایران، شجاعانه، جسورانه و بر حق است ... مسؤولان ایرانی حرف دل ملتها را میزنند و ملتها همیشه این گونه موضعگیریها را پیببندند».
مصادیق زیاد دیگری میتوان نام برد كه نشان میدهد دولت نهم در حمایت از مسلمانان و رابطه با كشورهای اسلامی سنگ تمام گذاشته است و آنها را به خود وا نگذاشته است. آیا اعلام یكی از رهبران بزرگ آمریكای لاتین به دكتر احمدینژاد مبنی بر اینكه اگر شرایط اجتماعی مانعی نبود شیعه میشدم به جاده صاف كنی برای كمونیسم تعبیر میشود. چرا هنگامی كه هابرماس به دانشگاه تهران آمد كسی از التقاط سخن نگفت و كسی ننوشت كه شاید اصولگرایی از محتوا نمیشود.
دوم: همان طور كه فوكویاما گفته است نو محافظهكاران آمریكا معتقدند دولت و ملت آمریكا حق دارند به عنوان نیروی خیر، جهان را آباد و آزاد كنند. همین برتری آمریكایی به آنها مشروعیت بینالمللی میدهد كه از آن به عنوان هژمونی خیراندیشانه یاد میشود. آمریكاییها برای اثبات این هژمونی میتوانند نه تنها از خود در برابر جهان توسعه نیافته دفاع كنند بلكه به اقدام پیشدستانه دست زنند و عملیات نظامی انجام دهند و با مهندسی اجتماعی به قول خود توسعه نیافتگی از جمله سیاسی و اقتصادی كشورهای هدف را حل كنند كه با نمونههای آن را در افغانستان و عراق مشاهده میكنیم. آمریكاییها نتوانستند با مهندس اجتماعی برجی از رفاه و دمكراسی در افغانستان و عراق ایجاد كنند و نفرت عمومی نسبت به امپریالیسم آمریكا را افزایش دادند. برژنیسكی در كتاب جدید خود تحت عنوان "انتخاب: سلطه یا رهبری" نسبت به افزایش نفرت عمومی نسبت به امپریالیسم فرهنگی و سیاسی آمریكا و ظهور یك ضد جریان هشدار میدهد. او سه گزینه چین با ثبات و در حال ثروتمند شدن، فرهنگ زندگی اروپایی و اسلام سیاسی كه نافی جریان سكولاریزم جهانی است را قادر به ایجاد هیجانات سیاسی جهان شمول نمیداند وی معتقد است اسلام سیاسی اگر چه به معدودی انگیزه میدهد اما محتملا قادر به بسیج بسیاری از جوامع غیر اسلامی نیست. ضد جریانی كه برژینسكی از آن واهمه دارد تلفیق نفرت جهانی علیه جهان سازی (به مثابه فرآیندی كه اغنیا در آن بر ضعفا حاكم میشوند) با آمریكا ستیزی فزایندهای است كه آمریكا را نه تنها به عنوان موتور این جهانسازی ناعادلانه بلكه به مثابه آبشخور امپریالیسم فرهنگی و سیاسی مینگرد. این جریان معكوس به زعم برژیسنكی به طور هم زمان برای مردم آسیا ، آمریكای لاتین، اروپا ، آفریقا و روسیه جذاب است.
نگاه ویژه سیاست خارجی دولت نهم به آمریكا لاتین و هر كجا كه جریان ضد آمریكایی حضور دارد. بدان جهت است كه می بایست جبههی همبستگی مستضعفین عالم در برابر نظام ناعادلانه جهانی شكل گیرد و تقویت شود. جنایات گسترده آمریكا در سراسر جهان و نقض آشكار حوقق بشر و ندانمكاری نو محافظهكاران و از طرف دیگر آگاهی و همبستگی جهانی مستضعفین و مظلومان جهان میتواند جریان نفرت عمومی و آمریكا ستیزی را تقویت كند همان جریانی كه برژنیسكی استراتژیست كهنهكار آمریكایی را به واهمه و ترس واداشته است.
لذا دعوت از «چهها» به ایران، فرش قرمز برای كمونیستی كه جزیی از زبالهدان تاریخ محسوب می شود، نیست بلكه تقویت جبههی همبستگی بر علیه استكبار جهانی است.
کد مطلب : 733