الگوي حقيقي اسلام و جامع عدالت و معنويت؛ ... و فرق عدالت شکافت |
| مرجع : سیاست روز |
11 مهر 1386 ساعت 14:20 |
علي(ع) الگوي حقيقي اسلام و جامع «عدالت و معنويت» بود. او «عدالت و معنويت» را از همان آغاز درهم آميخت تا پس از آن كساني به بهانه معنويت و عرفان، ترك وظايف اجتماعي و مبارزه با ظلم و فساد نگويند و كساني ديگر به بهانه عدالت و ظلمستيزي، قيد خودسازي و معنويت را نزنند كه البته اين دو خط انحراف شكل گرفت و متحجرين مقدسنماي گريزان از جهاد و مبارزه از يك سو و مبارزين و سياسيون غافل از خدا و معنويت و اخلاق از سوي ديگر به اسم دين بر دين تاختند
محسن مقصودي نام علي(ع) كه ميآيد، انسان بياختيار به ياد عدالت ميافتد، به ياد آهن تفتيده، به ياد شمع بيت المال و به ياد يتيمان كوفه. افسوس كه بشريت ظرفيت درك علي را نداشت و امام عدالت در شهر نامردها و اشباه الرجال، درد دل خود را با چاه گفت. افسوس كه متحجرين مقدسنما و زراندوزان شكم پرست عدالت علي را تحمل نكردند و بشريت چه زود از نور وجود علي(ع) محروم شد. آن زمان كه ازدحام جمعيت مردم، علي را به خلافت (كه حق غصب شده او بود) ميخواند، او ميدانست كه اين جماعت طاقت حق و عدالت ندارند، اما قبول كرد تا خط عدالت و اسلام نبوي محو نشود . در خطبه شقشقيه پس از اشاره به حضور و بيعت مردم و اتمام حجت به سبب حضور ياران مي فرمايد: «اگر نبود عهد و پيماني كه خداوند از علما گرفته است كه در برابر شكمبارگي ظالمان و گرسنگي بي حد مظلومين سكوت نكنند، هر آينه ريسمان خلافت زا به گردنش مي انداختم» پس بخاطر عدالت و دفاع از مظلومين بيعت مردم را پذيرفت و همانجا به زراندوزان و مقدسنمايان هشدار داد كه اموال بيتالمال را اگر مهر و كابين زنانشان كرده باشند باز پس خواهد گرفت و چنين كرد… علي در اجراي عدالت، مصلحتهاي فردي و سياسي را لحاظ نكرد و اين چنين شد كه نفاق طلحه و زبيرها آشكار
او «عدالت و معنويت» را از همان آغاز درهم آميخت تا پس از آن كساني به بهانه معنويت و عرفان، ترك وظايف اجتماعي و مبارزه با ظلم و فساد نگويند و كساني ديگر به بهانه عدالت و ظلمستيزي، قيد خودسازي و معنويت را نزنند كه البته اين دو خط انحراف شكل گرفت و متحجرين مقدسنماي گريزان از جهاد و مبارزه از يك سو و مبارزين و سياسيون غافل از خدا و معنويت و اخلاق از سوي ديگر به اسم دين بر دين تاختند
شد و چون ديدند علي مناصب حكومتي را همچون طعمه بين شيوخ و رجال سياسي تقسيم نميكند و حاضر نيست براي بقاي حكومتش با شيطاني چون معاويه مدارا كند پس صفين ها و جملها و نهروانها به راه افتاد و …
علي(ع) الگوي حقيقي اسلام و جامع «عدالت و معنويت» بود. او «عدالت و معنويت» را از همان آغاز درهم آميخت تا پس از آن كساني به بهانه معنويت و عرفان، ترك وظايف اجتماعي و مبارزه با ظلم و فساد نگويند و كساني ديگر به بهانه عدالت و ظلمستيزي، قيد خودسازي و معنويت را نزنند كه البته اين دو خط انحراف شكل گرفت و متحجرين مقدسنماي گريزان از جهاد و مبارزه از يك سو و مبارزين و سياسيون غافل از خدا و معنويت و اخلاق از سوي ديگر به اسم دين بر دين تاختند، اما خط علي(ع) در طول تاريخ اين دو جريان را رسوا نمود. قرآن كريم در آيه معروف به «ولايت» كه همه مفسران شان نزول آن را در خصوص اميرالمومنين و ولايت ايشان ذكر ميكنند فرموده است:«انما وليكم الله ورسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة ويؤتون الزكاة وهم راكعون»، «بيگمان ولي و سرور شما، خداوند و پيامبر است و نيز كساني هستند كه ايمان آوردهاند، همان كساني كه نماز برپا دارند و درحال ركوع، زكات ميدهند» اين آيه كه به انفاق انگشتري اميرمومنان در حالت ركوع به يك سائل مستند اشاره دارد، مشخص ميسازد ولي خدا و مومنان واقعي حتي در حال عبادت نيز از تكاليف اجتماعي خويش گريزان نيستند و «عدالت» و «معنويت» در آنها از يكديگر جداييناپذير است.
در باب شهادت علي(ع) نيز نقل شده است كه: «قتل في محراب عباده لشده عدله»، يعني علي(ع) از شدت عدالت و دادخواهياش در محراب عبادت كشته شد. و اين نشان ميدهد كه او الگوي جامع «عدالت همراه بامعنويت» را حتي تا لحظه شهادت خود استمرار داده است. فرق خونين علي كه از شدت عدالتخواهي محراب عبادتش را سيراب كرد فرياد ميزند كه «عدالت» و «معنويت» دوش به دوش هم «فزت و رب الكعبه» را به همراه خواهد داشت. فرق خونين علي فرياد ميزند كه عدالت خواهي، جهاد در راه خدا و مبارزه با شكمپرستان و زراندوزان
حضرت روح الله در اخلاق و معنويت و تهجد نمونه بود و نشان داد تنها با تمسك به معنويت و اخلاق الهي است كه ميتوان عدالتخواه بود و لرزه بر اندام ابرقدرتهاي مست ثروت و شهوت انداخت و خميني نشان داد كه راه علي(ع) زنده است
از خدا بيخبر و در افتادن با متحجرين ظاهربين و خشك مغز، بدون هزينه نخواهد بود و خون فرق شكافته اميرمومنان يكي از هزينه هاي اين مبارزه است.
آري راه علي(ع) نشان داد، كه در منطق اسلام ناب، «معنويت منهاي عدالت» و «عدالت منهاي معنويت» هر دو انحراف از حق و التقاط در دين خدا است و در طول تاريخ نيز پيروان راستين علي و مناديان «اسلام ناب محمدي(ص)» بر همين اصول تاكيد كردهاند. حضرت امام خميني اگرچه قابل قياس با آن ذات نوراني علوي نيست اما فرزندي شايسته براي علي و شيعهاي حقيقي است كه تا دروازههاي عصمت پيش رفت و در عصر ما نزديكترين فرد به الگوي علوي بود. حضرت روح الله نيز جامع «عدالت و معنويت» بود، از «بسيج مستضعفين جهان» سخن ميگفت و «جنگ فقر و غنا» و «جنگ پابرهنگان و مرفهين بيدرد» را دوباره آغاز نمود. در اخلاق و معنويت و تهجد نمونه بود و نشان داد تنها با تمسك به معنويت و اخلاق الهي است كه ميتوان عدالتخواه بود و لرزه بر اندام ابرقدرتهاي مست ثروت و شهوت انداخت و خميني نشان داد كه راه علي(ع) زنده است و انقلاب اسلامي و فرزندان خميني كه چون چمرانها و همتها و باكريها شيران روز و شبزندهداران شب بودند، با همين الگوي «عدالت و معنويت» زيستند و امروز جمهوري اسلامي با همه نواقص و ضعفهايش، به بركت خون همين شهيدان، الگوي اداره دنيا را بر اساس «عدالت و معنويت» از بلندگوهاي مهم جهاني فرياد ميزند و دلها را متوجه و منتظر ظهور مردمي ميسازد كه شمشير علي(ع) بدست دارد و دنياي پر شده از ظلم و جور را از عدل و داد پرخواهد ساخت و تا آنروز ما منتظرانش به عدالتخواهي و تقوي پيشگي و معنويت امر شدهايم كه منتظران مصلح خود بايد صالح باشند.
کد مطلب : 670