به گزارش عدالتخانه، دکتر فروز رجایی فر از دانشجویان خط امام(ره)، با ارسال نامه سرگشاده ای به حجت الاسلام سید احمد خاتمی خطیب نماز جمعه تهران در جمعه گذشته، در خصوص اظهار نظر وی در باب مباحث جاری در خصوص مدرک جعلی وزیر کشور نوشت: چرا برای توجیه گناه دنیاطلبانه دیگران باید از حیثیت و اعتبار یک خطیب موجه جمعه هزینه شود؟! و چرا باید تیغ زبان شما به جای اجرای عدالت، در خدمت سر پوش گذاشتن بر خیانت قرار گیرد؟
دکتر رجایی فر در بخش هایی از این نامه که با عنوان "مردم سکوت کردند که سر امام حسین(ع) بر نیزه شد!" نگارش شده است، می نویسد: امروز نه قصد ورود در حوزه ای که هرگز در اطلاع از آنها خود را با کمترین شاگردان شما مقایسه نمی کنم؛ بلکه ضرورت "مصایب" روز- و نه "مسائل" روز - مرا بر آن داشته است که به عنوان یک مسلمان پرورده امام و فدایی انقلاب اسلامی و شیفته اسلام ناب محمدی(ص) و به مقتضای "بعضهم اولیاء بعض" با شما محاجه و اتمام حجت کنم.
جناب عالی به لحاظ جایگاهی که در سنگر نماز جمعه تهران دارید برای مردم محترم و قابل مراجعه و تقلید در معضلات سیاسی و اجتماعی می باشید و این تبلور همان فرآیند خطبه خوانی امام جمعه در نماز جمعه و ضرورت استماع و استفاده ماموم است. امام ماموم را آگاه می کند و برای حفظ جامعه مسلمانان از آفات وآسیبها به آنها هشدار و بیدارباش می دهد و اطلاع رسانی می کند و با ابزار مبانی شرع و تقوا، تحلیل ارائه می کند؛ حساسیت ایجاد می کند و زمینه را برای اقدام و عمل سیاسی در لحظه لازم مهیا می نماید.
اینک اجازه می خواهم سوال اساسی خود را مطرح کنم:
در حالی که شواهد و قرائن تا کنون افشا و علنی شده از دو سوی دعوی، حاکی از تخلف قانونی "علی کردان" در قصد و اقدام آگاهانه به منظور تهیه مدرک جعلی، ارائه مدرک جعلی به عنوان واقعی و ادعای کذب در داشتن صلاحیت استفاده از عنوان دکتری و بهره جویی ازبرکات مادی و معنوی آن و ارتقا درساختار مدیریتی کشور- در عین سوءاستفاده از وجهه مذهبی و محل اعتماد مسوولین قرار داشتن- می باشد و از آن جا که برای این فعل جز اصرار بر گناه و تواتر و تداوم آن و عدم حساسیت در تمایز مابین مال حلال و حرام و اراده فاسد برای ترجیح و کسب منافع شخصی به قیمت هزینه شدن از اعتبار نظام اسلامی معنایی نیست؛ چگونه
دعوای امروز بر سر این فاجعه ای است که برای نخستین بار در تاریخ سی ساله جمهوری اسلامی ایران رخ می دهد که حتی پس از کشف یک دروغ بزرگ و یک جعل بی شرمانه، این خطا نادیده انگاشته می شود و شخص خاطی مورد حمایت واقع شده و بر منصب مهمترین کرسی امنیتی کشور می نشیند و اختیار مال و جان و امنیت و آزادی و آرای مردم را در دست می گیرد!
آن گونه عدالت مد نظر شیعه برای امامت جمعه و جماعت تجویز می کند که از جامعه خواسته شود موضوع مدرک کردان را مختومه گذارد و امر را صرفا به مقامات قضایی وانهد؟!
البته چناچه مراجع ذی صلاح قضایی و نهادهای بازرسی کننده قانونی، اراده برخورد قاطع با تخلفات را داشتند و خود، سراسیمه در این ماجرا ورود نموده و اقدام به موقع و سریع جهت کشف حقیقت و احقاق حقوق جامعه اسلامی از فرد خاطی و دفع عنصر متخلف و مجازات اشد (حتی اشد از میزان تصریح شده قانونی) می نمودند، موضع جنابعالی بسیار متین و در حفظ آرامش و وقار و نظم اجتماعی بسیار ضروری می نمود؛ لکن همان گونه که شاهد هستید تاکنون هیچ یک از نهادهای نظارتی و عدالتی و مشورتی (!) حساسیت و رغبتی برای محاکمه و مجازات مجرمین (افترا زنندگان به آقای کردان) و یا مجرم (آقای کردان) از خود بروز نداده اند. در چنین شرایطی به نظر می رسد که صواب آن است که با آگاهی بخشیدن به مردم مسلمان و جهت دهی به مطالبه آنها، نهادهای مربوطه را مجبور به انجام وظیفه و پاسخگویی کرد.
متاسفانه امروز شاهد صدارت فردی بر مسند وزارت کشور هستیم که در مجلس شورای اسلامی در مقابل تهمت ها (؟) و مسائل مطرح شده، نه خودش از خود دفاع کرده و نه رییس جمهور در مقام پیشنهاددهنده و دفاع کننده از او به شبهات وقعی نهاده و نه رییس مجلس در مقام روشنگری و حل معادله چند مجهولی کارنامه وی برآمده است. با این وجود در کمال شگفتی و فارغ از تمام گفته ها و شنیده ها از رای اعتماد نمایندگان ملت (؟!) برخوردار شده است! اشتباه رییس مجلس در سکوت و عدم مطالبه توضیحات کافی در روز رای اعتماد، اشتباه نمایندگان در اعطای رای اعتماد بدون باز خواستی برای رفع اتهامات وارده، اشتباه رییس جمهور در توضیح ندادن و توضیح نخواستن و در پی آن، ساختن لطیفه "کاغذ پاره" و همراه کردن این فرد متهم به دروغ، جعل و ریا قبل از رفع اتهام با خود در همایش مساجد با شبهه اقدامی عمدی برای تطهیر کردان و یا فعلی سهوی در آلودن ساحت ائمه جماعات و مساجد، خبط نایب رییس مجلس در این که بگوید: "این گونه بحثها نباید دنبال شود و ارزش ندارد، زیرا مسائل مهمتری در کشور وجود دارد" (!) با این عذر بدتر از گناه که: " تنها معصومین هستند که دروغ نمی گویند؛ فردی را می شناسید که سهوی و یا عمدی دروغ نگفته باشد؟ "(!) و دیگر این که این فرد که به هیچ وجه جایگاه فقهی و تقوایی در امر تشخیص مصلحت ندارد بگوید: " نباید وقت خود را به درستی یا نادرستی مدرک کردان اختصاص دهیم و این به مصلحت نیست" و افتضاح بی شرمانه نماینده مردم شریف ساری در دفاع قبیله ای بر مبنای فرهنگ کور جاهلیت، همه را دیدیم و شنیدیم و سوختیم؛ اما فی الواقع از شما انتظار نداشتیم به عنوان روحانی ولایتمدار و انقلابی که خود باید بیش از مستمعین، دعوت به تقوا را در خطبه هر جمعه لبیک گوید، با ادبیات و استدلالی در مشابهت با سیاسیون حرفه ای، اولین مصلحت نظام را که "اسلامی بودن" آن است از یاد ببرید و بگویید: " آنچه مهم است این که باید عملکرد وزیری را که سر کار آمده ببینیم؛چرا
این مصیبت ما را می کشد که دفاع از فعل مجرمانه و یا مسکوت نهادن جرم و ماجرا می رود تا الگوی جدیدی را برای حضور و رشد در ساختار قدرت ارائه کند که ریشه و اصول اسلام را خواهد سوزانید و در تداوم زدودن "اسلامیت " از نظام، بر "جمهوریت" آن هم فاتحه خواهد خواند!
که اگر خوب عمل کرد دیکر نیازی به مدرک نداریم(!) و عدم داشتن عملکرد مناسب نیز حتی با داشتن مدرک تحصیلی فوق دکترا به کار نخواهد آمد." .
در حالی که همه شما برادران، به خوبی می دانید که بحث از مدرک گرایی و طرح لزوم مدرک دکترا یا عدم لزوم مدرک دکترا برای وزیر شدن نبوده و نیست. دعوای امروز بر سر این فاجعه ای است که برای نخستین بار در تاریخ سی ساله جمهوری اسلامی ایران رخ می دهد که حتی پس از کشف یک دروغ بزرگ و یک جعل بی شرمانه، این خطا نادیده انگاشته می شود و شخص خاطی مورد حمایت واقع شده و بر منصب مهمترین کرسی امنیتی کشور می نشیند و اختیار مال و جان و امنیت و آزادی و آرای مردم را در دست می گیرد! این مصیبت ما را می کشد که دفاع از فعل مجرمانه و یا مسکوت نهادن جرم و ماجرا می رود تا الگوی جدیدی را برای حضور و رشد در ساختار قدرت ارائه کند که ریشه و اصول اسلام را خواهد سوزانید و در تداوم زدودن "اسلامیت " از نظام، بر "جمهوریت" آن هم فاتحه خواهد خواند!
لطفا اندکی تامل کنید:
1- چگونه یک فرد که در مقابل حقیرترین خواهش نفس اماره اش ذلیل بوده و اقدام آگاهانه به تهیه و تدارک مدرک جعلی نموده است، تاکنون توانسته با تظاهر به صلاحیت ظاهری و به اسلام گرایی از نوع اصیل و بسیجی گونه اش، سیستم مدیریت عالی نظام را فریب دهد و در حساسترین مناصب آن جا بگیرد؟
2- وی چگونه این مدرک جعلی را در مناصب غصب شده پیشین، بدون هیچ سنجش و سوال و اثباتی به کار گرفته و از مواهب مادی و معنوی آن برخوردار شده است؟ میزان آسیب پذیری نظام ما از ناحیه این نوع اعتماد چشم و گوش بسته به مقامات عالی تبار(!) چقدر است؟
3- چنانچه هر فرد دیگری چنین اقدام زشت و فریبکارانه ای برای تأمین مقاصد و مطامع دنیوی خویش انجام دهد و تصادفی(!) موجب کشف جعل و دروغ او گردد، آیا قوه قضاییه و مراجع بازرسی کننده ی ما بنا داشته و دارند که از خلاف او استقبال کرده و او را به مقام حساس تری هم گمارده و از او استمالت و دلجویی هم بنمایند؟ یا این که بپذیریم قانون در نظام قضایی فعلی، شهروندان را به چندین درجه تقسیم می کند و کارآیی تام و تمام آن فقط برای پایین ترین درجات است؟!
4- اگر برای اثبات و اسناد مفاسد اقتصادی، سند و مدرکی در دست مردم نباشد تا با آن مفسدین را رسوا کنند و اگر هیچ کدام از شایعات درباره ی آقازاده ها و ثروت اندوزان نامشروع را نتوان در یک پرونده ی محکمه پسند گرد آورد و مدون کرد و در نتیجه جریان مبارزه با مفاسد اقتصادی تعطیل شود، آیا رواست که در موردی هم که بینه کافی برای ریا، تزویر، دروغ و جعل و طلبکاری و ... فی الحال موجود است و حتی به وسیله خود فرد خاطی در اختیار قرار گرفته، باز هم از بررسی و تعقیب و استیضاح آن متهم صرف نظر شود؟ چه منطقی این حکم را می کند که فردی که امین بودن و صداقتش مهر باطل خورده است، در جایگاه امین ترین فرد نسبت به آزادی های حقه مردم، آرای مردم وامنیت مردم
راستی چرا برای توجیه گناه دنیاطلبانه دیگران باید از حیثیت و اعتبار یک خطیب موجه جمعه هزینه شود؟! این چه منطقی است که پیوسته و در مقاطع زمانی و موارد مختلف، حقیقت را پیش پای مصلحت ذبح می کند و این زنجیره تا جایی ادامه می یابد که حیثیت و اعتبار نظام اسلامی در پای یک فرد خطا کار و خود پرست قربانی می شود؟! چرا باید تیغ زبان شما به جای اجرای عدالت، در خدمت سر پوش گذاشتن بر خیانت قرار گیرد؟
و نوامیس آنها قرار گیرد؟ اگر جایگاه مجازات و پاداش در نظام ما قلب شده، آیا این به آن معنا نیست که جای ارزشها را ضد ارزشها گرفته است؟ و
کدام طبع سلیم می پذیرد که جنابعالی به عنوان خطیب انقلابی و اصولگرایی که مورد اتکای جریان اصولگرایی در طوفانهای دوره ی موسوم به اصلاحات بوده اید، همان منطق ناپذیرفتنی آقای باهنر را که چهره ای صرفا سیاست باز، لابیست و معامله گر را از خود ترسیم کرده است، تکرار نمایید؟ آیا گفته های شما که قبلأ نقل شد با توجه به توشه علم و معرفتی که از حوزه مقدس شیعه بر گرفته اید از جنس استدلال و احتجاج است یا مغالطه و سفسطه؟! چند بار باید این اتهام را تفهیم کرد تا بالاخره مورد عنایت بزرگان واقع شود که بحث بر سر لزوم یا عدم لزوم مدرک دکترا برای تصدی وزارت نیست؛ و دلسوزان، داعیه و دغدغه عدم امانت و عدم صداقت او را دارند و آیا اگر این عدم توجه به یک ادعای بر حق، عمدی باشد، آن گاه
ناقض" عدالت" گوینده نخواهد شد ؟!
5-
راستی چرا برای توجیه گناه دنیاطلبانه دیگران باید از حیثیت و اعتبار یک خطیب موجه جمعه هزینه شود؟! چرا نباید از سرنوشت ذلت بار بعضی از خطبای دولتی در کشورهای اسلامی دیگر درس آموخت که نباید دین خدا را برای دنیای قدرتمندان قربانی کرد؟! آیا خوش بینی و رافت نسبت به خلافکاران و دفاع از آنها در کلام و عمل وکمک به تثبیت آنها در تسلط بر سرنوشت مسلمین در اسلام ناب محمدی(ص) و آرای امام راحل فضیلت یا ثوابی دارد؟!
6- آیا از مفاد ماده 527 قانون مجازات اسلامی اطلاع دارید؟ آ یا اجرای عدالت که پیوسته از آن سخن می رانیم و با توسل به نام ولی عصر(عج) وجهه کسب می کنیم، حکم نمی کند که کاربر آگاه مدرک تحصیلی جعلی – هر کس که باشد – وفق قانون مجازات شود یا حکم مصلحت آن است که در مدار توجیه خطا کاری و خطاکار ریاکار بچرخیم و دین مداری را محدود و مختوم به مجالس مولودی و عزاداری کنیم؟!
این
چه منطقی است که پیوسته و در مقاطع زمانی و موارد مختلف، حقیقت را پیش پای مصلحت ذبح می کند و این زنجیره تا جایی ادامه می یابد که حیثیت و اعتبار نظام اسلامی در پای یک فرد خطا کار و خود پرست قربانی می شود؟! اسلام عزیزی که حضرت امام حسین(ع) برای باقی ماندنش به مقام ذبیح اللهی رسید!
7-
چرا باید تیغ زبان شما به جای اجرای عدالت، در خدمت سر پوش گذاشتن بر خیانت قرار گیرد؟ شما که ما را دعوت به سکوت می کنید چه تضمینی می دهید که مراجع قضایی، حق ما را در این مناقشه احقاق کنند و با رسواسازی و مجازات خاطیان، جامعه ی تشنه را به چشمه ی عدالت برسانند
درحالی که قوه قضاییه از ارائه کمترین عملکرد قابل قبول در حوزه مبارزه با مفاسد اقتصادی مقامات و وابستگان آنها ناتوان است و عجالتا به عنوان نهاد مروج سرمایه گذاری و سرمایه داری و سرمایه سالاری انجام وظیفه می کند!؟ چرا جنابعالی قوه قضاییه را امر آشکار به تعقیب فوری و قانونی این پرونده نمی کنید تا در صورت اثبات وقوع جرم، فرد خاطی به حد اقل سه سال حبس محکوم شود تا عبرتی برای جامعه دولتمردان باشد و خود را شفاف و علنی، ضامن احقاق حق جامعه در این رسوایی قرار نمی دهید تا مردم به اطاعت از توصیه شما و به حرمت ضمانت شما سکوت پیشه کنند؟
من اصراری ندارم که این فرد را خاطی و مجرم
چرا مردم فرزندانشان را برای تحصیل دانشگاهی به شهرهای دور بفرستند و هزینه های سنگینی را از گلوی خانواده تأمین کنند در حالی که الگوی موفق جعل و فریبکاری پیش روی جوانان است؟ اگر این نمونه، الگوی رفتاری جامعه شود، در آینده چه مصیبتی خواهیم داشت؟
بخوانم؛ ولی چه کسی و چه وقت باید به این سوال پاسخ دهد که او خطا کار است یا کسانی که به او افترا بسته اند؟ و
در حالی که او در مسند قدرت مستقر شده است، چرا باید این بحث در افکار و افواه عمومی ادامه نداشته باشد؟ برای این سوال که او دروغگوست یا راستگو، مومن است یا منافق (یعنی تظاهر به ایمان می کند) چه حجتی هست، و اگر منافق باشد و در مقام وزارت او فاجعه ای مشابه حزب جمهوری و نخست وزیری تکرار شود چه کسی پاسخگو خواهد بود؟
آیا مهم نیست که او دوست خداست یا دشمن خدا؟ پول حلال از دولت گرفته یا حرام؟
تکلیف ما با برابری آحاد جامعه در مقابل قانون و اصرار ما برای اجرای قانون مجازات اسلامی چیست؟ آیا آزادی های منتقدین تداوم خواهد داشت؟ آیا از آرای ما در انتخابات بعدی به نفع گروهها و افراد سوء استفاده نخواهد شد؟
آیا به واقع امانتی چون امنیت کشور را می شود به فرد غیر امینی سپرد؟ و آیا می شود به غیرامین در شورای عالی امنیت ملی جایگاه کلیدی داد؟
چرا مردم فرزندانشان را برای تحصیل دانشگاهی به شهرهای دور بفرستند و هزینه های سنگینی را از گلوی خانواده تأمین کنند در حالی که الگوی موفق جعل و فریبکاری پیش روی جوانان است؟ اگر این نمونه، الگوی رفتاری جامعه شود، در آینده چه مصیبتی خواهیم داشت؟ و اینها همه در شرایطی است که جرایم او محدود و منحصر به مدرک جعلی باشد و تخلفات مالی و اخلاقی نداشته باشد که متاسفانه گویا مدارکی هم در زمینه آن گونه تخلفات موجود است که باید مورد بررسی واقع شود!
برادر بزرگوار!
دفاع از مظلومیت و شأن مردم حزب الله ایجاب می کند شما در میان آنان و زبان گویای آنان باشید! ما جمع منتسب به حزب الله چگونه پاسخ زخم زبانها و نیشهای ضد انقلاب ها و ضد اسلام ها ی داخلی و خارجی را بدهیم ؟! آیا شما از میزان آزردگی عمیق فرهیختگان ایرانی و جوانان اهل علم و تلاشگری که مایل به جلای وطن نیستند آگاهید و پیام های دردمندانه آنها را که در شبکه جهانی اطلاعات، ذیل اخبار درج می کنند دیده اید؟
امروز حیثیت مردم آگاه و انقلابی ایران به واسطه این فعل قبیح و عدم محکومیت آن نزد بزرگان نظام اسلامی، در رسانه های غربی به سخره و استهزا گرفته می شود و دشمنان ما می نویسند که این اتفاق در هر جای دنیا مستوجب عزل و محاکمه وزیر می بود؛ الا در ایران اسلامی که ...!
در این باره بسیاری سوالات دیگر مطرح است که با توصیه و فرمان و بخشنامه نمی شود آنها را از اذهان مردم و آگاهان خارج کرد و خدا را شاهد می گیرم چنانچه رسانه ملی از یوغ بایدها و نبایدهای سیاست زده می رهید و می توانست این جریان را – به فرض اثبات اتهام کردان- علنی کند، آن گاه می دیدید که مراتب انزجار و نفرت عمومی از عمل زشت و فریبکارانه و سوء استفاده او از اعتماد نظام اسلامی، چگونه جامعه را به خشم و خروش و حرکت در می آورد و بازتابی بسیار وسیعتر از مسأله مشکوک "مشایی" ایجاد می کرد؛ مساله
قبول و تثبیت فرد خلافکار، در مقامی رسمی و بلند پایه و حساس در نظام جمهوری اسلامی به معنای خداحافظی با "دین" در دنیای سیاست این نظام است و این بزرگترین خیانت و جنایتی است که می تواند تمام مساعی و امیدهای حضرت امام را در تأسیس جمهوری اسلامی ایران به عنوان کانون پیوند دین و سیاست و حقانیت اسلام ناب محمدی(ص) در مقابل مروجین اسلام آمریکایی بر باد فنا دهد.
ای که شما هم وظیفه خود دانستید به صراحت علیه آن موضع بگیرید.
جناب آقای سید احمد خاتمی
به عنوان یک کمترین به شما هشدار می دهم که
قبول و تثبیت فرد خلافکار، در مقامی رسمی و بلند پایه و حساس در نظام جمهوری اسلامی به معنای خداحافظی با "دین" در دنیای سیاست این نظام است و این بزرگترین خیانت و جنایتی است که می تواند تمام مساعی و امیدهای حضرت امام را در تأسیس جمهوری اسلامی ایران به عنوان کانون پیوند دین و سیاست و حقانیت اسلام ناب محمدی(ص) در مقابل مروجین اسلام آمریکایی بر باد فنا دهد.
ماجرای مشایی با یک استعفا یا عزل تمام می شود و یا حتی در بدترین حالت، با حضور او در پنج شش پست مهمی که به عهده دارد ادامه می یابد، اما در کنه خود، از اظهار نظر شخصی یک فرد که از چهارچوب سیاستهای اصولی نظام فراتر رفته است ، فراتر نیست؛ ولی ماجرای کردان، قصه همکاری ارکان نظام در تثبیت کجی و ناراستی در ساختار قدرت سیاسی و بنای توجیه و حتی تمجید از آن است! همکاری آگاهانه و عامدانه شخص ریاست جمهور و شخص ریاست مجلس، یعنی سران دو قوه از سه، و همکاری نمایندگانی که چشم و گوش بسته و بر اساس انگیزه ها و دستورات جناح سیاسی خود، رای اعتماد دادند و اینک امام جمعه ای که مع الاسف با تغییر صورت مساله، سعی در توجیه و تطهیر و تثبیت متهم در مقام خود دارد! در این جاست که
باید استرجاع نمود و تاسف خورد که چرا به جای نهادینه شده اخلاق و معارف اسلامی در بیان و نظر و عمل اهل سیاست کشور اسلامی، روند متضاد رونق گرفته و روحانیت انقلابی به سیاسی بازی و مصلحت اندیشی بدون حجت بالغه، تن در می دهد و در کمتر از سی سال از تاسیس جمهوری اسلامی ایران، "سیاست" زیرکانه از ذیل "دین" خارج شده و بر فراز آن می نشیند تا در هنگام لازم، دین را چون وسیله ای کارآمد در جامعه دینی مورد استفاده ابزاری قرار دهد!
اگر شما آن طور که معروف است و انتظار می رود دغدغه صیانت از آرا و افکار و آثار حضرت امام راحل (ره) را دارید، باید بدانید که سطح درگیری شما در این جبهه، احساس تعهد به پاسخگویی به لاطائلات چند جوجه تحکیمی و سکولارهایی از سراسر طیف گسترده دوم خرداد نیست، که رسواگری و ویرانگری اردوگاه آنها با اقدام فرزندان شما هم ممکن و مقدور است؛ بلکه وزن و وظیفه شما، حفاظت از ساختارها و زیربناهای ایدئولوژیک نظام از خیل آسیبها و آفتهایی است که از داخل جبهه خودی و در پوشش افکار و اعمال منافقانه، تهدیدهای جدی می آفریند و تیشه به کمر شجره طیبه نظام الهی در عصر غربت و طرد معنویت از جامعه بشری می کوبد!
و علی الاسلام السلام ...
چنانچه شما و امثال شما اولویت و وظیفه اهم خویش را که پیشگیری و ممانعت از رشد و ریشه گیری جریان نفاق در اردوی اصولگرایی است تشخیص ندهند، پس دور و دیر نخواهد بود که در قالب حکومت اسلامی، ابن زیاد به حاکمیت کوفه برسد و لشکر اعدا سر پسر پیامبر را از تن جدا و برسر نیزه کنند؛ چرا که خواص جامعه از واقعه عاشورا عبرتها را برنگرفته اند و ضمن توجیه خطای مقامات حکومتی، مردم را امر به سکوت و عدم دخالت در شؤون سیاست ورزان و تحمل اعمال و رفتار خارج ازسنت دینی آنها کرده اند....
والسلام علی من اتبع الهدی
فروز رجایی فر