يك پاي عدالتخواهي در ايران مي لنگد |
| مرجع : کافه اندیشه |
18 آبان 1386 ساعت 18:17 |
ترديدي نيست كه عدالت اجتماعي به معناي بهره مندي عادلانه از امكانات و جلوگيري از ويژه خواري و تبعيض، ركن حاكميت است. اين معنا را در كلام اميرالمومنين به كرات مي توان ديد و شنيد. ولي آيا همين مساله براي لمس و احساس رضايتمندي عمومي كفايت مي كند؟
یامین پور
ترديدي نيست كه عدالت اجتماعي به معناي بهره مندي عادلانه از امكانات و جلوگيري از ويژه خواري و تبعيض، ركن حاكميت است. اين معنا را در كلام اميرالمومنين به كرات مي توان ديد و شنيد. ولي آيا همين مساله براي لمس و احساس رضايتمندي عمومي كفايت مي كند؟
روايت معروفي هست كه بقاي حاكميت را به عدل مي داند هرچند بناي آن بر كفر باشد(الملك يبقي مع الكفر و لايبقي مع الظلم). نكته اينجاست كه مردم بايد احساسي خوشايند از اجراي حق داشته باشند. اين احساس خود، يك حق بزرگ براي مردم است. صرف نظراز سياستهاي كلان، تنگ گرفتن بر اشراف ويژه خوار كه در گرفتاريها هميشه در كنج عافيت بوده اند، سركشي و مهرورزي صميمانه با محرومين، ساده زيستي و تواضع كه دولت نهم به آن مزين است بي شك در توليد و تقويت اين احساس مؤثر است. ولي آيا همين اندازه كافي است؟
بخش اعظمي ازاحساس عدالت و رضايتمندي از حاكميت اساساً ربطي به عملكرد دولت ندارد. عدالت اقتصادي و اجتماعي فقط بخشي از زندگي روزمره ي مردم است. عمده ي ماجرا در جاي ديگري رقم مي خورد: دادسرا، دادگاه، مجازاتها، سيستم دادرسي و...
جمعيت
صرف نظراز سياستهاي كلان، تنگ گرفتن بر اشراف ويژه خوار كه در گرفتاريها هميشه در كنج عافيت بوده اند، سركشي و مهرورزي صميمانه با محرومين، ساده زيستي و تواضع كه دولت نهم به آن مزين است بي شك در توليد و تقويت اين احساس مؤثر است. ولي آيا همين اندازه كافي است؟
كيفري ايران(يعني كساني كه در حبس اند) نسبت به اول انقلاب بيش از ده برابر شده است. اين تورم بيشتر راجع به جرايم مواد مخدر و مسائل مالي است. تقريباً از هر 5 ايراني يكي از آنها در سال پايش به دادسرا يا دادگاه باز مي شود. اين به معناي آن است كه تقريباً اكثريت مطلق خانواده هاي ايراني به كرات با سيستم قضايي سروكار پيدا مي كنند.
ولي آيا اين سيستم در توليد احساس رضايت و عدالت موفق بوده است؟ آيا مراجعه كنندگان به سيستم قضايي با اجراي دقيق و حتمي قانون به احساس رضايت مي رسند؟ آيا آنها با مجازات متعديان، تشفّي خاطر پيدا مي كنند؟
عدالت در يك سيستم قضايي معناي حقيقي خود را پيدا مي كند. اين درحاليست كه به عقيده ي بسياري از حقوقدانان، سيستم فعلي ايرادات بسياري دارد. سخن بر سر جنس اين ايرادات نيست؛ مساله اين است كه امنيت داخلي و پايبندي مردم به حاكميت بيش از آنكه به سيري و گرسنگي شان مربوط باشد به پاسخهاي عادلانه اي مربوط است كه از يك سيستم قضايي در قبال دادخواهي شان دريافت مي كنند.
يك پاي عدالتخواهي در ايران مي لنگد. مردم در يك جامعه به شدت به دادگاهها و قضاتي سالم و البته قاطع نياز دارند. قانون هرچقدر هم كه ناقص باشد، هنگامي كه با قاطعيت اجرا مي شود موجبات آرامش رواني شهروندان را فراهم مي كند.
اطاله ی دادرسی(برای یک پرونده ی ساده ی حقوقی گاهی تا چند ماه باید منتظر ماند)، کمبود قاضی مسلط و آگاه(با این وجود چند سال است که برگزاری آزمون قضات و جذب نیروی جدید لغو شده است)، فساد مالی برخی از اجزای سیستم(متاسفانه برخی قضات و کارشناسان و...)، وضع اسفناک زندانها(که خود موجب تولید مجرمین جدید و بیماریهای ... شده است) و تورم کیفری برخی از مشکلات فعلی سیستم قضایی ماست.
کد مطلب : 824
نظرات و پيشنهادات
|
1386-08-19 20:28
|
اشکال اساسی که در سیستم های سرمایه داری و استثمار گر غرب وجود دارد یکی از آنها همین تسلط و کنترل برمراجع قضائی است چرا که تمامی این نهادها در اختیار سرمایه و برای حمایت از سرمایه داران و حفظ منافع آن بوجود می آید بنابراین پرداختن به این امر مهم از ضروریات است . در جامعه سرمایه داری واستثمار گر غرب که به بهای گرسنه و بی خانمان شدن میلیونها انسان ثروتهای بیشماری برای کمتر از ۵ درصد جامعه فراهم میشود و افراد محروم ، معتاد ، بی خانمان که محصول جامعه غیرعادلانه هستند به عنوان دزد و بزهکار به زندانها فرستاده میشود و دزدان واقعی یعنی بیلیاردرها و صاحبان کمپانی های چند ملیتی به عنوان افراد باهوش ، و باعرضه در جامعه مورد حمایت قرار میگیرند. بنابراین در اینگونه جوامع اگر پول و ثروت داشته باشی آدم کشی ، اختلاس های مالی ، و هزاران مورد دیگر با قدرت مالی و نفوذ جلوی سروصدای آن گرفته میشود اما نمونه بسیار آشکار آن در سیل کاترینا در یکی از ایالت های سیاه پوش نشین آمریکا آمد ، جسد ها روی آب برای روزها ماند و اقدامی برای آن نشد اما ماموران امنیتی وپلیس ها به طرف فروشگاه های مواد غذائی رفتند تا از هجوم مردم گرسنه و یا دزدی !! آنها جلوگیری کنند و اول از همه مال و منال ثروتمندان را حفظ کنند و برعکس آن در آتش سوزی اخیر در آمریکا در منطقه ثروتمند نشین در عرض بیست و چهار ساعت برای از ما بهتران حتی مهد کودک و گروه موسیقی بردند و اینقدر غذا برای این افراد بردند که در مصاحبه می گفتند بس است و ما بیش از این غذا لازم نداریم تمام این مباحث باید به ما کمک کند راه حلی بیاندیشیم و اتفاقا از غرب میتوانیم چیزهایی هم یاد بگیریم از جمله نظم و ترتیبی که در راه رسیدن به اهدافشان دارند که البته این هدف به استثمار کشیدن هرچه بیشتر و سوددهی بیشتر برای صاحبان سرمایه است ما میتوانیم برعکس یاد بگیریم که همین کار را در جهت حفظ منافع محرومان انجام دهیم اما برای رسیدن به این امر مهم می باید معیارهایمان را عوض کنیم و ترس و واهمه از برچسب زدن ها نداشته باشیم . جدیت و نظم و ایمان و پرکاری از مهمترین اصول برای رسیدن به این امر مهم است . و باید این انتقاد را از خود داشته باشیم که شرق در این زمینه کوتاهی کرده و می کند . عدم مدیریت صحیح و میل به کار نکردن و در بسیاری از موارد تنبلی یکی از نقطه ضعف های اساسی میباشد . پیشرفت غرب مدیون نظمی است که جامعه را وادار به پیروی از آن کرد و ما قبل از اینکه دیر شود می باید کمر همت گماشته و فرهنگ پرکاری ، جدیت و نظم را با خلوص نیت ، اخلاقیت ، هدفمندی نهادینه کنیم . شاید بخش فرهنگ عرفانی و برداشت ناصحیح از آن در اشاعه نوع فرهنگ تنبلی و عزلت نشینی تاثیر داشته است . پرداختن به مظلومان به معنای سرسپردگی به زورگویان و محدودیت برای خود نمی باید باشد برعکس تلاش برای حداقل زندگی و مساوات و عدالت در جامعه مستلزم این است که برای نهادینه شدن این فرهنگ و حق مسلم انسانها از امکانات رفاهی و مبارزه با فقر، گرسنگی به مبارزه جدی پرداخت و این تصور که ما از طمع ورزی دوری کنیم و ظالمان را به حال خود رها کنیم را نباید پیروی کرد اگرچه از سوی دیگر با مبارزه با مصرف گرایی و محدودکردن خود به سهم خود اولین قدم را در راه مبارزه برداشته ایم و نهایتا ضربه به سرمایه داران طماع زده ایم اما این فقط بخشی از مبارزه است و باید مراحل بعدی که همانا آموزش صحیح در راه دانستن حق انسانها و مبارزه جدی میباشد داده شود. موفق باشید |
|