امروز سه شنبه 12 آذر 1387
Tuesday 2 December 2008
داخلی  »  يادداشت  »  جبهه مقاومت جهانی

تحلیلی در باب تاتر جدید آمریکا؛

امريكا مي خواهد سه شنبه در آناپوليس چه كند؟

مرجع : کیهان 4 آذر 1386 ساعت 3:03
امريكا مي خواهد روز سه شنبه در آناپوليس چه كند؟ پاسخ اين سوال وابسته به جواب سوالي كلان تر است: نقشه بوش براي خاورميانه چيست؟ رسانه هاي غربي ديروز در تحليل هاي خود در اين باره، موضوع ايران را بخش مهمي از صورت مسئله قلمداد كردند.
امريكا مي خواهد سه شنبه در آناپوليس چه كند؟
مهدي محمدي
امريكا مي خواهد روز سه شنبه در آناپوليس چه كند؟ پاسخ اين سوال وابسته به جواب سوالي كلان تر است: نقشه بوش براي خاورميانه چيست؟ رسانه هاي غربي ديروز در تحليل هاي خود در اين باره، موضوع ايران را بخش مهمي از صورت مسئله قلمداد كردند. فصل مشترك تمامي تحليل ها درباره «تئاتر آناپوليس» اكنون اين است كه مقصود دولت بوش از دور هم جمع كردن اين همه وزير و وكيل، بيش از آنكه حل مسئله فلسطين باشد -كه مي دانند راه حل غربي ندارد- مقابله با نفوذ روزافزون ايران در منطقه است. در واقع كنفرانس آناپوليس تا آنجا كه به مسئله فلسطين مربوط مي شود، فقط يك پارتي است. حجم اختلافات حتي ميان سازشكارترين جناح عربي شركت كننده در اجلاس با صهيونيست ها، چنان است كه از هم اكنون خوش بين ترين ناظران هم درباره بي نتيجه بودن آن اتفاق نظر دارند؛ در نتيجه ميهمانان خانم رايس حداكثر مي توانند بروند شامي بخورند و برگردند. خود امريكايي ها هم حتي علاقه اي به بالا رفتن انتظارات از نشست آناپوليس ندارند. «جرمي بوئن» دبير امور خاورميانه بي بي سي طي مقاله اي در سايت اين بنگاه خبري نوشته است كه
فصل مشترك تمامي تحليل ها درباره «تئاتر آناپوليس» اكنون اين است كه مقصود دولت بوش از دور هم جمع كردن اين همه وزير و وكيل، بيش از آنكه حل مسئله فلسطين باشد -كه مي دانند راه حل غربي ندارد- مقابله با نفوذ روزافزون ايران در منطقه است
چند روز قبل در واشنگتن، وقتي يكي از همكارانش از سخنگوي كاخ سفيد مي پرسد خبرنگاران بايد رويدادي را كه در آناپوليس رخ مي دهد چه بنامند؟ سخنگو جوابي نداشته اما يكي از دستيارانش عبارت «گردهمايي» را پيشنهاد كرده است. بوئن نتيجه مي گيرد كه امريكا نمي خواهد سطح انتظارات از «گردهمايي» آناپوليس را خيلي بالا ببرد و فقط اميدوار است «گردهمايي با بحث و جدل پايان نيابد» تا بتوان زمينه ديدارهاي بعدي دو طرف را فراهم كرد. در واقع به رغم همه تلاشي كه غرب ظرف نيم قرن گذشته براي تقويت روحيه سازشكاري در جهان عرب انجام داده و تا حدي هم البته موفق بوده، هنوز انبوهي از مشكلات ميان طرف عربي و صهيونيست ها وجود دارد كه در چنين نشست هايي حتي نمي توان آنها را به درستي فهرست كرد چه رسد به اينكه انتظار حل و فصل آنها وجود داشته باشد. اگر اين نوع نگاه به ظرفيت هاي كنفرانس آناپوليس صحيح باشد -كه ظاهرا حتي در ميان خود غربي ها هم مخالف قدرتمندي ندارد- آنگاه اين سوال مطرح خواهد شد كه اگر هدف اين گردهمايي حل مسئله فلسطين نيست، پس چيست؟
پاسخ را بايد در نوع نگاه امريكايي ها به خارميانه بويژه خطري كه از ناحيه ايران آنها را تهديد مي كند و تصويري كه آنها از شدت و گستره اين خطر در ذهن دارند جست و جو كرد.
امريكايي ها مدت ها ست احساس مي كنند مشكلي به نام خاورميانه دارند كه روز به روز هم در سطح دولت ها و هم در سطح ملت ها ضد امريكايي تر و خطرناك تر مي شود. خاورميانه جديدي در حال شكل گيري است كه معارضان ديرينه امريكا در آن داراي اقتدار و محبوبيت شده اند و دولت هاي ناهمراه با امريكا را يكي يكي به زير مي كشند. علاوه بر اين امريكا عميقا
نكته كليدي اين است كه اكنون امريكايي ها به اعتراف خودشان به هرجاي اين صحنه كه مي نگرند ردپاي نفوذ و تاثير ايران را مي بينند. گسترش اقتدار معنوي ايران در خاورميانه، منافع تاريخي امريكا در منطقه را با خطري بي سابقه مواجه ساخته در عين حال كه هيچ روشي هم براي مواجهه موفق با مسائل منطقه بدون حضور ايران يافت نشده است
در باتلاق هاي عراق و افغانستان فرو رفته و قبل از هر چيز به دنبال راهي براي خروج آبرومندانه از اين ورطه هاي هولناك مي گردد. نكته كليدي اين است كه اكنون امريكايي ها به اعتراف خودشان به هرجاي اين صحنه كه مي نگرند ردپاي نفوذ و تاثير ايران را مي بينند. گسترش اقتدار معنوي ايران در خاورميانه، منافع تاريخي امريكا در منطقه را با خطري بي سابقه مواجه ساخته در عين حال كه هيچ روشي هم براي مواجهه موفق با مسائل منطقه بدون حضور ايران يافت نشده است.
امريكايي ها در چنين وضعيتي به دنبال دو چيز مي گردند: «مقصر» و «راه حل». در ماه هاي گذشته انرژي فراواني از جانب غربي ها صرف شده تا ايران در بحران هايي كه جملگي محصول سوءتدبير و ندانم كاري امريكاست مقصر جلوه داده شود، اگرچه نهايتا امريكايي ها راهي جز اين نديده اند كه رسمي و غير رسمي براي پذيرش حداقل مشاركت در فرايندهاي داراي نفع دوجانبه، به ايران التماس كنند.
اما در مورد راه حل، مدت هاست كه تكليف اين بحث در امريكا روشن شده و تقريبا همه آنچه در ماه هاي گذشته در منطقه ديده ايم، از طراحي براي به جان هم انداختن شيعه و سني گرفته تا برنامه ريزي براي برگزاري نشست آناپوليس به بهانه حل مسئله صلح خاورميانه، اپيزودهاي يك سناريو است. هدف اين سناريو را بيش از 7 ماه پيش «نيكلاس برنز» در مصاحبه با تايم ساده و سرراست بيان كرده است: «هدف همه اقدامات ما كه بخشي از يك سياست مشترك و يكپارچه است، تفهيم اين مطلب به ايراني هاست كه قدرت آنها در خاورميانه محدوديت دارد؛ بنابراين لازم است آنها به قدرت امريكا احترام بگذارند و با تشريك مساعي بيشتر با ما همراهي كنند» (تايم، شماره هفته آخر ژوئن 2006). مهم ترين ايده اي كه براي موفقيت در رسيدن به اين هدف به ذهن امريكايي ها رسيده چيزي است كه آنها خود نام آن را «راه حل منطقه اي» گذاشته اند. مشخصات
هدف اين سناريو را بيش از 7 ماه پيش «نيكلاس برنز» در مصاحبه با تايم ساده و سرراست بيان كرده است: «هدف همه اقدامات ما كه بخشي از يك سياست مشترك و يكپارچه است، تفهيم اين مطلب به ايراني هاست كه قدرت آنها در خاورميانه محدوديت دارد؛ بنابراين لازم است آنها به قدرت امريكا احترام بگذارند و با تشريك مساعي بيشتر با ما همراهي كنند» (تايم، شماره هفته آخر ژوئن 2006).
اين به اصطلاح راه حل هم مدت هاست به تفصيل بيان شده است. جناح رايس در امريكا معتقدند بهترين روش مواجهه با ايران در خاورميانه اين است كه ابتدا با استفاده از ابزارها و به بهانه هاي مختلف يك ائتلاف منطقه اي عليه ايران شكل داده شود و بعد به ايران گفته شود: ما در اينجا يك ائتلاف داريم، مي خواهي به ما بپيوندي يا مي خواهي منزوي شوي؟! درست به همين دليل است كه امريكايي ها طي چند ماه گذشته پشت سر هم و به بهانه هاي مختلف كنفرانس منطقه اي برگزار مي كنند. هدف اصلي آنها اين است كه حتي المقدور ايران هم در اين نشست ها شركت كند تا بتوانند امكانات ايران را به عنوان بخشي از پروژه خود به كار بگيرند. در غير اين صورت، يعني در صورتي كه ايران ورود به بازي امريكا -همان كه برنز آن را تشريك مساعي ناميده بود- نپذيرد، امريكايي ها تلاش مي كنند با سروصدا، پارتي هاي خود را «كنفرانس» -آن هم از نوع موفق آن- جلوه بدهند تا پيامي به ايران داده باشند مبني بر اينكه بدون حضور آن هم امكان حل و فصل موفقيت آميز مسائل منطقه اي وجود دارد و ايران هم اگر خود را نسبت به چنين «ابتكارهاي منطقه اي» بي تفاوت نشان دهد، تنها خود را منزوي كرده است.
دراين يادداشت مجالي براي ارزيابي اين نوع طراحي عليه ايران وجود ندارد. به طور بسيار خلاصه مي توان گفت اين پروژه يك اشكال كوچك دارد و آن هم اين است كه به هيچ دردي نمي خورد. امريكايي ها با اين روش نه خواهند توانست ايران را منزوي سازند و نه موفق خواهند شد حتي يك مسئله از مسائل انبوه خاورميانه را حل كنند. تنها اتفاقي كه مي افتد اين است كه بر سياهه حجيم ناكامي هاي امريكا در منطقه چند سطر ديگر اضافه خواهد شد. امريكايي ها بالاخره بايد دست از نمايش دادن بردارند و صورت مسئله را يك بار درست طرح كنند. حذف ايران از يك راه حل منطقه اي براي خاورميانه دقيقا به معناي حذف «موفقيت» از آن راه حل است، و البته ايران علاقه اي به مشاركت در بازي كه هدف آن خروج دشمن آن از بحران است، نخواهد داشت. 


کد مطلب : 879
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1386-09-04 20:05

در آستانه برگزاری کنفرانس آناپوليس ، اسرائيل درخواست های خود را از محمود عباس به بالاتر از هميشه ارتقاء داده و حالا طلب "به رسميت شناختن اسرائيل بعنوان يک کشور يهودی " را مي کند . که در عمل يعنی تخليه حدود دويست هزار اشغالگر در شهرک هاي اسرائيلي موجود در ساحل غربی با جابجائي حدود يک ميليون عرب اسرائيلی و اسکان آنها در کشور آينده فلسطين معاوضه و به هم دوخته بشوند . با توجه به اينکه ساحل غربی و نوار غزه پر تراکمترين ضريب اسکان جمعيت در هر کيلومتر مربع را داشته و رکوردار جهانی است ، چنانچه بخواهد سيل چندصدهزارنفری جديدی هم به آن اضافه کنند ديگر مسلما جائی برای بازگشت مهاجرين و آواره گانی که در سا لهای 50 و 60 و 70 و 80 و 90 مناطق اشغالی را ترک کرده اند وجود نخواهد داشت . و لذا گفتگو درباره "مسئله حق بازگشت آواره گان" اصلا در دستور کار آناپوليس وجود ندارد ، که نکند دهان اسرائيلی ها هم تلخ شود و آنها هم از شرکت در کنفرانس سر باز زنند و فاطی بماند با...... ، يعنی "خيکی زنجيري" بماند با "ننسی پوليسي" و "کوندا ليزا" و هر سه با استفاده از مشاوره آيپک باهم اختلاط کنند . در اين بين " اسماعيل آقا هنيه " هم راهی جز رفتن به نيويورک و جستجو ي " سو " را ندارد تا شاید با کر…. " سو " به جائی برسد .