تذكار و تكرار اینكه انقلاب اسلامی و نظام منبعث از آن ـ جمهوری اسلامی ـ پدیدهای جدید و بدیلی مقدور از حكومت رسولالله و امیرالمؤمنین در صدر اسلام است، نباید هیچ گاه از خاطر فراموش شود.
اهداف، آرمانها و مقاصدی جدید در قرن بیستم در این انقلاب مطرح شد که روشها و قابلیتهای جدیدی را در پیش چشم مشتاقان و سربازان خود باز كرد. از سیاست و فرهنگ تا اقتصاد و صنعت. اما متأسفانه حجاب معاصرت و غفلت از جایگاه تاریخی به كسالت و ضعف بنیه ایمانی اضافه شد و دستها و قدم ها در مسیر پیمودن پله های انقلاب اسلامی تا تمدن اسلامی تضعیف و بلكه تحریف و بالاتر تكذیب شد.
بعد از اشارات و عنایات مكرر رهبر انقلاب هیچ كس در بازگشت كشور به اصول انقلاب و ارزشهای امام بزرگوار دردولت نهم شكی ندارد لذا هر جا سخن از اولویتهای هدفی دولت دكتر احمدینژاد است منظور استقامت و احیای اندیشه اسلام ناب محمدی (ص) است.
سیاست خارجی یكی از عرصههای بسیار جدی اسلام ناب محمدی است كه تكالیف سنگینی را بر دولت اسلامی نهاده است و بالتبع رسیدن به هر واجبی لزوم التزام به مقدمه آن را عقلا حكم خواهد كرد و اضافه کنید برداشتن موانع راه را!
بعد از روی كار آمدن دكتر احمدینژاد در مقام ریاست جمهوری شاهد این بودیم كه با سر دست گرفتن شعارها و شعورهای اسلامی انقلابی، جمهوری اسلامی گامهای بلندی در كوتاهترین زمانها در عرصه سیاست خارجی برداشته شد. احیاء شعار دفاع از مظلومین و مستضعفین ، جدی گرفتن مبارزه با زیاده طلبی استكبارجهانی و هم پالگیهایش و به صورت خلاصه عدالتخواهی در سطح بینالمللی و تنسك و تمسك به شعار كونو اللظالم خصما و اللمظلوم عونا. مسئله حفظ فناوری هسته ای و بازگشت ایران به جایگاه فرماندهی مبارزه بین المللی با جهان سلطه دو نماد مهم این تحول هستند.
اما آنچه در گذشت دو سال از عمر دولت نهم به صورت ناخوشایندی جلوهگر و آزار دهنده است این است كه: عرصه سیاست خارجی که از سفارتخانه و رایزنی فرهنگی تا فرمایشات و منویات مقام معظم رهبری گستره دارد، جز از سوی رییس جمهوری پیگری نمیشود و یك سیاست خارجی یك نفره در حال اجرا می باشد.
در این چند سال شاهد هستیم كه دستگاه دیپلماسی سیاست خارجی ایران همیشه عقبتر از رییس جمهور حركت كرده و بیشتر به تعدیل و حتی انكار شعارهای مطرح شده از سوی ایشان مشغول میشوند. جالب آنكه در همه دنیا رسم بر این است كه وزرای خارجه و معاونانش به دلیل جایگاه مادونتر ، از حساسیت كمتری برخوردارند لذا اتحاذ
وزارت خارجه جمهوری اسلامی نیازمند یك تحول جدی ساختاری و انسانی و استراتژیك است تا قدمهای جدی و محكمتری را در راستای عملی كردن مؤلفههیا اسلام ناب محمدی و مفسر عزیز این اندیشه مقام معظم رهبری بردارد
مواضع جدی و صریحتر از سوی وزرای خارجه و معاونین صورت میگیرد.
توهینهای گسترده به ساحت پیامبر اعظم (ص) ، جسارتها و جنایتهای مختلف به شیعیان و مسلمین در كشورهای مختلف، هتاكیها و زیاده گوییهای كشورهای اروپایی و بیادبیها و دهنكجیهای گوناگون نسبت به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی متأسفانه همگی در محاقی از احضاریههای بیفایده و محكومیتهای صوری و لفظی باقی مانده است و روز به روز بر تعداد آنها افزوده میشود.
آنچه انقلاب اسلامی و رهبر و بنیانگذارش در صفحه تاریخ دوباره زنده كردهاند نیاز به تبلیغ و معرفی و روشنگری در سراسر جهان دارد. متأسفانه هرگاه سخن از پیام انقلاب میشود جز صدا و سیما و شبكههای بینالمللی با عملكردهای آنچنانی حضوری از وزارت خارجه شاهد نیستیم و بسیاری مشكلات دیگر كه در این میان وجود دارد.
سئوال اینجاست این ضعف و فتور در دستگاه مسؤول سیاست خارجی در كجاست كه فقط رییس جمهور باید جور همه کار را تحمل كند و رهبری نیز با تأكیدات مكرر قدرت و سرعت بیشتری در این روند ایجاد کنند.
پس از روی كار آمدن دولت نهم وزیر خارجه جدید و برخی معاونین و مدیركلها وارد این وزارتخانه شدند اما آنچه باید از این وزارت خانه رخت برمیبست نگاه و رویكرد و ساختاری است كه طی 16 سال گذشته در راستای فراموش كردن آرمانها و ارزشهای انقلاب و امام شكل گرفته بود.
بدون شک عرف دیپلماتیك بینالمللی، علم روابط بینالملل و آموزههای دانشكدههای سیاسی همگی تبدیل به بتهای ذهنی و دگمهای عملیاتی برای کارگزاران عرصه سیاست خارجی کشورمان شده اند. بیتردید سیاست خارجی غربی و اومانیستی دانشكدههای روابط بینالملل هیچ گاه نقش توكل، معنویت و خداباوری و پایداری و نصرت خداوند را درك نمیكنند، و بالتبع دانش آموختگان و تحصیل كردگان چنین دیدگاههای تحلیلی در این میانه برای اجرای كردن اهداف بلند امام خمینی چون به صدا در آوردن مرگ بر آمریكا از ناقوس كلیساهای جهان و یا «خرد كردن دندانهای آمریكا» جز تلقی شعارهای حمالی و نوشتههای ادبی نمیبینند. نوشتن از تعارض آموزه های علوم سیاسی و روابط بین الملل غربی با معیارها و اصول اندیشه سیاسی اسلام جای پرداختی جداگانه دارد.
به همین دلیل حرف تازه و ایده بدیع انقلاب اسلامی حتی برای نیروهای مسلمان و مذهبی نیز از درجه اولویت یك برخوردار نبوده است.
آنچه 27 خرداد 84 و سوم تیر 84 را رقم زد رشد و بالندگی اندیشه و تفكر علمی است كه جوانانی مؤمن و كارآمد و تحصیل كرده و انقلابی آنها را به ثمر رسانده است. وزارت خارجه جمهوری اسلامی نیازمند یك تحول جدی ساختاری و انسانی و استراتژیك است تا قدمهای جدی و محكمتری را در راستای عملی كردن مؤلفههیا اسلام ناب محمدی و مفسر عزیز این اندیشه مقام معظم رهبری بردارد. البته بهره گیری از نیروهای تازه نفس و مومن و متخصص نیازمند قدری مراقبت و پی جویی و دلسوزی است تا این مهم به خوبی انجام شود.