ابراهيم حاجي محمدزاده
شعار حذف مرگ بر آمريكا اگر بر مبناي وابستگي و يا وحشت از قدرت استكبار جهاني نباشد ناشي از ساده انديشي نسبت به هويت آمريكا و صهيونيزم جهاني است كه عبارتند از:
1- تصور اينكه آمريكا و صهيونيزم از گسترش قدرت جمهوري اسلامي و اهداف الهي آن و گسترش نفوذ آن در ميان محرومان و مستضعفان جهان بي خبرند و آنرا تهديدي عليه حيات استكباري خود نمي دانند. 2- تصور اينكه دنياي غرب به رهبري آمريكا و صهيونيزم، بدون استثمار سياسي و فرهنگي و اقتصادي ملت ها قادر است به حيات انگلي خود ادامه دهد.
3- ناديده گرفتن جنايت هاي روزمره آمريكا و صهيونيست ها در دنياي كنوني و جنايات دهشتناكي كه همه روزه در سرتاسر جهان از جمله فلسطين، افغانستان، عراق و... و باور ساده لوحانه تبليغات دروغين و مزورانه غرب درباره رعايت دموكراسي و حقوق بشر.
امام خميني با هشدار نسبت به اين ساده انديشي ها مي فرمايند:
«بحمدالله از بركت انقلاب اسلامي ايران، دريچه هاي نور و اميد به روي همه مسلمانان جهان باز شده است و مي رود تا رعد و برق حوادث آن، رگبار مرگ و نابودي را بر سر همه مستكبران فرو ريزد. نكته مهمي كه همه ما بايد به آن توجه كنيم و آن را اصل و اساس سياست خود با بيگانگان قرار دهيم، اين است كه دشمنان ما و جهانخواران تا كي و تا كجا ما را تحمل مي كنند و تا چه مرزي استقلال و آزادي ما را قبول دارند. به يقين آنان مرزي جز عدول از هويت ها و ارزش هاي معنوي و الهي مان نمي شناسند...» (1)
امام خميني با استشهاد به آيه 12سوره مباركه بقره مي فرمايند؛ «... به گفته قرآن كريم هرگز دست از مقاتله و ستيز با شما برنمي دارند مگر اين كه شما را از دين تان برگردانند. ما چه بخواهيم و چه نخواهيم صهيونيست ها و آمريكا و شوروي در تعقيب مان خواهند بود تا هويت ديني و شرافت مكتبي مان را لكه دار كنند. بعضي مغرضين ما را به اعمال سياست نفرت و كينه توزي در مجامع جهاني توصيف و مورد شماتت قرار مي دهند و با دلسوزي ها و اعتراض كودكانه مي گويند جمهوري اسلامي سبب دشمني ها شده است و از چشم غرب و شرق و اياديشان افتاده است كه چه خوب است اين سؤال پاسخ داده شود كه ملت هاي جهان سوم و مسلمانان و خصوصا ملت ايران در چه زماني نزد غربي ها و شرقي ها احترام و اعتبار داشته اند كه امروز بي اعتبار شده اند!...» (2)
امام(ره) با برشمردن توطئه هاي استكبار جهاني عليه ملت ها به منظور بطلان توهم هاي خودساخته مرعوبان، ساده انديشان و تبليغات دروغين صهيونيستي و آمريكايي و اذناب آنان و اهدافي كه در پس آن نهفته است مي فرمايند:
«... آري اگر ملت ايران از همه اصول و موازين اسلامي و انقلابي خود عدول كند و خانه عزت و اعتبار پيامبر و ائمه معصومين-عليهم السلام- را با دست خود ويران نمايد. آن وقت ممكن است جهانخواران او را به عنوان يك ملت ضعيف و فقير و بي فرهنگ به رسميت بشناسد ولي در همان حدي كه آنها آقا باشند ما نوكر. آنها ابرقدرت باشند ما ضعيف. آنها ولي و قيم باشند و ما جيره خوار و حافظ منافع آنها، نه يك ايران با هويت ايراني- اسلامي بلكه ايراني كه شناسنامه اش را آمريكا و شوروي صادر كند. ايراني كه ارابه سياست آمريكا يا شوروي را بكشد و امروز همه مصيبت و عزاي آمريكا و شوروي و غرب در اين است كه نه تنها ملت ايران از تحت الحمايگي آنان خارج شده است كه ديگران را هم به خروج از سلطه جباران دعوت مي كند....» (3)
امام خميني حدود سه ماه قبل از وفات خويش با تاكيد بر تداوم راه مبارزه هميشگي عليه آمريكا و سردمداران زر و زور و تزوير و موضع گيري در مقابل تحليل هاي غلطي كه مبارزه را مقطعي و يا به بن بست رسيده تحليل مي كردند مي فرمايند:
«... جنگ ما جنگ ايمان و رذالت بود و اين جنگ از آدم تا ختم زندگي وجود دارد...
من در اينجا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحليل هاي غلط اين روزها رسما معذرت مي خواهم و از خداوند مي خواهم مرا در كنار شهداي جنگ تحميلي بپذيرد. ما در جنگ براي يك لحظه هم نادم و پشيمان از عملكرد خود نيستيم. راستي مگر فراموش كرده ايم كه ما براي اداي تكليف جنگيده ايم و نتيجه فرع آن بوده است... نبايد براي رضايت چند
من در اينجا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحليل هاي غلط اين روزها رسما معذرت مي خواهم و از خداوند مي خواهم مرا در كنار شهداي جنگ تحميلي بپذيرد. ما در جنگ براي يك لحظه هم نادم و پشيمان از عملكرد خود نيستيم. راستي مگر فراموش كرده ايم كه ما براي اداي تكليف جنگيده ايم و نتيجه فرع آن بوده است... نبايد براي رضايت چند ليبرال خودفروخته در اظهارنظرها و ابراز عقيده ها به گونه اي غلط عمل كنيم كه حزب الله عزيز احساس كند جمهوري اسلامي دارد از مواضع اصولي اش عدول مي كند...
ليبرال خودفروخته در اظهارنظرها و ابراز عقيده ها به گونه اي غلط عمل كنيم كه حزب الله عزيز احساس كند جمهوري اسلامي دارد از مواضع اصولي اش عدول مي كند...» (4)
امام در اين پيام سرنوشت ساز به رهروان راه انبيايي خويش اصولي را متذكر مي گردد تا براي هميشه راه مرگ بر آمريكا و صهيونيزم جنايتكار را تداوم بخشند:
«... تاخير در رسيدن به همه اهداف دليل نمي شود كه ما از اصول خود عدول كنيم. همه ما مامور به اداي تكليف و وظيفه ايم نه مامور به نتيجه. اگر همه انبياء و معصومين- عليهم السلام- در زمان و مكان خود مكلف به نتيجه بودند. هرگز نمي بايست از فضاي بيشتر از توانايي عمل خود فراتر بروند و سخن بگويند و از اهداف كلي و بلندمدتي كه هرگز در حيات ظاهري آنان جامه عمل نپوشيده است ذكري به ميان آورند. در حالي كه به لطف خداوند بزرگ، ملت ما توانسته است در اكثر زمينه هايي كه شعار داده است به موفقيت نايل شود. ما شعار سرنگوني رژيم شاه را در عمل نظاره كرده ايم. ما شعار آزادي و استقلال را به عمل زينت بخشيده ايم. ما شعار مرگ بر آمريكا را در عمل جوانان پرشور و قهرمان و مسلمانمان در تسخير لانه فساد و جاسوسي آمريكا تماشا كرده ايم. ما همه شعارهايمان را با عمل محك زده ايم. البته معترفيم كه در مسير عمل، موانع زيادي بوجود آمده است كه مجبور شده ايم روش ها و تاكتيك ها را عوض نمائيم. ما چرا خودمان و ملت و مسئولين كشورمان را دست كم بگيريم و همه عقل و تدبير امور را در تفكر ديگران خلاصه كنيم؟...»(5)
از طرف ديگر امام خميني(ره) با برشمردن شرايط كنوني استكبار جهاني و عزم آنان بر استثمار ملت ها كه لازمه آن نابودي و يأس از انقلاب اسلامي است در آخرين هشدارهاي خود (دو ماه و نيم قبل از وفات) ميفرمايند:
«...مسئولين بايد در دفاع از اسلام محكمتر از هميشه و با تمام توان در مقابل تجاوز نظامي، سياسي و فرهنگي جهانخواران بايستند. چرا كه امروز دنياي استكبار خصوصاً غرب رشد اسلام ناب محمدي- صلي الله عليه و آله و سلم- را عليه منافع نامشروع خود درك كرده است. امروز غرب و شرق به خوبي ميدانند كه تنها نيروئي كه مي تواند آنان را از صحنه خارج كند، اسلام است. آنها در اين ده سال انقلاب اسلامي ايران ضربات سختي از اسلام خورده اند و تصميم گرفته اند كه به هر وسيله ممكن است آن را در ايران كه مركز اسلام ناب محمدي است نابود كنند. اگر بتوانند با نيروي نظامي، اگر نشد، با نشر فرهنگ مبتذل خود و بيگانه كردن ملت از اسلام و فرهنگ ملي خويش و اگر هيچكدام از اينها نشد ايادي خودفروخته خود از منافقين و ليبرال ها و بي دين ها را كه كشتن روحانيون و افراد بي گناه برايشان چون آب خوردن است در منازل و مراكز ادارات نفوذ مي دهند كه شايد به مقاصد شوم خود برسند. و نفوذي ها بارها اعلام كرده اند كه حرف خود را از دهان ساده انديشي موجه مي زنند...»(6)
امام، قبل از انقلاب تا آخرين ماههاي حيات خويش در هر حركتي عليه انقلاب اسلامي ردپاي فراموشي مرگ بر آمريكا را ديده اند.
«... روز شهادت امام مظلوم ما، پاي نطق و سخنراني يك نفر آدمي كه با آنها دوست است كف مي زنند و سوت مي كشند و آمريكا را از ياد مي برند. خط اين بود كه آمريكا اصلا منسي بشوند. يك دسته شوروي را مطرح مي كردند تا آمريكا منسي بشود، يك دسته الله اكبر را كنار مي گذاشتند، سوت مي زدند و كف مي زدند آن هم در روز عاشورا، خط اين بود كه اين قضيه مرگ بر آمريكا منسي بشود...»(7)
متأسفانه گاهي اوقات از بعضي بلندگوهاي خاص شنيده مي شود كه بايد بين مبارزه دائمي انقلاب اسلامي عليه كفر و شرك و استكبار با مرگ بر آمريكا فرق گذاشت. چرا كه شعار مرگ بر آمريكا دشمني با مردم آمريكا را تداعي مي كند. غافل از اينكه در دهكده جهاني كنوني واژه آمريكا و صهيونيزم بيانگر سرمايه داران جهانخوار و صهيونيست هاي زالوصفتي است كه مي خواهند دين، فرهنگ، سياست و اقتصاد ملت ها، از جمله مردم ايالات متحده آمريكا را در پاي زر و زور و تزوير فرعونيت جهانخوار لابي هاي سرمايه داري آمريكائي و صهيونيست قرباني كنند. لذا حضرت امام(ره) باتوجه به واقعيت فوق در مقابل اسلام ناب محمدي(ص)، اسلام آمريكايي را بعنوان يك نماد استعماري، كه مي خواهد حتي با تغيير ماهيت اسلام ولي با نام اسلام آن را در خدمت جهانخواران قرار دهد ذكر مينمايند: «از يك طرف اسلام اشرافيت، اسلام ابوسفيان، اسلام ملاهاي كثيف درباري، اسلام مقدس نماهاي بي شعور حوزه هاي علمي و دانشگاهي، اسلام ذلت و نكبت، اسلام پول و زور، اسلام فريب و سازش و اسارت، اسلام حاكميت سرمايه و سرمايه داران بر مظلومين و پابرهنه ها و در يك كلمه اسلام آمريكايي را ترويج مي كنند و از طرف ديگر سر بر آستان سرور خويش آمريكاي جهانخوار مي گذارند...»(8)
و دقيقاً بهمين علت است كه حضرت امام در وصيت نامه سياسي الهي خويش، شرط اصلي حذف شعار مرگ بر آمريكا و شوروي را در تغيير ماهيت و يا نابودي اين نظام ها ميدانند:
«... انشاالله روزي برسد كه اين دو قدرت به اشتباه خود پي ببرند و در مسير انسانيت و انسان دوستي و احترام به حقوق ديگران واقع شوند: يا انشاالله مستضعفان جهان و ملت هاي بيدار و مسلمانان متعهد آنان را به جاي خود نشانند به اميد چنين روزي»(9)
ــــــــــــــــــــــــــــ
(1) (2) (3) صحيفه نور ج20 ص238 و 239
(4) (5) صحيفه نور ج21 ص 95
(6) صحيفه نور ج21 ص108
(7) صحيفه نور ج15 ص68
(8) صحيفه نور ج20 ص231
(9) وصيت نامه سياسي الهي امام ج21 ص194