نوشته:نهاد الغادرى
ترجمه:جواد نعيمی
بار الها! از اين نفت به پيشگاه تو شكايت مىآوريم، و اين شِكوهى مظلومانهاى از ظالمان است! نزد تو شكايت مىكنيم از آن چه اشرار در پناه نفت مرتكب مىشوند : كفران نعمتها و افزايش گناهان... خدايا! داد ما را از آنان بگير! ما، خير عام و فضل تمام تو را سپاس مىگوييم. نه كفران مىورزيم و نه زبان به انكار مىگشاييم
كردگارا ! اين نفت ، رانده شده اى بيزار است . بيزارى ستمديده كه (استعمارگران و سلطه جويان و غارتگران) به وسيلهى آن بر جهانيان تكبّر مىورزند و بر دوستان و نزديكان برترى مىجويند. به وسيلهى آن بر گردنها، بند مىنهند و به وسيلهى آن ، ضمير و شخصيت انسانها را مىفروشند و فدا مىكنند.! آنان، مردمان آزاده را با بهرهگيرى از نفت ، برده مىسازند و پيوسته در شيپور ستم و باطل مىدمند ، در حالى كه بايد بدانند سلطهى آنان فرو ريختنى و از ميان رفتنى است
آن پليدان (استعمارگران) كه با استفاده از آن نيرو - نفت - حكم مىرانند و مالك مىشوند ، عبث كاران مجنونى بيش نيستند
خدايا ! اين نفت ، بيزارى جويندهاى مظلوم است . آن ، پارهاى از بخشش توست و بخشى از خير و خوبى تو، كه به وسيلهى آن ، مردمان را گرامى داشتى . تو از آن ارادهى خير داشتى و آنها در راه شّر ، آن را به خدمت گرفتند
الها ! نفت از سوى تو نعمتى بود ، امّا آن غارتگران ، با سلطهى خويش، آن را به عقوبت و رنج و سختى بدل ساختند پروردگارا ! تو نفت را در سرزمين اعراب و مسلمانان آشكار ساختى تا امتّى را كه محمّد بن عبدالله (ص) را به هدايتگرى آنان برگزيدهاى ؛ اعتلا بخشى و گرامى بدارى. امّا فاسدان آن را به حامى بوش و امثال او بدل ساختند و به گونهاى آن را به استخدام گرفتند كه در سرزمين ما ، فساد و بيم بكارند و شرافت امّت را پايمال كفش هاى شوار- تسكوف كنند
آفريدگارا! ما به تو شكايت مىكنيم، به داد خواهى نفت مظلوم! خدايا! سلطهى استعمارگران را بر آن از ميان ببر؛ چرا كه آنان ، به سرقت دست يازيدند، حال آن كه نفت، نفتِ ما بود. آن را صادر كردند، در صورتى كه ثروت ما بود. در آن افراط ورزيدند، در حالى كه گنجينهى سرزمين ما بود. و آن را به هدر دادند، حال آن كه امان ملّت ما بود
خدايا ! ما اهل نفت - برخى از ما دردمندان- به تو شكايت مىكنيم . چه آن كه آنها به وسيلهى نفت، ما را به ذلّت كشاندند و اين در همان هنگام بود كه ما بسيار گرامى بوديم. گامهاى بيگانگان را بر سرزمين ما گشودند ، حال آن كه ما ، آزادگان بوديم . آنان حرمت ما را شكستند و اخلاق ما را فاسد كردند ، در صورتى كه اخلاق؛ نگاهدارندى ما از نابودى و بازدارنده ى ما از كفر بود
بارالها ! دارند با اين نفت در سرزمين ما، شرع اسلام را ملغى مىكنند تا به بتها مشروعيت ببخشند! اين تيره روزانِ كافرِ پست، غوطه خوران در خونِ حرامند
خدايا ! هيچ گناهى به وقوع نپيوسته مگر اين كه در وراى آن نفت بوده است . هيچ خيانتى صورت نگرفته است، جز در پناه نفت و هيچ ذلّتى پديد نيامده است مگر به واسطهى نفت
كردگارا ! همهى بندگان تو آزاد آفريده مىشوند ، مگر در اين سرزمين كه انسان در آن برده به دنيا مىآيد ، برده وار زندگى مىكند و سرانجام هم برده مىميرد
خدايا ! ما به تو كافر نمىشويم . به قدرتت شك نمى ورزيم و جز به عدل و قضاى تو ايمان نداريم
خدايا ! آگر مىپرسيم ، سؤالِ مؤمن ديندار است ، نه سؤال شكاك كافر
خدايا ! چگونه است كه انسانى عرب زاده مىشود و با قدرت و سلطهى آنها ، به آمريكايى تغيير ماهيت مىدهد؟! و چگونه است كه آزاد و قدرتمند به دنيا مىآيد ، امّا همچون موشى ضعيف و ناتوان ، در چنگال سلطهى آنان اسير مىشود؟
خدايا ! اعتراضى بر آنچه انجام مىدهى نيست . امر اول و آخر از آنِ توست
الهى ! ما ، از شرّ آنان به تو پناه مىآوريم و از سلطهى نفت آنان ، به سوى قدرت تو راه مىپوييم و از فرش طغيان آنها به سمت عرش عدالت تو مىگريزيم
پروردگارا ! ما مىپرسيم ، امّا اعتراض نداريم . بارالها ! يا نفت ما را به ما باز گردان و با آن را براى غارتگران، همچون جهنّمى سوزان بساز و در حلقومهاىشان چون زقّوم ! و هم آتشى بر جانهاى شان بيفكن و نيز ريسمانى از ليف خرما ، بر گردن شان ! تبتّ يدا ابى لهب و تبّ
آفريدگارا ! خير جهان شمول و همگانىات را از چنگالهاى اين جرثومههاى پليد ، رهايى بخش . ما را قدردانِ نعمتهايت قرار ده و سايههاى شوم كابوس را از سينههاى ما بزداى
خدايا ! ما را از تنگناها ، برهان و فرج و گشايشى در كارهاى ما پديد آور، كه تو ، هماره رحم كنندهترين رحم كنندگان و عادلترين عدالت پيشگانى ، اى خدا