نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » نگاه ويژه

بایدها و نبایدهای منتخبان پس از انتخابات مجلس؛

اصولگرايان محترم مغرور نشوند؛ لطفا!

27 اسفند 1386 ساعت 2:01

مرجع : سياست روز

دوباره مردم به طيفي كه اصولگرا ناميده مي‌شود نيز نه انتخاب يك حزب و جريان سياسي، بلكه انتخاب گفتمان خدمتگزاري و اصولگرايي است. تغيير بيش از دو سوم نمايندگان مجلس هفتم در عين انتخاب مجدد جريان اصولگرايي نشان مي‌دهد كه مردم نه با اشخاص كه با گفتمان اصيل انقلاب اسلامي يعني خدمت‌گزاري، ساده‌زيستي مسئولان، عدالت‌محوري و ... بيعتي دوباره كرده‌اند

محسن مقصودي 

مردم عليرغم فشارها و تبليغات مسموم دشمنان كار خود را به نحو احسن انجام دادند. با وجود فشار تورم و گراني، مردم باز هم با حضور خود از مباني انقلاب اسلامي دفاع كردند و باز هم به اصولگرايان اعتماد نمودند. حضور و انتخابي كه غربي‌ها و رسانه‌هاي آنها را حيرت‌زده و سرگردان كرده است. 

حالا مسئولان تلافي كنند 

اكنون كه مردم بزرگوارانه هم در راهپيمايي 22 بهمن و هم در اين انتخابات مهم، وظيفه خويش را انجام دادند و به نوعي با مسئولان و نمايندگان خود اتمام حجت نمودند، نوبت مسئولان و نمايندگان منتخب فرا رسيده است و آنها بايد اين همه بزرگواري، صبر و استقامت ملت را تلافي كنند و وعده‌ها و برنامه‌هاي انتخاباتي خود را كه برقراري عدالت، مهار تورم و مبارزه با فساد اقتصادي سرلوحه آنها بود محقق سازند. 

آفتي به نام غرور 

آفتي كه پس از هر پيروزي دامن جريانها و نامزدهاي منتخب را گرفته، آفت غرور سياسي است. تحليل نادرست علت انتخاب مردم، يكي از دلايل بروز غرور سياسي در برخي منتخبان است و تحليل صحيح و درك پيام مردم در انتخابات مي‌تواند از مغرور شدن منتخبان و جريان‌هاي وابسته به آنها بكاهد و مسووليت دشوار آنها را گوشزد نمايد و البته اين تحليل فرصتي ديگر و مجالي بيشتر مي‌طلبد. 

اما آنچه در اين فرصت بايد تذكر داده شود، يادآوري اين نكته است كه مردم هيچ گاه با هيچ حزب و گروهي عهد اخوت نبسته‌اند تاريخ سياسي پس از انقلاب اسلامي نيز بيانگر همين امر است. اعتماد دوباره مردم به طيفي كه اصولگرا ناميده مي‌شود نيز نه انتخاب يك حزب و جريان سياسي، بلكه انتخاب گفتمان خدمتگزاري و اصولگرايي است. تغيير بيش از دو سوم نمايندگان مجلس هفتم در عين انتخاب مجدد جريان اصولگرايي نشان مي‌دهد كه مردم نه با اشخاص كه با گفتمان اصيل انقلاب اسلامي يعني خدمت‌گزاري، ساده‌زيستي مسئولان، عدالت‌محوري و ... بيعتي دوباره كرده‌اند و آنهايي را برگزيدند كه شعار دردمندي و دردشناسي ملت و محرومين را سر داده بودند. 

اما اصولگرايان بايد بدانند كه امروز وقت غرور و تصفيه حساب رسانه‌اي با جريان رقيب نيست. آنها بايد بدانند كه اكنون زمان پشت بازو نشان دادن و كركري خواندن با اصلاح طلبان نيست. رعايت اخلاق انتخاباتي و تقواي سياسي كه دائما از آن دم مي‌زنيم، پس از انتخابات و پس از پيروزي ظاهري اصولگرايان مهمتر از روزهاي قبل است. 

اصولگرايان بايد بدانند كه در صورتي پيروز واقعي انتخابات خواهند بود كه بتوانند مجلس هشتم را به مجلس خدمت‌گزاري و پناهگاه مردم و محرومان تبديل كنند. 

اصولگرايان بايد
بدانند كه اگر مجلس هشتم، خداي نكرده محل تصفيه حساب‌هاي سياسي و دعواهاي چپ و راست و جنگ اصلاح طلب و اصولگرا شود، آنها بازنده حقيقي اين جنگ زرگري خواهند بود و مردم، همين مردمي كه امروز ما و شما را شرمنده حضورشان كرده اند، در آن صورت قرباني جنگ‌هاي سياسي منتخبان خود خواهند شد. 

اصولگرايان بايد بدانند كه امروز حتي فرصت مغرور شدن و كركري خواندن براي رقيب را ندارند. آنقدر كار نكرده و برنامه‌هاي بر زمين مانده داريم كه فرصت نزاع‌هاي سياسي نداشته باشيم و مردم آنقدر با مشكلات اقتصادي، تورم، تبعيض و بي‌عدالتي‌هاي گوناگون درگير شده‌اند كه حوصله تماشاي جنگ‌هاي زرگري را ندارند. 

اصولگرايان بايد مراقب ارتجاع به فضاي راست سنتي و محافظه كاري و چرخش به سمت سرمايه‌داري و اقتصاد بازار باشند، آنها بايد بدانند كه اگر مردم آنها را انتخاب كرده‌اند، فقط و فقط به خاطر زنده شدن اصول و شعارهاي انقلاب اسلامي نظير عدالتخواهي، مردم‌گرايي و مبارزه با استكبار در سالهاي اخير بوده است. 

اصولگرايان بايد راه ناتمام خود را در احياي اصول غبار گرفته انقلاب اسلامي ادامه داده و به پايان برسانند تا جايي كه مردم شادابي و نشاط انقلابي را در چهره مجلس و نمايندگان خود مشاهده كنند. نبايد خداي نكرده به اين پيروزي هاي كوچك سياسي ظاهري دلخوش كنيم و آرمان هاي انقاب را تا اين حد تنزل دهيم. نبايد محافظه كاري، ركود و مصلحت انديشي هاي پياپي، نهال رو به رشد آرمانگرايي و عدالتخواهي را از ريشه قطع كند و البته اين امر هوشياري همه مردم و منتخيان را مي طلبد..

و اما اصلاح طلبان...

اما اصلاح‌طلبان هم نبايد طعم شيريني حضور گسترده مردم را با فضاسازهاي بيهوده بر آنها تلخ كنند. آن عده از اصلاح طلبان كه به مجلس راه يافته‌اند، بايد به دور از جنجال‌طلبي در فكر تعامل سازنده و در عين حال خارج كردن مجلس از خطر تك‌صدايي باشند. 

اصلاح طلبان بايد به جاي تخريب دولت، در فكر نقد سازنده و اصلاح واقعي باشند، در اين ميان اصلاح طلبان ارزشي و معتقد به نظام رسالتي بزرگتر و خطيرتر خواهند داشت. بايد اميدوار بودكه ساير اصلاح طلبان نيز به جاي از كوره در رفتن و جنجال‌سازي، با نگاهي عميق به گذشته وعملكرد خود، نواقص خود را اصلاح نمايند. 

اصلاح طلبان بايد بدانند دور شدن آنها از زندگي مردم و فاصله گرفتن از آرمانهاي اصيل انقلاب باعث شكست هاي آنها شده است و يقينا فاصله گرفتن از مردم در نحوه زندگي و دوري از آرمانهاي انقلاب اسلامي براي هر جرياني (چه اصلاح طلب و چه اصولگرا) سرنوشتي مشابه خواهد داشت.