امروز سه شنبه 2 خرداد 1391
Tuesday 22 May 2012
داخلی  »  خبر  »  خانه امريکای لاتين

سید سليم غفوري:

مبارزه با ظلم و بيان دردهاي مردم مهمترين شاخصه سينماي آمريكاي لاتين است

3 شهريور 1389 ساعت 16:30
يك كارشناس سينما، مبارزه با ظلم و عدالتخواهي و بيان دردهاي مردم را از مهمترين شاخصه هاي سينماي آمريكاي لاتين دانست و گفت: سينماگران مستقل آمريكاي لاتين به اين مساله اذعان دارند كه سينمايي مي تواند موثر واقع شود و با مردم ارتباط برقرار كند كه منبعث از آلام مردم منطقه باشد.
مبارزه با ظلم و بيان دردهاي مردم مهمترين شاخصه سينماي آمريكاي لاتين است
به گزارش عدالتخانه به نقل از رسا، "سید سليم غفوري"، مدير كانون فرهنگي ميثاق و كارشناس سينماي آمريكاي لاتين در جمع دانشجويان شركت كننده در طرح معرفتي ضيافت انديشه ضمن بررسي سينماي آمريكاي لاتين به مرور شرايط جغرافيايي، اجتماعي و سياسي اين منطقه پرداخت و گفت: در ابتدا همه كشورهاي آمريكاي لاتين به جز برزيل (كه تحت سلطه پرتغال بود)، از مستعمرات اسپانيا بود و به همين دليل اكنون همه ساكنان منطقه اسپانيايي صحبت مي كنند.

وي با بيان اينكه پس از گذشت صد سال از اشغال منطقه، 90درصد بوميان آن توسط مهاجمان غربي كشته شدند افزود: در ساليان اخير نهضتي با عنوان «هولوكاست سرخ پوستان آمريكاي لاتين» در اين منطقه آغاز و پيگير اين موضوع شده است.

غفوري اظهار داشت: اسپانيايي ها به تدريج با تصاحب مزارع بوميان آن را به مزارع بزرگ كشاورزي تبديل و در اختيار اشراف مهاجر غرب قرار دادند و از نيروهاي بومي به عنوان برده و كارگر
غفوري با بيان اينكه پس از گذشت صد سال از اشغال منطقه، 90درصد بوميان آن توسط مهاجمان غربي كشته شدند افزود: در ساليان اخير نهضتي با عنوان «هولوكاست سرخ پوستان آمريكاي لاتين» در اين منطقه آغاز و پيگير اين موضوع شده است.
استفاده مي كردند و به استخراج معادن طبيعي منطقه به ويژه معادن طلا روي آوردند.

مدير كانون فرهنگي ميثاق ادامه داد: از اوايل قرن 19 ميلادي به تدريج هم بوميان و هم مهاجران منطقه به فكر استقلال افتادند و نخستين كشوري كه استقلال خود را به دست آورد كشور هائيتي بود و بعد «سيمون بوليوار» (كه به عنوان قهرمان استقلال منطقه شناخته مي شود) حركت هايي را شروع كرد كه به استقلال كشورهاي بسياري در منطقه از جمله ونزوئلا، پرو، اكوادور و ... منجر شد. با اينكه در اين حركت ها عملا كشورها مستقل شدند اما حاكميت همچنان در دست طبقه اشراف باقي ماند و مردم بر سرنوشت خود حاكم نشدند و اين موجب شد طبقه حاكم باز هم تجارت و كشاورزي را در اختيار كشورهاي غربي قرار دهد.

وي تصريح كرد: از سوي ديگر از سال 1320 ايالات متحده آمريكا به عنوان يك قدرت نوظهور اقتصادي ظهور و احساس كردند براي ادامه حياتشان به آمريكاي لاتين نياز دارند از اين رو در سال 1823 رييس جمهور وقت آمريكا دكتريني را مطرح كرد كه در تاريخ به دكترين «مونروئه» مشهور است و تا كنون به نوعي استراتژي آمريكا در برخورد با آمريكاي لاتين را شكل داده است.

غفوري با اشاره به اينكه آمريكا عملا آمريكاي لاتين را حيات خلوت خود ناميد ابراز داشت: در اين دكترين آمده است «هيچ كشوري در دنيا بدون موافقت آمريكا حق مداخله در منطقه آمريكاي لاتين را ندارد، ما به منابع طبيعي آمريكاي لاتين براي صنايع آمريكا نياز مبرم
بعد از جنگ جهاني دوم و ورود جنبش هاي چپ گرا در اين منطقه(خصوصا پس از انقلاب كوبا در سال 1959 كه نقطه عطفي در تاريخ آمريكاي لاتين به شمار مي رود زيرا باعث انگيزش كشورهاي ديگر براي مبارزه با نظام سلطه شد) آمريكايي ها به شدت احساس خطر مي كنند.
و حياتي داريم و بازار اين منطقه بازار مصرفي توليدات صنايع آمريكا خواهد بود» با ادامه اين دكترين نقش اروپايي ها در آمريكاي لاتين خاتمه يافت و اولين نتيجه ملموس آن، اشغال بخش هايي از منطقه توسط آمريكايي ها بود كه از آن به بعد نيز مداخلات مستقيم و غيرمستقيم آمريكا در اين منطقه را شاهد هستيم به گونه اي كه از 1830 تاكنون 80 جنگ مستقيم و غيرمستقيم را در منطقه داشته است.

اين كارشناس سينماي آمريكاي لاتين بيان داشت: اين وضعيت تا بعد از جنگ جهاني دوم ادامه داشت تا اينكه در 1937 كارگران مزارع در اعتراض به وضع بد اقتصادي اعتراضاتي را سازماندهي مي كنند كه در جريان آن سيصد هزار نفر قتل عام مي شوند، بعد از جنگ جهاني دوم و ورود جنبش هاي چپ گرا در اين منطقه(خصوصا پس از انقلاب كوبا در سال 1959 كه نقطه عطفي در تاريخ آمريكاي لاتين به شمار مي رود زيرا باعث انگيزش كشورهاي ديگر براي مبارزه با نظام سلطه شد) آمريكايي ها به شدت احساس خطر مي كنند.

وي با بيان اينكه از اين تاريخ به بعد مبارزات مردم منطقه در سه مدل دنبال مي شود گفت: جنبش هاي چريكي قدرتمند كه از حمايت گسترده مردمي برخوردار است يكي از اين مدل هاست، پدر "رومرو" كشيشي در السالوادور كه از بنيانگزاران «الهيات رهايي بخش» آمريكاي لاتين (كه با مخالفت گسترده كليسا مواجه شد ) بود از دهه 60 به اين طرف در مبارزه با نظام هاي ديكتاتوري منطقه و تحقق عدالت اجتماعي نقش به سزايي داشت و در 1980 ترور شد.

غفوري با بيان اينكه الهيات رهايي بخش
فيلمسازان آمريكاي لاتين به اين نتيجه رسيدند كه ممكن است به شكل رسمي نتوانند كاري بكنند اما بايد نوع ديگري از سينما را پايه گذاري كنند از اين رو در سال 1966 «فرناندو سولاناس» به تهيه فيلم ساعت "كوره ها" اقدام كرد كه اختلاف طبقاتي و فقر منطقه و حاشيه نشيني و معضلات نظام هاي غرب گرا حاكميت را بررسي مي كرد.
بر دو پايه مبارزه با رژيم هاي ديكتاتوري و برتري طلبي آمريكا در منطقه و تحقق عدالت اجتماعي استوار بود يادآور شد: اين روند تا سال هاي ابتدايي دهه 90 ادامه داشت كه با فروپاشي بلوك شرق آمريكايي ها احساس كردند خطري به نام جنبش هاي چپ در منطقه وجود ندارد و اين كشورها عملا ناگزير از پذيرش سيستم ليبرال سرمايه داري غرب هستند از اين رو اجازه دادند انتخابات آزاد صورت گيرد كه در ابتدا نتيجه اش اين شد كه عنان اداره كشور ها به دست سيستم هاي هوادار غرب افتاد و نتيجه اين سياست ها، فقر مطلق، اختلاف طبقاتي شديد، بيماري و بيكاري و معضلات اجتماعي اقتصادي شد در حالي كه آمريكاي لاتين از منابع ثروت كافي برخوردار بود.

كارشناس سينماي آمريكاي لاتين تصريح كرد: اين شرايط سبب شد هنر مستقل و سينماگران مستقل در آمريكاي لاتين نتوانند از كنار اين واقعيت ها بي تفاوت بگذرند و به فكر به تصوير كشيدن واقعيات موجود در جامعه افتادند.

«خورفس سانتينس» در اين باره مي گويد: سينماي ما سينماي مبارزه است، ما در نبرد هستيم، زماني كه دشمن به شما حمله مي كند ديگر فرصت اين را نداريدببينيد اين دشمن كيست فقط بايد پاسخ دهيد و تقبيح افشاي سرشت واقعي دشمن معنا ندارد بلكه ناچاريم از ابزار سينما براي بيان واقعيت هاي موجود بهره گيريم.

وي با اشاره به اينكه سينماگران مستقل با اين نگاه وارد عرصه سينما شدند اظهار داشت: از مشهورترين سينماگران شيلي، «پاتريشر گازمن» است كه بعد از روي كار آمدن "آلنده" در طول چهار سال مستندي 120 دقيقه اي تهيه كرد كه به بررسي روي كار آمدن وي مي پردازد. آلنده منابع مس شيلي را ملي اعلام مي كند در حالي كه
سولاناس به گونه اي از فيلمسازي به نام «سينماي سوم» روي مي آورد و آن را در تقابل با سينماي هاليوود كه فرهنگ ها و ارزش هاي منطقه را مورد هجمه قرار مي داد و سينماي روشنفكرمآبانه اروپا كه هيچ سنخيتي با درد مردم منطقه نداشت، پايه گذاري كرد.
صنايع مخابراتي آمريكا به شدت بدان وابسته بود لذا به تحريك مخالفان وي در شيلي پرداخته و با تحريم اقتصادي و روش هاي مختلف تلاش مي كند حكومت وي را ساقط كند كه موفق نمي شود و در سال 73 توسط "پينوشه" كودتايي عليه وي ترتيب داده و عملا حكومت دموكراسي در شيلي را از بين مي برند.

وي با بيان اينكه پينوشه يكي از بدترين ديكتاتوري هاي منطقه را پايه ريزي كرد افزود: گازمن در اين جريان دستگير مي شود و پس از آزادي چون مجال ساخت فيلمش را نمي يابد راش هاي حوادث شيلي را با خود به كوبا مي برد و در انجا فيلم نبرد شيلي را مي سازد كه در كشورهاي مختلف با استقبال گسترده مواجه مي شود.

غفوري ادامه داد: فيلمسازان آمريكاي لاتين به اين نتيجه رسيدند كه ممكن است به شكل رسمي نتوانند كاري بكنند اما بايد نوع ديگري از سينما را پايه گذاري كنند از اين رو در سال 1966 «فرناندو سولاناس» به تهيه فيلم ساعت "كوره ها" اقدام كرد كه اختلاف طبقاتي و فقر منطقه و حاشيه نشيني و معضلات نظام هاي غرب گرا حاكميت را بررسي مي كرد.

اين كارشناس سينماي آمريكاي لاتين تصريح كرد: در 1968 كودتاي آرژانتين ادامه ساخت فيلم را با مشكل مواجه مي كند و سولاناس به گونه اي از فيلمسازي به نام «سينماي سوم» روي مي آورد و آن را در تقابل با سينماي هاليوود كه فرهنگ ها و ارزش هاي منطقه را مورد هجمه قرار مي داد و سينماي روشنفكرمآبانه اروپا كه هيچ سنخيتي با درد مردم منطقه نداشت، پايه گذاري كرده و در تعريف سينماي سوم مي گويد:
دوربين يك سينماگر سينماي سوم به مثابه مسلسل يك انقلابي مسلح در ميدان جنگ است، انسان سينماي سوم يك مبارز است كه خود را براي رسيدن به هدف به خطر مي اندازد و فيلم سينماي سوم براي انساني ساخته مي شود كه دائما در كشاكش مبارزه است و براي رهايي اش تا آخرين نفس مي جنگد.
دوربين يك سينماگر سينماي سوم به مثابه مسلسل يك انقلابي مسلح در ميدان جنگ است، انسان سينماي سوم يك مبارز است كه خود را براي رسيدن به هدف به خطر مي اندازد و فيلم سينماي سوم براي انساني ساخته مي شود كه دائما در كشاكش مبارزه است و براي رهايي اش تا آخرين نفس مي جنگد.

غفوري سينماي آمريكاي لاتين را سينماي مشكلات مردم و سيستم ليبرال سرمايه داري غرب و ميليتاري است كه سعي دارد خود را بر اين منطقه تحميل كند دانست و افزود: در اين فضا بسياري از فيلمسازان خوب رشد كردند كه در آثارشان سياست هاي آمريكا را به طور جدي به چالش كشيده و به شدت موثر واقع شدند.

وي ادامه داد: به عنوان مثال در سال 1969 هيئت هايي از آمريكا تحت پوشش هيئت هاي كمك رساني و بشردوستانه براي كنترل بوميان منطقه به بوليوي سفر كردند كه از طريق عقيم كردن زنان با عنوان كنترل جمعيت تلاش مي كردند زدن بافت بومي را در مناطقي كه هنوز بوميان قدرت داشتند برهم بزنند.

غفوري گفت: در اين شرايط فيلم ها «خون كركس» به نقد و بررسي اين موضوع پرداخت و پخش ان پس از يك سال موجب شد هيئت هاي آمريكايي منطقه را ترك كنند.

وي با بيان اينكه مبارزه با ظلم و عدالتخواهي و بيان دردهاي مردم منطقه از مهمترين شاخصه هاي سينماي آمريكاي لاتين( سينماي سوم) است ابراز داشت: سينماگران مستقل آمريكاي لاتين به اين مساله اذعان دارند كه سينمايي مي تواند موثر واقع شود و با مردم ارتباط برقرار كند كه منبعث از آلام مردم منطقه باشد و سينماگر نبايد مردم را فراموش كند. اين همان اصلي است كه در كشورهاي ديگر كمتر به چشم مي خورد و يا فراموش شده است.
انتهاي پيام/ت
کد مطلب : 3572
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :