داخلی » يادداشت » مذاکره با عموسام
دور چهارم تفهیم اتهام(!) به آمریکا؛/ آرشیوی
تله ای برای سیاست خارجی دولت نهم
18 آذر 1386 ساعت 1:32
مرجع : عدالتخانه
هر چند مذاکره با ایران از سوی اندیشمندان و حتی رسانه های امریکایی مرتباً تشویق می شود اما با وجود جریان رسانه ای قوی علیه ما و اتهام دخالت در عراق، نقاط امیدوار کننده، کمتر در این مسئله به چشم می خورد تا تهران بپذیرد در سوی دیگر مذاکره با امریکا بنشیند، موضوعات مورد مذاکره را گسترش دهد
عدالتخانه - گروه تحلیل بین الملل
شمس الدین
اولین نشانه های تمایل ظاهری ایالات متحده به مذاکره با ایران، از بغداد و مشخصاً از سوی زلمای خلیل زاد، سفیر سابق امریکا در عراق ظاهر شد.
با این ادعا که امریکا در راستای پیشبرد اهداف کلان خود در عراق، تشکیل دولتی مستقل از کشورهای منطقه و احزاب و گروه های خاص تمامیت خواه(بخوانید: ایران و شیعیان) و البته پیش و بیش از همه برقراری امنیت عمومی برای شهروندان عراقی(!) حاضر به مذاکره با همسایگان این کشور و بخصوص ایران است.
اعلام موضع رسمی ایالات متحده حول مذاکره با ایران، بازتاب گسترده ای در جهان اسلام و منطقه عموماً و کشورهای متخاصم غربی و امریکا خصوصاً ایجاد کرد که نقل و تکرار آن لزومی ندارد.
اما در حوزه داخلی، جریانی به راه افتاده است که بی هیچ دلیل قاطع و قانع کننده ای مذاکره با امریکا را فرصتی فوق العاده برای انقلاب اسلامی و حل مشکلات معیشتی مردم تلقی می کند. فرصتی که هیچ گاه تاکنون پیش نیامده و اگر تعلل کنیم از دست خواهد رفت.
بعبارتی طرفداران این جریان، ساحل امریکا را مأمنی برای کشتی طوفان زده سیاست خارجی دولت نهم می پندارند. طرح پیشنهادهایی برای مطرح کردن موضوع انرژی هسته ای و بحث تخاصم چند ده ساله ایران و امریکا و استفاده از تعابیری چون آب حیات، فرصت طلایی و... خود به تنهایی گویای همه چیز هست.
به جرأت می توان گفت که در این میان هیچ تحلیلی چون موضع گیری مقام معظم رهبری، پخته، سنجیده و منطبق بر شاخص های رئال عرصه روابط بین الملل نبود. ای نکه "مسئولین بتوانند حرفشان را به امریکا بفهمانند(1) و وظایف اشغالگر را به ایشان یادآوری کنند(2)" شرط اساسی و در عین حال قاطع و تعیین کننده ایست که نظیر آن کمتر در بیانیه ها و اعلام موضع شخصیت های حزبی و سیاسی دیده شده است.
در همین راستا سعی می شود با اقتباس از یک نمودار علمی پیرامون مذاکرات چند جانبه، در خوشبینانه ترین حالت(که شاید ما را هم از عرصه واقع بینی دور سازد!) دشواری و در عمل بی حاصل بودن این مذاکرات - که به عقیده برخی ناظران به تله بیشتر شبیه است- نشان داده شود.
لازم به تذکر است که این نمودار بر گرفته از منبع فارسی «استراتژی و روش های برنامه ریزی استراتژیک» تألیف خانم"سعیده لطفیان"میباشد و منبع اصلی آن در زیر آمده است:
Barash, David p. introduction to peace studies: Belmont, ca, Wadsworth, 1991,314
سه قاعده رفتاری عمده در تعیین استراتژی های مذاکرات:
- موضع سخت(انعطاف ناپذیر)
- موضع نرم(انعطاف پذیر)
- موضع اصولی(اخلاقی)
- شرکت کنندگان در مذاکره دشمن هستند
- شرکت کنندگان دوست هستند
- شرکت کنندگان علاقمند به حل مشکلات هستند
- هدف از مذاکرات پیروزی است
- هدف توافق است
- هدف رسیدن به خردمندانه ترین نتیجه است
- سختگیری نسبت به مردم و مشکل دارد
- ملایم با مردم و مشکل است ملایم با مردم و
- سختگیر نسبت به مشکل است
- به دیگران اعتماد ندارد
- به دیگران اعتماد دارد
- بی توجه به عامل اعتماد به دیگران پیش می رود
- موضع خود را تغییر نمی دهد
- موضع خود را به راحتی تغییر می دهد
- روی منافع تمرکز دارد نه مواضع
- طرف را گمراه می کند و منافعش را مخفی نگه می دارد
- موضع نهایی خود را آشکار می سازد
- از داشتن موضع نهایی می پرهیزد
- می کوشد در برخورد اراده ها به پیروزی برسد
- می کوشد از برخورد اراده ها بپرهیزد
- می کوشد بر اساس منافع به توافق برسد نه میل و اراده
- فشار می آورد
- از فشار آوردن می پرهیزد
- به حرف حساب طرف دیگر گوش می کند
شاخص اول: کسی شک ندارد که ما و امریکا دشمنان قسم خورده هم هستیم. سالهاست که این گونه است و جالب اینجاست ، هرگاه به نظر می آمده که روابط ایران و امریکا رو به بهبود است، یک اقدام جنجال بر انگیز و غیراخلاقی از سوی ایالات متحده (مانند اظهارات مادلین آلبرایت و در عین حال تمدید و تشدید تحریم ها علیه ایران) همه آنچه دلالان و آرزومندان رابطه با امریکا رسیده بودند، پنبه می شد و جالب تر آنکه طبق آخرین نظر سنجی ها در امریکا، مردم این کشور نسبت به سال های گذشته دشمنی بیشتری بین ایران و کشورشان احساس می کنند. هرچند نباید مغرضانه بودن اینگونه نظرسازی ها را هم از ذهن دور کرد. به هر تقدیر «موضع سخت» نتیجه بررسی اولین شاخص می باشد.
شاخص دوم: شاید بتوان با اغماض گفت که در این مورد «موضع اصولی» بر روابط فیمابین حاکم است؛ هر چند پیروزی هر طرف،مسئله ای حیثیتی است که آشوب و غوغایی در اردو گاه طرف دیگر به پا می کند.
شاخص سوم: روشن است که امریکا در طول سال های پس از انقلاب،ملت و دولت ایران را بدون هیچ ملاحظه ای تحت فشار قرار داده و با اعمال تحریم های کوچک و بزرگ نشان داده است که مردم را از دولت و نظام حاکم بر کشور جدا نمی داند. «سختگیری» طرفین نسبت به مشکلات موجود هم آشکار است. طرف ایرانی، مولفه اخلاق، سیاستش را در منطقه و جهان تحت تأثیر قرار داده است. در مورد امریکا هم، مفهومی بنام «منافع ملی» یا «National Interests» که اخلاق و همه متعلقاتش را یکجا بلعیده است،حرف اول و آخر را می زند و این در حالیست که دو طرف به گزاره های اصلی سیاست خارجی خود عمیقاً پایبند هستند و همین حل مشکلات فیما بین را دشوارتر می سازد.
شاخص چهارم: هیچ توضیحی لازم نیست. نه ما و نه امریکا هیچگاه به هم اعتماد نداشته و نداریم. امریکا در مسئله انرژی هسته ای نشان داده است که حتی بعضاً به دوستان اروپایی خود هم بی اعتماد است. ایران هم به خوبی دریافته که در دنیای حاکمیت منافع، هیچ «دوست» قابل اعتماد و قابل اتکایی ندارد.
شاخص پنجم: روشن است که هر گونه تغییر موضع، برای ایران و امریکا گران تمام خواهد شد و ضربه سهمگینی بر حیثیت و پرستیژ جهانی دو طرف وارد می سازد. در این بین رایان کراکر دیپلمات برجسته امریکا که ظاهراً در مورد مسئله افغانستان هم با نمایندگان ایران گفتگوی رو در رو داشته است، پس از نزدیک به چهار و نیم ساعت مذاکره با کاظمی قمی، با وقاحت و تبختر خاص انگلوساکسونی، از ایران خواست که دست از حمایت گروه های شبه نظامی بردارد. لذا در این مورد هم باقاطعیت «موضع سخت و انعطاف ناپذیر» حکم فرماست.
شاخص ششم: شاید جمهوری اسلامی با صداقتی مثال زدنی موضع نهایی خود را اعلام کرده باشد،اما دولتمردان امریکا با تزویر و دورویی سعی در فریب و گمراهی ما و همه جهان دارند. ادعاهای دروغین مقامات کاخ سفید مبنی بر تلاش کشورمان در جهت دستیابی به تسلیحات کشتار جمعی، کمک نظامی به گروه های افراطی و تروریست، نقض گسترده حقوق بشر و تلاش برای ایجاد اخلال در روند صلح اعراب و اسرائیل، چهار محور اساسی در جهت تحقیر و منزوی کردن ج.ا.ا است که اغراض پشت پرده آن بر هیچ ناظر آگاهی پوشیده نیست.
شاخص هفتم: اراده و خواست ما و امریکا در دوسوی متضاد و دور از هم قرار دارد. در این مورد هیچ شکی نیست. شرایط داخلی و خارجی هر دو کشور هم اقتضا می کند در این آوردگاه که در مقابل دیدگان تیزبین ملت ها و دولت ها قرار دارد،جز به پیروزی نیاندیشد. در این ماجرا مسلماً تنها یک طرف پیروز خواهد شد.
شاخص هشتم: امریکا هیچ موقع از آوردن فشار بر ملت و دولت ایران و حتی هر کسی که به ما و اصول اندیشه ما نزدیک شود،خودداری نکرده است و مطمئناً این مسئله هر روز جدی تر و عمیق تر هم خواهد شد؛ تمدید هرساله تحریم ها علیه ایران از سوی هیات حاکمه امریکا و مشخصاً "جرج بوش" (هم چنان که در تشریح شاخص سوم به آن اشاره شد) در همین راستا قابل تحلیل است.
در نهایت واضح است که مواضع ایران و امریکا در اغلب شاخص های اندازه گیری فوق،سخت و انعطاف ناپذیر است. هیچ راه امیدوار کننده ای برای پذیرش ریسک بازی در زمین امریکا باقی نمی ماند. از طرف دیگر باید توجه داشته باشیم،زمانی که ما و امریکا در مسئله عراق در دو سوی یک میز نشستیم،به نوعی طرف اشغالگر را به رسمیت شناخته ایم و این به باور بسیاری از مردم منطقه و جهان یعنی شکست و یا حداقل انحراف جریان مقاومت؛ مسئله ای که در مذاکرات "اسرائیل و ساف" تبدیل به یک معضل شد و رژیم صهیونیستی تا قبل از به رسمیت شناخته شدنش از سوی جبهه آزادی بخش فلسطین،حاضر به نشستن پشت میز مذاکرات نشد.
در هر صورت پذیرش این نکته مهم است که هر چند مذاکره با ایران از سوی اندیشمندان و حتی رسانه های امریکایی مرتباً تشویق می شود (در فروردین 85 نیویورک تایمز این گونه تیتر زده بود: مذاکره با ایران دیگر یک تابو نیست!) اما با وجود جریان رسانه ای قوی علیه ما و اتهام دخالت در عراق، نقاط امیدوار کننده، کمتر در این مسئله به چشم می خورد تا تهران بپذیرد در سوی دیگر مذاکره با امریکا بنشیند، موضوعات مورد مذاکره را گسترش دهد و حل مسائل داخلی و بین المللی خود را به این مذاکرات گره بزند.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
پانوشت:
1)سخنرانی معظم له در فروردین 85 در حرم قدس رضوی
2)سخنرانی معظم له در ادیبهشت 86 در جمع طلاب مشهد
شمس الدین23/خرداد/86