امروز يكشنبه 21 مهر 1387
Sunday 12 October 2008
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

یادداشتی از دکتر محمد صادق کوشکی:

پدیده دکترای رانتی اتفاق جدیدی نیست!

مرجع : عدالتخانه 17 شهريور 1386 ساعت 9:06
اخیرا خبری منتشر شده است که آقای مهرداد بذرپاش رییس سابق گروه مشاوران جوان رییس جمهور و مدیرعامل فعلی شرکت پارس خودرو در آزمون دکترای دانشگاه علامه طباطبایی پذیرفته شده اند. در صورت صحت خبر که این طور به نظر می رسد باز هم خبر زیاد جنجالی نیست. چرا؟ دلیل آن را باید در رسم رسوم نانوشته ای جستجو کنید که در میان اصحاب قدرت باب شده است و الحمدلله، فراجناحی نیز هست.
پدیده دکترای رانتی اتفاق جدیدی نیست!
عدالتخانه - گروه تحلیل سیاسی
دکتر محمد صادق کوشکی*
اخیرا خبری منتشر شده است که آقای مهرداد بذرپاش رییس سابق گروه مشاوران جوان رییس جمهور و مدیرعامل فعلی شرکت پارس خودرو در آزمون دکترای دانشگاه علامه طباطبایی پذیرفته شده اند. در صورت صحت خبر که این طور به نظر می رسد باز هم خبر زیاد جنجالی نیست. چرا؟ دلیل آن را باید در رسم رسوم نانوشته ای جستجو کنید که در میان اصحاب قدرت باب شده است و الحمدلله، فراجناحی نیز هست.
پدیده دکترای رانتی یا بهتر بگوییم تحصیل رانتی اتفاق جدیدی در کشور نیست که با آمدن مهرداد بذرپاش به دانشگاه علامه طباطبایی واقعه بی سابقه ای رخ داده باشد. در طی سال های گذشته، همواره از دستگاه های دولتی، افرادی بر اساس قانونی نانوشته و بدون شرکت در آزمون های ورودی بر سر کلاس ها حاضر می شدند و ای کاش حاضر می شدند! تنها زمانی خبر منتشر می شد که جناب مدیر پایان نامه اش را نیز ارائه کرده بود.
برای خود من این تجربه یک بار در سال 1376 عینی شد. پس از پذیرفته شدن در آزمون دکتری، کسانی را سر کلاس دیدم که اساسا نه در آزمون شرکت کرده بودند و نه در مصاحبه ها؛ شاید بد نباشد از آنها نام ببرم. کسانی که در حال حاضر مسوولیت های دولتی نیز دارند. آقای دکتر "ذاکر اصفهانی" که در حال حاضر رییس مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری هستند؛ آقای فتح اللهی، آقای موسی نجفی و آقای مظفر نامدار.
هیچ قانونی درباره اجازه ورود افراد به دوره های آموزش عالی از طریق سفارش دستگاه های دولتی وجود ندارد. اما این اتفاق به یک رسم تبدیل شده؛ رسم نامیمونی که چپ و راست و اصولگرا نمی شناسد و البته حالا باید تاسف خورد که چشم مان به این اتفاق در دولت عدالتخواه هم روشن شده است.
این که یک جوان باید حداقل یک سال از وقت و فرصت خود را صرف مطالعه کند و در آخر هم در امتحانات دوره های عالی تحصیلی موفق نشود و مدیری با استفاده از رانت قدرت به راحتی بر صندلی دانشگاه تکیه زند مرّ بی عدالتی و تبعیض است و با هیچ توجیهی قابلیت اغماض از آن وجود ندارد. البته این نکته را هم در مورد مساله اخیر نباید نادیده گرفت که مگر ریاست آقای بذرپاش بر گروه خودروسازی پارس خودرو عادلانه بود و منطبق بر شایسته سالاری که حالا بخواهیم بر سر مساله قبولی اش در کنکور دکتری جنجال به پا کنیم.
مساله این است که این غائله باید از ریشه حل شود. به طوری که امکان استفاده از این رانت برای هیچ دستگاه سیاسی و جناحی ممکن نگردد و ریشه این بی عدالتی و تبعیض قطع گردد. 

* عضو هیات علمی دانشگاه خواجه نصیر طوسی
کد مطلب : 528
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1386-07-02 13:30

اسم پايگاه شما عدالتخانه است از انصاف و عدالت به دور است كه براساس اظهارات كينه توزانه آدم حقيري كه تصور مي كند با تهاجم به آدم هاي بزرگ و خودساخته ميتوان بزرگ شدبا حيثيت يك مسلمان بازي كنيد . با انتشار اين دروغها اعتبار پايگاه خودتان را پايين نياوريد.

1386-06-25 19:36

آقا چرا اشتباهي را كه گذشتگان انجام داده اند نشانه تطهير كار خودمان مي دانيم؟ مگر ما به دين گذشتگان خويشيم؟ يادتان باشد جواب كافران به رسول خدا را كه خود را باقي به دين پدران خويش مي دانستند

1386-06-18 03:51

من يك روحاني بلندپايه را از سالهاي درازي مي شناسم. او چندي پيش گفت كه مدرك دكترا گرفته است. گفتم: تو مدرك ديپلم را كي گرفتي؟ تو كه وكيل مجلس بوديُ مشاور عالي فلاني بوديُ اين همه سفرها و آمد و رفتها به اين سو و آن سوي كشور و به اميرنشين هاي خليج فارس ميكني اين همه مشاغل داري. ديپلم و ليساس و فوق ليسانس را كي گرفتي كه اكنون جناب دكتر شده اي؟ گفت: ديپلم كه داشتم ولي ليسانس و فوق ليسانس را هم گرفتم. حالا هم دكترا گرفته ام. گفتم: راستش را بگو. چه طوري گرفتي؟ گفت: گرفتم ديگر. آخر سال كه مي شد 40 واحد دوره ليسانس را پاس كرده بودم. پاس كرده بودم ديگر. دوره فول ليسانس هم دو سال تمام شد. دكترا هم دوساله تمام شد. مدرك لازم داشتم براي امتيازش نه براي علم. گفتم ولي تو كه مي خواهي مدرس دانشگاه بشوي و نامت بشود استاد دانشگاه. گفت: چه فرقي ميكند. ميشويم ديگر مثل بقيه.