امروز چهارشنبه 17 مهر 1387
Wednesday 8 October 2008
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

«مصلحت نظام» يا «ارزش‌هاي انقلاب»

عبدالله شهبازی

مرجع : وبگاه عبدالله شهبازی 19 خرداد 1387 ساعت 17:43
ارتقاء جنبش عدالت‌خواهي به مرحله مقابله صريح و بي مجامله با کانون‌هاي فاسد و زراندوز قدرت ضرورت رشد و اعتلاي انقلاب اسلامي و شرط بقا و تداوم نظام جمهوري اسلامي ايران است. اين جنبشي است ناگزير که بايد بسيار زودتر از اين آغاز مي‌شد. دير آغاز شد ولي بهرروي آغاز شد.
«مصلحت نظام» يا «ارزش‌هاي انقلاب»

عضو کميته تحقيق و تفحص از قوه قضائيه، در هفته‌هاي اخير سير و سفري تاريخي را آغاز کرده و سخنراني‌هاي افشاگرانه مهمي در مجامع دانشجويي برخي شهرها، از جمله تبريز و همدان و شيراز و اصفهان، ايراد نموده است. فيلم سخنراني او در تالار دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه شيراز را ديدم. صادقانه سخن مي‌گفت و آگاهانه نوعي از شهادت يا «انتحار» را برگزيده بود. راهي را آغاز کرده که مي‌تواند سرآغاز حرکتي بزرگ باشد.

سخنان وی در جمع دانشجويان همدان (شنبه، 14 ارديبهشت 1387)، شهري که

مرتضي قهرماني، دبير «جبهه پيروان خط امام» و دبير «حزب مؤتلفه اسلامي» استان همدان، گفت: «امثال دکتر عباس پاليزار مي‌خواهند پر و بال مقام معظم رهبري را بزنند تا نظام جمهوري اسلامي از بين برود.»
قريب به دو دهه در چنبره اقتدار بلامنازع کانون و خانواده و فرد معيني بوده است[3،2،1]، بازتاب گسترده يافت. اين سخنراني منجر به تعطيل فعاليت جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه بوعلي سيناي همدان شد [4] و مرتضي قهرماني، دبير «جبهه پيروان خط امام» و دبير «حزب مؤتلفه اسلامي» استان همدان، گفت: «امثال دکتر عباس پاليزار مي‌خواهند پر و بال مقام معظم رهبري را بزنند تا نظام جمهوري اسلامي از بين برود.» [5]

من پيش‌تر درباره برخي موارد عمده مندرج در گزارش کميته تحقيق و تفحص از قوه قضائيه و سخنان دکتر پاليزار سخن گفته بودم؛ يکي «مافياي سنگ ايران» است [6] و ديگري ماجراي واگذاري انحصار قلع‌و‌قمع قريب به سه هزار کيلومتر مربع از جنگل‌هاي هيرکاني شمال ايران به پسر رئيس وقت قوه قضائيه و تبديل آن به کاغذ. [7] معهذا، در هر دو مورد «جسارت» بيان نام افراد فوق را نداشتم. شادم که اينک فردي باشهامت پديد شد که «پيشگام» و «صف شکن» شود. اميد
بدون مقابله با کانون‌هاي مافيايي، جنبش عدالت‌خواهي حرکتي است «مهار شده» و «بي خطر» که چند صباحي دانشجويان و جوانان دلبسته به آرمان‌هاي انقلاب را سرگرم مي‌کند تا موج کنوني از سر بگذرد!
که تکاپوي کانون‌هاي مافيايي در سه حوزه مهم نفت و گاز [8]، مواد مخدر [9] و قاچاق آثار باستاني [10] نيز مورد توجه جدّي جنبش عدالت‌خواهي قرار گيرد.

بدون افشا و مبارزه با شبکه‌هاي مافيايي شکل گرفته در دو دهه اخير، جنبش عدالت‌خواهي شير بي يال و دم و اشکمي است که کانون‌هاي فاسد زراندوز خواستار آن‌اند. بدون مقابله با کانون‌هاي مافيايي، جنبش عدالت‌خواهي حرکتي است «مهار شده» و «بي خطر» که چند صباحي دانشجويان و جوانان دلبسته به آرمان‌هاي انقلاب را سرگرم مي‌کند تا موج کنوني از سر بگذرد! براي مهار اين جنبش و جلوگيري از ورود آن به «عرصه‌هاي ممنوعه» قطعاً تاکنون عوامل خود را به درون آن وارد کرده‌اند. جنبشي فاقد استراتژي روشن و شناخت اولويت‌ها، که به دنبال موج‌هاي جنجالي، ولي مقطعي و زودگذر، و سراب‌هاي بي‌حاصل به هر سو کشيده شود، قطعاً محکوم به شکست است.

برخلاف گفته مدعيان همداني، ارتقاء جنبش عدالت‌خواهي
ارتقاء جنبش عدالت‌خواهي به مرحله مقابله صريح و بي مجامله با کانون‌هاي فاسد و زراندوز قدرت ضرورت رشد و اعتلاي انقلاب اسلامي و شرط بقا و تداوم نظام جمهوري اسلامي ايران است.
به مرحله مقابله صريح و بي مجامله با کانون‌هاي فاسد و زراندوز قدرت ضرورت رشد و اعتلاي انقلاب اسلامي و شرط بقا و تداوم نظام جمهوري اسلامي ايران است
. اين جنبشي است ناگزير که بايد بسيار زودتر از اين آغاز مي‌شد. دير آغاز شد ولي بهرروي آغاز شد. زماني آغاز شد که دلسوختگان انقلاب و آرمان‌هاي خميني ديگر تاب شان به پايان رسيده بود.

اينک، «صاحبان انقلاب»، طبق تعريفي که رهبري به دست داده‌اند، بر سر دو راهي سرنوشت سازي قرار دارند: حفظ و تداوم «وضع موجود» (status quo)، که لاجرم به تبديل ايران به «جمهوري اسلامي پاکستان دوّم» خواهد انجاميد، يا «نوسازي جمهوري اسلامي». راهي جز انتخاب ميان اين دو گزينه نيست: مماشات با فساد نهادينه شده و فاسدان قدرتمند به بهانه «مصلحت نظام» يا مبارزه براي ريشه کن کردن آن و تحقق ارزش‌هاي انقلاب و آرمان‌هاي امام خميني (ره). به‌گفته شکسپير، «بودن يا نبودن؛ مسئله اين است.»

.

کد مطلب : 1926
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1387-03-23 21:53

اين خودش ثابت كرد كه آدم به خاطر بدهكار بودن دستگير نميشه مگر پا توي كفش بزرگتر ها كنه في الواقع بدهكار بودن به نظام بانكي بابت موفق نبودن يك واحد توليدي چه جرم بزرگيه خوب بود ميگفتن اين خبر رو زير 18 سال نخونه بده گناه داره.

1387-03-22 14:00

دكتر عباس پاليزدار پس از افشاگري ناگهان به مفسد اقتصادي تبديل شد و با دستور مدعي العموم (مدعي الخصوص) به اتهام فساد مالي شب گذشته دستگير شد. پيدا كنيد پرتغال فروش را.

1387-03-22 17:32

خدا براي نابودي نمرود از پشه استفاده كرد اگر بعضي تهمت ها به پاليزدار توجيه براي نا معتبر ساختن ادعاهاي او باشد. پس بهتر حضرات بزرگان اول پشه رو توجيه كنند يا اينكه براي حضرت نمرود كه بدست اين حشره فاسد به شهادت رسد يك روز را به تعطيلات رسمي اضافه كنند.

1387-03-22 02:44

عباس‌پاليزداركيست؟!(شش‌احتمال) احتمال‌اول:گفته‌شدآقای‌عباس‌پاليزدارشباهت‌زيادی‌باسعيدامامی‌دارد.‌هم‌به‌لحاظ‌ عكس‌وصورت؛وهم‌به‌لحاظ‌‌سخنرانی‌درهمانجايی‌كه‌پيشترسخنانی‌‌‌حيرت‌انگيزوجالب ‌ازسعيدامامی‌شنيده‌شد! ازكجامعلوم‌كه‌ايشان‌‌همان‌شخص‌‌سعيدامامی‌نباشد؟!چه‌كسانی‌مرگ‌وخودكشی‌‌اوراتائيدكردند؟!همانهايی‌كه‌سالهاباوی‌همكاربوده‌وكار می‌كردند!ازاينهابرمی‌آيدكه‌‌‌‌يك‌شخص‌ديگری‌را‌‌جای‌ايشان‌‌چال‌كرده‌باشند؛ازكجامعلوم‌كه‌بايك ‌جراحی‌‌درصورت‌ويااصلابدون‌هيچ‌تغييری‌، وی‌همان‌سعيد‌امامی‌‌نباشد؟ درست‌است‌كه‌درسهم‌خواهی‌‌بيشترگاهی‌به‌تسويه‌حساب‌سياسی‌پرداخته‌شده ‌است،اماچون‌همه‌شان‌دروقايع‌اتفاق‌افتادۀ‌دودهۀ‌اول‌انقلاب‌سهيم‌هستند،گوشت ‌هم‌رانمی‌خورند...مثل‌سخنان‌اخيرروح‌الله‌حيسنيان‌درموردسعيدامامی‌وسعيدحجاريان. احتمال‌دوم:شايد‌ايشان‌«چشم‌وگوش‌»آية‌الله‌شاهرودی‌باشد. رئيس‌قوه‌قضائيه‌‌‌درآبادساختن‌ويرانۀ‌قوه‌قضائيه‌دست‌تنهاست.شايداين‌شكلی‌ می‌تواندومی‌خواهد‌بخشی‌از«عدالت‌گمشده»‌ونابودشده‌درنظام‌جمهوری‌اسلامی ‌ايران‌‌رااعاده‌كند؟همانطوركه‌‌درقضيۀ‌دستگيری‌«سردارزارعی»‌قاطعانه‌عمل‌كرد؟اما به‌هزار‌دليل‌‌ومانع،راساوعملا ‌نمی‌تواندوارداين‌كارزارشود؟ احتمال‌سوم:شايدعباس‌پاليزدارهمان‌«حاج‌كاظم‌وعباس»‌فيلم ‌«آژانس‌شيشه‌ای»‌باشد.يعنی‌يك‌بسيجی‌واقعی؛‌يك«شهيدباكری»زنده. نه‌آنهايی‌كه‌‌‌نام«بسيجی»‌را«نان»كرده‌‌وكيسه‌‌دوخته‌اند!‌كسانی‌كه‌‌‌در گذشته‌ای‌‌نه‌چندان‌دوروفراموش‌شده‌،بنام«‌بسيجی»‌‌كارشان‌‌‌حمله‌به ‌سخنرانی‌وميتينگ‌هاوبرهم‌زدن‌مراسم‌‌‌و...بود‌‌. «لُمپن‌های‌سياسی»‌كه‌جزاطاعت‌ازاوامركاری‌نداشتند،ولی‌‌‌به‌توصيه‌ همان‌هاوبقول‌زبان‌‌‌سريال«‌امپراطوردريا»-رفتندعلوم‌‌سياسی‌هم‌خواندند: تابرخی‌شان‌سياستمدار‌‌شوند؛ برخی‌شان‌‌‌كارگردان‌‌مشهورسينماشوند؛ برخی‌‌شان‌‌روزنامه‌نگاربرجسته‌؛‌ وبرخی‌ديگر‌مديركل‌،معاون‌ووزير؛ رويكردونامش‌‌راهم‌گذاشتند:جوان‌گرايی!! احتمال‌چهارم:شايد‌اويك‌اصلاح‌طلب‌واقعی‌باشد،اصلاح‌طلبی‌كه‌رانت‌خواران ‌«جريان‌‌اصلاح‌طلبی»‌حاضرنيستندچترحمايتی‌برسراوقراردهندوهركس‌راكه ‌«صُمّ‌‌بُكّم»‌ذوب‌درجريان‌آنهانباشد،پس‌اصلاح‌طلب‌نيست‌و حتمامخالف‌جريان‌اصلاح‌طلبی‌است‌؛‌وياحديث‌نفس‌گفته‌ووی‌را (فرصت‌طلب)می‌دانند.‌op_ortunism احتمال‌پنجم:شايداويك‌نفوذی‌باشد؛مهم‌نيست‌نفوذی‌چه‌جريانی؛ مهم‌اين‌است‌كه‌در‌شكل‌«تقيه»باتوجه‌به‌وضع‌سياست‌وسياست‌بازی ‌رايج‌درحال‌حاضردرنظام‌ج.ا.ا.،چاره‌ای‌جز«تقيه»‌نداردوحرفهايی‌‌را‌هم‌كه‌‌ درحمايت‌ازاين‌شخص‌وياآن‌شخص‌‌‌زده‌،بخاطرحريم‌های‌‌‌ممنوعه‌ای‌است‌كه‌اينك ‌هست‌وطلسمش‌هنوز‌شكسته‌نشده‌‌؟ احتمال‌ششم:شايداويك‌منافق‌باشد؛منافق‌نه‌ازنوع«‌سازمان‌ ‌مجاهدين‌خلق»!بلكه‌ازباب‌اين‌اينكه‌‌فعلادرمملكت‌مايك‌بلبشوی ‌سياسی‌‌رايج‌است‌وهركسی‌توانسته‌(به‌نحوی)يك‌شبه‌ره‌صدساله‌رود،وبتواند‌هم‌سياستمدارشود،هم‌روزنامه‌نگاربرتر؛ هم‌نويسندۀمُبرّز؛هم‌انقلابی‌واصلاح‌طلب‌دوآتشه‌؛‌‌وهم‌‌انديشمندونخبه‌گرا؛و «ليدر»ی‌كردن‌ ‌جريانات...! شايداونيزدرهرحال‌توانسته‌دربازی‌سياست‌وبلبشوی‌وآنارشيسم‌سياسی‌موجود، يعنی‌:«من‌آنم‌كه‌رستم‌بودپهلوان»برای‌خودش ‌آستينی‌بالابزند‌وبگويد:«اَنارَجُلُ»! يعنی:«كلمة‌الحقی»‌می‌گويدكه‌ارادۀ‌باطلی‌دارد؛گفتۀمولای‌متقيان ‌علی‌(ع)‌است:‌«كلمة‌الحق‌يرادبهاالباطل». ازهمين‌‌زاويه‌‌هم‌هست‌كه: ‌ازيك‌طرف«‌مركز‌پژوهش‌های‌‌مجلس»‌اصلاحضورووجودوشغل‌اورادرآنجانفی‌می‌كند؟ قوۀ‌‌قضائيه‌‌‌فعلاساكت‌‌‌است... وزارت‌‌اطلاعات‌سكوت‌معناداراختياركرده... وجريان‌اصلاح‌طلبی‌اوراطرد... وحاميان‌احمدی‌نژداهم‌اوراازخودنمی‌دانند... وهكذالخ...ودرهمين‌راستااست‌:نقدهاويادداشتها... مهم‌نيست‌«عباس‌پاليزدار»كدام‌شخصيت‌ازاين‌شش‌احتمال‌باشد؟ مهم‌‌نيست‌كه‌‌تمام‌جريانهای‌سياسی-بخاطرآنكه‌‌برخی‌ازسران ‌وطفيلی‌های‌‌همه‌جناحها‌(اصلاح‌طلب‌وغيراصلاح‌طلب‌)ازاين‌رانت‌ خواری‌هادرطول‌اين‌سالهاكمال‌استفاده‌راكرده‌ومیل‌می‌‌كنند-اورا محكوم‌كنندودررسايش‌حرف‌وحديث‌ها‌‌بزنند؛چون‌‌اينك‌به‌وحشت‌ افتاده‌اند‌ومی‌ترسند‌كه‌نكندپرونده‌رانت‌خواری‌آنهاهم‌‌ازبايگانی‌بيرون‌ كشيده‌شودويك‌شخص‌«مجهول‌الهويه‌‌سياسی»‌‌بنام«‌عباس‌پاليزدار» پتّۀ‌همه‌شان‌راروی‌آب‌‌بريزد. مهم‌اين‌است‌كه‌وی‌‌چه‌می‌گويد. وبازبقول‌مولای‌متقيان‌‌امام‌علی‌(ع‌): «انظرواالی‌ماقال‌ولاتنظرواالی‌من‌قال»! نگاه‌كنيدچه‌می‌گويد،چكارداريدچه‌كسی‌می‌گويد؟ مهم‌اين‌است‌كه‌اين‌طلسم‌بالاخره‌شكسته‌شد. هرچنددراين‌سيستم‌اين‌آقايان‌محاكمه‌نخواهندشدوهميشه ‌تبرئه؛امادرهرحال: ‌«آب‌دريارااگرنتوان‌كشيد،‌امابقدرتشنگی‌‌‌‌‌می‌شود‌‌‌چشيد». واين‌سنت‌تغييرناپذيروثابت‌الهی‌‌‌ونيزتاريخ‌است‌كه‌: «الملك‌يبقی‌مع‌الكفرولايبقی‌مع‌الظلم» والسلام تهران/محمدشوری/نويسنده‌وروزنامه‌نگار 21/خرداد1387

1387-03-21 21:03

با سلام. من يكي از دانشجوياني هستم كه سخنان رهبري معظم انقلاب را مستقيم شنيدم. اصلا منظور رهبري اين نبود كه وارد مصاديق نشويد. فايل صوتي و تصويري را ببينيد. ايشان فرمودند كه اگر ميخواهيد قانون شكنان قانوندان شما را به دادگاه نكشانند مصاديق را ذكر نكنيد ولي اگر ذكر كنيد دادستان مجبور است به شكايت مفسد اقتصادي رسيدگي كند. شما زرنگي كنيد. (تاكيد آقا بر زرنگي بود و ارايه راهكار به دانشجوياني كه از شكايت و دادگاه نگران بودند.) متاسفانه سخنان مقام معظم رهبري را تحريف كردند. هيچ كس شبهه نداشت در منظور رهبري معظم انقلاب. ولي متاسفانه اخيرا ديده ميشود كه يك فقره از كلام ايشان را بدون توجه به فضا و جو جلسه برداشته اند و چنين القا ميكنند كه گويا رهبري مخالف ذكر مصاديق بوده اند كه اصلا اينطور نيست. ايشان نهي نكردند بلكه تاييد كردند مبارزه عدالتخواهي دانشجويان را و فرمودند كه من و نظام با شما هستم.

1234