پاسخ 1461صفحهاي شهبازي به جوابيه اداره منابع طبيعي:
افشای فساد و مافیای زمین در استان فارس
17 فروردين 1387 ساعت 2:37
مرجع : عدالتخانه
رساله «زمين و انباشت ثروت: تکوين اليگارشي جديد در ايران امروز» (1461 صفحه در قطع وزيري) به تبيين پديده اليگارشي جديد در ايران پس از انقلاب و ريشههاي تاريخي آن در گذشته ميپردازد و شبکههاي قدرتمند فساد مالي در استان فارس را، در حوزه اراضي کشاورزي خصوصي و دولتي و مراتع عشاير، مورد بررسي قرار ميدهد. در کتاب «زمين و انباشت ثروت» پيوند اليگارشي نوخاسته پس از انقلاب با قدرت سياسي مورد بررسي قرار گرفته است.
در پی انتشار جوابیه سازمان منابع طبیعی کشور به سخنان عبدالله شهبازی درباره فساد اقتصادی و زمین خواری در شیراز، شهبازی با نوشتن کتابی 1461 صفحه ای مطابق وعده ای که داده بود به این مساله واكنش نشان داد.
متن کامل کتاب را (به فرمت Pdf) می توانید از اینجا دریافت کنید.
شهبازی در این کتاب به بررسی سابقه خانوادگی و اسناد مالکیتش بر زمین های مورد ادعای سازمان منابع طبیعی پرداخته است. همچنین وی به تفصیل به نحوه شراکتش با شرکت فارس مبین (وابسته به سازمان تعاون بسیج) و شجاع الدین حائری شیرازی پرداخته و نحوه فصل این شراکت را نیز توضیح داده است.
شهبازی در بخشی از این کتاب که آن را رساله "زمين و انباشت ثروت: تکوين اليگارشي جديد در ايران امروز" نامیده اظهارمی دارد، بولتن 250 صفحه ای محرمانه را تهیه کرده و برای مقامات ارشد نظام ارسال کرده است.
اما حساسیت برانگیزترین بخش این کتاب، ردیف کردن تعداد زیادی از اسامی سرمایه داران و مسئولین استان فارس است که شهبازی آنان را به زدوبند و زمین خواری متهم کرده است. شهبازی بسیاری از اسناد این اتهامات را نیز منتشر کرده است.
خلاصه این کتاب قطور در بخش 10 نکته پایانی آن قابل ملاحظه است. شهبازي در اين بخش مي نويسد:
1- من از وضع کنونی فارس احساس شرم میکنم؛ هم از عقبماندگی فرهنگی آن و هم از میزان غیرقابل باور فساد مالی لگام گسیختهای که دیدهام. این همان سرزمینی است که پیش از اسلام مهد تمدن کهن ایرانی بود و پس از اسلام شیرازیان و فارسیان اسلام را به تانزانیا و سودان در غرب و مالزی و اندونزی در شرق بردند. ابنبطوطه از قاضی کازرونی در بنادر چین نام میبرد. در اندونزی سنگ قبرهای فارسی با اشعار سعدی و حافظ از خاک برون میآید. امروزه من شرمگینم که سرزمین خود را چنین عقبمانده و ویران میبینم.
2- کوشیدند مرا از فارس بیرون کنند. خواهم ماند و وظیفه خود را برای آبادانی فارس، برای احیاء فرهنگ غنی آن، برای تبدیل شهر خود، شیراز، به قطب پژوهش تاریخی و مردمشناسی ایران، انجام خواهم داد. کارشناسان و مسئولان این عرصه خوب میدانند که توانش را دارم. از سال 1367 موج جدید تاریخنگاری و پژوهش سیاسی پس از انقلاب را من ایجاد کردم. بزرگترین مؤسسات پژوهشی و بهترین نشریات تخصصی کشور در این حوزه ثمره تلاش من بود. این توان را پس از این در زادگاهم به کار خواهم گرفت.
3- دلبستگی به دنیا ندارم. خونم نیز از خون پدر و نیاکانم رنگینتر نیست. استوار خواهم ماند و با فساد مزمن و ریشهدار حاکم بر فارس مبارزه خواهم کرد. افشا خواهم کرد. این روش تاریخنگاری روز را به صورت تکنگاری در همه عرصهها ادامه خواهم داد. پیشینه و تعلقات خانوادگی یکایک مسئولین فاسد مؤثر در عقبماندگی فارس را خواهم کاوید و فاش خواهم کرد. تکنگاری خواهم نوشت در همه زمینهها: از مافیای قدرت و خویشاوندسالاری تا مافیای زمین شهری و مسکن تا پیمانکاریهای کلان در عسلویه. نظامی و غیرنظامی نمیشناسم. فاسدین در کسوت ارزشمداری را بیشتر افشا خواهم کرد زیرا دلبسته انقلاب و آرمانهای خمینیام و بیزار از سوداگران ارزش فروش.
4- با سلب حقوق شرعی و قانونی مالکیت و محروم کردن من از ارثیه پدری که میخواستم در سنین پنجاه به پشتوانه آن با دستی گشاده و بینیاز از حکومت به کار پژوهشی در شیراز مشغول شوم، دهانم بسته نخواهد شد. در زندگی سختی فراوان دیده و بارها از صفر آغاز کردهام؛ میتوانم در بدترین وضع کار خود را ادامه دهم. این بار وظیفه خود را نگارش تاریخ الیگارشی بیاخلاقی میدانم که پس از انقلاب اسلامی، بهرغم آرمانهای والای آن، ریشه گرفته و رهبری انقلاب بارها از آن با عنوان "طبقه جدید" یاد کرده است.
5- اگر احساس کنم تلاش برای احقاق حقوق شخصیام به حربهای برای تحریف سخنانی که از سر درد و تکلیف گفتهام بدل خواهد شد، کلیه اموال موروثی خود را به خانوادههای شهدای موطنم، کوهمره سُرخی و سیاخ، انتقال میدهم و از این پس چون بخش اعظم زندگی گذشتهام با قلم خود ارتزاق خواهم کرد. پیشتر نیز این کار را کردهام: قطعه زمین برنجکار متعلق به خود را، موسوم به زمین کالی بازی (قائد علیبازی) در روستای بندویه کوهمره سُرخی، بلافاصله پس از بازپسگیری از غاصبان محلی (حاج محمد احمدی) در 22 اردیبهشت 1369 به خانواده دو شهید جنگ تحمیلی (شهید محمدحسین جانبازی و شهید فرجالله بختیاری) اهدا نمودم.
6- میتوانید به بهانه "نشر اکاذیب و توهین و افترا" و "تشویش اذهان عمومی" مرا به دلیل تدوین این کتاب به محکمه کشانید. یقین داشته باشید دادگاهی علنی خواهد بود با انعکاس جهانی و با حضور صدها دانشجوی انقلابی از سراسر کشور که در آن با ارائه سند و مدرک از بند بند این رساله دفاع خواهد شد و به تریبون افشای فساد مالی گسترده موجود در فارس بدل خواهد گردید. یقین داشته باشید که این دادگاه موجی گسترده از جنبش عدالتخواهی را در میان نخبگان فکری و دانشجویان دانشگاههای سراسر کشور ایجاد خواهد کرد که مهارشدنی نخواهد بود و یقین داشته باشید که تمامی کارکنان شریف سازمانها و ادارات و نهادهای شیراز که سالها ناظر این فساد عمیق بوده و خون دل خوردهاند، یار و یاور من خواهند بود و اسناد و مدارک جدید از موارد فراوان دیگر اینگونه مفاسد را در اختیارم خواهند گذارد تا در دادگاه در معرض داوری قرار دهم.
من سالها از زندگی خود را به خاطر اعتقاداتم در زندان سپری کردهام که بخش عمده آن در سلول انفرادی بوده است. محرومیت فراوان کشیدهام. اکنون مایه افتخار من است که به خاطر دفاع از حقوق مردمم و به خاطر پالایش آرمانهای والای امام خمینی و انقلاب شکوهمند اسلامی از پیچکهای مسمومی که آن را به کام انحطاط و نابودی میبرد و در راه مبارزه با تناورتر شدن الیگارشی جدیدی که نظام جمهوری اسلامی را به تهی شدن از درون و فروپاشی تهدید میکند، چند صباح دیگر نیز زندان باشم.
7- در دارنگان، قریب به پنج هکتار زمین زیبا، متعلق به شخص خود، به محل استقرار عشیرهام، سُرخیان، اختصاص دادهام که در محدوده روستای دارنگان است. کسی نمیتواند جلوی احداث خانههای آنان را بگیرد. سُرخیان در موطن خود اسکان خواهند یافت همانگونه که "فلسطینیان" نیز روزی سرزمین خود را خواهند گرفت. "اولاد یهودا" فکری به حال خود کنند.
8- مصرّانه از مقامات عالی نظام خواستار اعزام هیئتی ذیصلاح و کاردان برای رسیدگی به موارد زیر هستم:
1/ 8- صحت و سقم کلیه موارد مندرج در این کتاب مورد بررسی قرار گیرد.
2/ 8- علت سکوت اداره منابع طبیعی فارس در قبال تخریب و تصرف و تفکیک و فروش غیرقانونی حدود دو هزار هکتار مراتع مشجر کوهپایه دلو توسط شرکت احرار فارس و موقوفه منسوب به نصیرالملک چه بوده است؟
3/ 8- علت همدستی آشکار اداره منابع طبیعی فارس با شرکت فارس مبین و عوامل محلی آن در تفکیک و فروش سریع قریب به هفتصد هکتار اراضی زراعی دیمکار دارنگان، بهرغم صدور سند آن بهنام دولت و بهرغم مطرح بودن دعوی مالکین آن در شعبه 23 حقوقی شیراز، در قالب "طرح آبخیزداری" در همین زمستان 1386 چه بوده است؟
4/ 8- چرا شرکت فارس مبین وابسته به بنیاد تعاون بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بدون احراز مالکیت، با خانوادههای سلطانفر و اسفندیاری قرارداد مشارکت منعقد نمود و چه مسایلی در پسپرده این کلاهبرداری بزرگ بود؟
5/ 8- آیا سرهنگ علی یوسفی، مدیرعامل پیشین شرکت فارس مبین، در بندر عسلویه زمین خریده و سپس به مبالغ چند میلیارد تومانی فروخته است؟ اگر صحیح است، این پول از کجا آمده؟ آیا در ماجرای هتک حرمت و افترا علیه حجتالاسلام و المسلمین مؤمن، مسئول دفتر نمایندگی ولی فقیه در نیروی مقاومت بسیج سپاه فارس، مقصر بوده یا خیر؟ اگر مقصر بوده، که بوده و به یک سال و نیم زندان محکوم شده، به چه دلیل و با حمایت چه کسانی پس از یک سال از زندان رهایی یافته و در تهران به برج سازی مشغول شده؟
6/ 8- علت واگذاری 2656 هکتار اراضی منابع ملی به شرکت خصوصی بهنام «مؤسسه فلاحت در فراغت» و شرکتهای اقماری آن، مانند مؤسسه خیریه رمضان و مؤسسه احسان و شرکت ارمغان و غیره، چه بوده است؟ آیا این واگذاریها قانونی بوده یا با مقررات جاری کشور تعارض داشته؟ در صورت غیرقانونی بودن نسبت به خلع ید و رفع تصرف و مجازات متخلفین و استرداد اموال غارت شده به بیتالمال اقدام شود.
7/ 8- کلیه اراضی واگذار شده به مؤسسه فلاحت در فراغت توسط نقشهبرداران صالح نقشهبرداری و مشخص شود آیا این مؤسسه مازاد بر اراضی فوق چه مقدار زمین در تصرف دارد؟ تحقیقات من نشان میدهد که مؤسسه فلاحت حداقل دو برابر میزان فوق را تصرف و تصاحب کرده است.
8/ 8- مؤسسه فلاحت در فراغت، و مؤسسات اقماری آن از جمله مؤسسه احسان، از ابتدا تاکنون چقدر درآمد داشته و این پول به کجا رفته؟
9/ 8- شرکت بناسازان رمضان (مؤسسه خیریه رمضان سابق)، که در ظاهر به علیرضا مسعودی تعلق دارد، در واقع متعلق به چه کسانی است و علت گشادگی دست این شرکت در اخذ پیمانهای کلان از استانداری و دستگاههای دولتی در شیراز و شهر جدید صدرا و دریافت واگذاریهای فراوان از اداره منابع طبیعی و امور اراضی چیست؟ نقش علیرضا مسعودی در پسپرده تحولات بیست ساله اخیر فارس چه بوده است؟ حامیان او چه کسانی هستند؟
10/ 8- کلیه اراضی غصب شده از مالکین توسط مؤسسه فلاحت، بهویژه 16 هکتار خانوادههای شهدای ایوّر (حاج امان مرادی و حاج فلک ناز برزگری و شرکا)، و مراتع و اراضی دیمکار و آبی روستاهای آلُ سعدی و قلعه چوبی و کدنج و ایوّر به مالکان اصلی آن مسترد گردد.
11/ 8- توسط یک هیئت کارشناسی علت خشکیدن چشمه بزرگ پیربنو، از آثار تاریخی و گردشگری حومه شیراز، و خشک شدن چند چاه آهکی تأمینکننده آب مشروب شهر شیراز در کوهپایه شمالی سبزپوشان مورد بررسی قرار گیرد. آیا علت حفر چاههای آهکی غیرمجاز مؤسسه فلاحت در کوهپایه جنوبی سبزپوشان، برای مشروب کردن باغات این مؤسسه، نیست؟
12/ 8- نسبت به کلیه چاههای آهکی و چاههای غیرآهکی فاقد پروانه حفر شده در پروژههای مؤسسه فلاحت و شرکتهای مشابه طبق قانون عمل شود.
13/ 8- از هیئت اعزامی مُصرّانه خواستارم که صورت تمامی دارایی و اموال من را تهیه کند و با تهیه صورت تمامی اموال و داراییهای مقامات مسئول استان و منسوبین به دفتر امام جمعه و سایر افرادی که اسامی آنها تقدیم خواهد شد، مقایسه انجام گیرد؛ منشاء این اموال روشن شود و در صورت نامشروع بودن به بیتالمال مسترد گردد.
14/ 8- پرونده شهر جدید صدرا، روند غصب مراتع و اراضی مردم ذیحق و نحوه این غصب، آمران و عوامل این فاجعه بزرگ ملّی در تهران و شیراز، مقدار پولهای عظیمی که از این طریق به دست آمده و نحوه توزیع آن و کسانی که از این طریق به ثروتهای افسانهای رسیدهاند، شناسایی شوند. با رسیدگی به این پرونده بزرگ ملّی، شهرام جزایری را از جایگاه رفیع «نماد فساد مالی دهه اخیر» فرود آورده و این جایگاه را به صاحبان اصلی آن اختصاص دهند.
15/ 8- به عملکرد اداره کل اوقاف فارس، بهعنوان اداره کننده دومین موقوفات ثروتمند ایران، پس از آستان قدس رضوی، رسیدگی شود و از تخریب باغات کهن و پهناور شهر شیراز و انبوهسازی، که در پوششهای عوامفریبانه چون «برجسازی برای محرومان» و «شکستن قیمت زمین و مسکن» و غیره توجیه میشود، جلوگیری شود. پیمانهای اداره کل اوقاف فارس با شرکت بناسازان رمضان و سایر شرکتهای عضو «مافیای زمین شهری و مسکن» مورد بررسی دقیق قرار گیرد.
16/ 8- اسناد موقوفات منسوب به نصیرالملک و صاحبدیوان و «اهلیت» و «صلاحیت» سیاسی و اخلاقی متولیان این دو موقوفه مورد بررسی دقیق قرار گیرد، متولیان واقعی این موقوفات شناسایی و موقوفات پهناور فوق به متولیان واقعی آن بازگردانیده شود.
9- در اجرای دستور مورخ 14 آذر 1386 دادستان کل کشور، به فرایند کنونی تخریب مراتع عشایر طایفه قرهغانلوی قشقایی در حاشیه جنوبی سبزپوشان توسط مؤسسه فلاحت در فراغت و مراتع طوایف سُرخی در حاشیه شمالی کوه دلویه توسط شرکت احرار فارس و عوامل و کارگزاران محلی آن پایان داده شده و کلیه عملیات اجرایی شرکتهای فوق و منسوبینشان توقیف شود.
10- در صورت تداوم وضع فاجعهبار کنونی، ناگزیر بهعنوان آخرین تلاش برای دفاع از آرمانها و ارزشهای انقلاب و اجرای توصیههای امام خمینی (ره) در وصیتنامه تاریخی معظمله، و به پیروی از پیام نوروزی مقام معظم رهبری، مدظله، که سال 1387 را «سال نوآوری و شکوفایی» نامیدهاند، به تکلیف خود عمل نموده و به کمک جنبش دانشجویی و عشایر غیور منطقه، در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی و با رعایت نظم و امنیت اجتماعی، «جنبش شکوفایی محیط زیست و احیاء مراتع» آغاز خواهد شد. در این حرکت فراگیر با تشکیل زنجیر انسانی از عملیات تخریبی مراتع و محیط زیست جلوگیری خواهد شد، و به کمک کارکنان شریف اداره منابع طبیعی قریب به پنج هزار هکتار مراتع تخریب شده کوهپایه شمالی دلویه و کوهپایه جنوبی سبزپوشان به حالت اولیه بازخواهد گشت و بوتهکاری و علوفهکاری خواهد شد. این جنبش در مرحله بعد در سایر مناطق مشابه به احیاء محیط زیست و مراتع خواهد پرداخت.
عشایر ساکن کوهمره سُرخی و سیاخ این افتخار را دارند که در تمامی قیامهای عشایری دوران پهلوی، از قیام بزرگ سالهای 1307-1310 علیه دیکتاتوری رضا شاه تا قیام سالهای 1341- 1342 علیه دیکتاتوری محمدرضا شاه، پیشتاز بودند و در هیچ یک از حرکتهای عشایری منفی تاریخ معاصر ایران، مانند «جنگ سمیرم» (1322) و «نهضت جنوب» (1325)، شرکت نداشتند. پس از انقلاب شکوهمند اسلامی نیز مفتخرند که یک سوّم نیروی سپاه عشایر فارس را در دوران جنگ تحمیلی تأمین نمودند و دهها شهید و جانباز و آزاده در راه دفاع از ارزشهای انقلاب و تمامیت ارضی ایران اسلامی تقدیم کردند. اکنون نیز مفتخرند که در مبارزه برای نوزایی ارزشهای انقلاب اسلامی و مبارزه با «معماران تباهی»، که آرمانهای والای «معماران انقلاب و شکوفایی» را به تباهی میکشند، پیشگام شوند.
.