امروز پنجشنبه 7 شهريور 1387
Thursday 28 August 2008
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

چرا مستضعفین را سانسور می کنند؟

روح الله رشیدی

مرجع : عدالتخانه 22 تير 1387 ساعت 13:30
ستیز مستضعفین و مستکبرین، مرز نمی­شناسد و نمی­توان با ظاهرآرایی، انقلاب را مبدل به پدیده­ای فانتزی کرد. روح انقلاب اسلامی جز بر پیشروی مستضعفین نیست و اگر این روح از کالبد انقلاب اسلامی خارج شود، هیچ توفیری با انقلاب­های دنیای غرب نخواهد داشت.
چرا مستضعفین را سانسور می کنند؟

عدالتخانه -گروه تحلیل سیاسی
روح الله رشیدی


«مستضعف» از جمله آرمانی­ترین و اساسی­ترین واژگان رایج در ادبیات شیعی است که همواره همراه و قرین تمام نهضت­های اصلاحی و به واقع اصلی­ترین عامل انگیزش این نهضت­ها بوده است. هیچ گاه شاهد حذف این معنا در فرآیند مبارزات عدالتخواهانه نبوده­ایم و اساساً در صورت حذف آن، پشتوانه­ای برای این مبارزات متصور نبوده است. 

در آخرین نهضت عمومی از این نوع، در ایران سال 57، دقیقاً همین گفتمان بود که خیزش عظیم و همه گیر ایرانیان را شکل داد و در پی آن نیز مانع بزرگ برپایی عدالت از سر راه مردم برداشته شد.

در یکی از بدیع­ترین فقرات تاریخ این سرزمین، فرمانی صادر شد مبنی بر تشکیل «بسیج مستضعفین»، تا آنچه در معارف دینی به مسلمانان وعده داده شده، تحقق یابد. به واقع با این اقدام، تکلیف انقلاب اسلامی در قبال وضع موجود و موعود مشخص شد. زمانی که سخن از مستضعفین به میان می­آید، لاجرم مستکبرین نیز وارد گود می­شوند و جریانی دوسویه با محوریت دو گروه یاد شده شکل می­گیرد

وقتی کسی ضعیف نگهداشته می­شود، قطعاً کسی هم هست که آنها را «ضعیف نگهداشته است» و بسیج مستضعفین یعنی قیام «ضعیف نگهداشته شدگان» برای به زیر کشیدن «ضعیف نگهدارندگان». روشن است که در این صورت، حاشیه امنی برای «ضعیف نگهدارندگان» وجود نخواهد داشت
که تقابل آنها از ازل تا ابد، جهت­گیری تاریخ را مشخص کرده است...

امروز و پس از سه دهه از وقوع انقلاب اسلامی، وضعیت به گونه­ دیگری است. طی یک حرکت تدریجی و به شکلی خزنده، واژه «مستضعفین» در مجموعه واژگان رایج جامعه ایرانی رنگ باخته و به اصطلاحی فاقد مابه ازای خارجی مبدل شده و در مقابل، برای خالی نبودن عریضه، معادل­های بی­وزنی همچون «آسیب­پذیرها» جای آن را گرفته است.

اینکه دیگر هیچ ردپایی از واژگانی نظیر «مستضعف» و «فقیر» در ادبیات سیاسی و اقتصادی ایران نمی­بینیم، نشان از چه دارد؟ آیا عنصر استضعاف موضوعیت خود را از دست داده؟ یا اینکه تمام مستضعفین به وضع مطلوب رسیده­اند و عدالت نیز به بهترین وجهش برپا داشته شده؟

جریانی که پس از جنگ، با تفکرات اقتصادی مبتنی بر اصالت تکنیک در قلب دولت جمهوری اسلامی شکل گرفت، آشکارا به سمتی حرکت کرد که دیگر نشانی از تقابل نفس­گیر «فقیر و غنی» و «مستضعف و مستکبر» وجود نداشته باشد. تکنوکرات­های حاکم بر دولت سازندگی، با سانسور فکری مردمی که از جنگ 8 ساله رها شده بودند، واژگان تهییج کننده را حذف کردند تا در پی این اقدام، «آرامش» را به جامعه جنگ زده ایران بازگردانند. به زعم گردانندگان دولت سازندگی، دامن زدن به استعمال واژگانی همچون «مستضعفین» تنش­زا بوده و درگیری های اجتماعی را گسترش می داد. پس همان بهتر که نماد استکبار –آمریکا – برجسته شده و مستکبرین داخلی در پرده قرار گیرند...

سانسور عجیب و تخدیرکننده حاکم بر فضای فکری جامعه ایران به قدری مؤثر افتاد که حتی دامن «بسیج مستضعفین»
ستیز مستضعفین و مستکبرین، مرز نمی­شناسد و نمی­توان با ظاهرآرایی، انقلاب را مبدل به پدیده­ای فانتزی کرد. روح انقلاب اسلامی جز بر پیشروی مستضعفین نیست و اگر این روح از کالبد انقلاب اسلامی خارج شود، هیچ توفیری با انقلاب­های دنیای غرب نخواهد داشت.
را نیز گرفت. به گونه­ای که امروز تنها شاهد استعمال «بسیج» خشک و خالی هستیم و خبری از «مستضعفین» در پسِ آن نیست. ترکیب این دو واژه، حتی در نگاه انقلابیون آرمانگرا نیز نامأنوس و نامتعارف جلوه می­کند و این نشان از قوت سانسور یاد شده دارد.

پاسخ به اینکه «چرا این سانسور اتفاق افتاد؟» چندان سخت نیست. کافی است در معنای ظاهری «مستضعفین» دقت کنیم. این واژه اسم مفعول است. یعنی «کسانی که ضعیف نگهداشته شده­اند». وقتی کسی ضعیف نگهداشته می­شود، قطعاً کسی هم هست که آنها را «ضعیف نگهداشته است» و بسیج مستضعفین یعنی قیام «ضعیف نگهداشته شدگان» برای به زیر کشیدن «ضعیف نگهدارندگان». روشن است که در این صورت، حاشیه امنی برای «ضعیف نگهدارندگان» وجود نخواهد داشت و اینان همواره با خیل کثیری از مبارزین و شورشگران گلاویز خواهند بود.

وقتی گفته می شود در جامعه مستضعف وجود دارد، بلافاصله این پرسش پیش می­آید که پس مستکبری هم وجود دارد و او کیست؟ این نیز یک عکس العمل عقلانی است.

حال چه باید کرد؟ بهترین راه همین است که می­بینیم؛ تعدیل و تحریف واژگان و از حساسیت انداختن جماعت مستضعف در قبال آنچه بر آنها روا داشته می­شود.

ستیز مستضعفین و مستکبرین، مرز نمی­شناسد و نمی­توان با ظاهرآرایی، انقلاب را مبدل به پدیده­ای فانتزی کرد. روح انقلاب اسلامی جز بر پیشروی مستضعفین نیست و اگر این روح از کالبد انقلاب اسلامی خارج شود، هیچ توفیری با انقلاب­های دنیای غرب نخواهد داشت.

«سانسور مستضفین یعنی سانسور انقلاب» و حذف مستضعفین یعنی مرگ انقلاب. 

.

کد مطلب : 2097
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1387-04-22 13:53

اینکه دیگر هیچ ردپایی از واژگانی نظیر «مستضعف» و «فقیر» در ادبیات سیاسی و اقتصادی ایران نمی­بینیم، نشان از چه دارد؟ آیا عنصر استضعاف موضوعیت خود را از دست داده؟ یا اینکه تمام مستضعفین به وضع مطلوب رسیده­اند و عدالت نیز به بهترین وجهش برپا داشته شده؟ نشان از اینکه روح خدا به خدا پیوست و جایش خالی ماند، که نه مصداق آن رویای نبی شد