نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » خانه امريکای لاتين

واکنشی دوباره به سياست ‌هاي نئوليبراليستي؛

انتخابات پاراگوئه؛ "پس گردنی" مجدد به آمریکایی ها

7 ارديبهشت 1387 ساعت 2:14

مرجع : تابناک - با اندکی اصلاح!

بسياري از جمله اسقف‌هاي وابسته به کليساي کاتوليک، با وارد آوردن اتهامات بي پايه به لوگو و بهانه‌جويي‌هاي بسيار از جمله اين‌ که "مرد کليسا نمي‌تواند وارد سياست شود"، تلاش داشتند مانع پيروزي او شوند، ولي تقدير چنين بود که فرناندو لوگو به عنوان نامزد حزب ائتلاف ميهني بر رقيب راستگرايش به پيروزي برسد

انتخابات روز يکشنبه بيستم آوريل در پاراگوئه، به ظهور بازيگر جديدي در صحنه تحولات سياسي آمريکاي جنوبي منجر شد؛ اين بازيگر جديد، اين بار نه از جنس سنديکاليست‌ها (لولا - برزیل) و نه از سوسیالیست های قرن بیست و یکمی(چاوز - ونزوئلا) و نه از سرخپوستان سرسخت قومگرا (مورالس - بوليوي) و نه از جنس سياستمداران کهنه‌کار منطقه (خانواده کرچيزا - آرژانيتن) و يا تکنوکرات‌هاي چپگرای اصلاح‌طلب (کورآ - اکوادور) است، بلکه او يک مسيحي پايبند به کليساي الهیات رهایی بخش است که روزگاري در منصب اسقفي، موعظه‌گر مردم فقير و ستمديده بوده است

ليکن از آنجا که نتوانست با موعظه، حقوق تهديدستان و فرومايگان را در کشورش ـ پاراگوئه ـ احقاق نمايد، با روي آوردن به مبارزه با اغنيا و ترتيب دادن تظاهرات خياياني و اعتراض به وضعيت اجتماعي و اقتصادي توده محروم و با پشت کردن به مقام کليسايي خود به صحنه سياسي آمد و بدين گونه، مرد خدا از تربيون وعظ و خطبه پايين آمد و با مشت‌هاي گره کرده و با فريادهاي بلند، حقوق مردم را از كساني که در سنگرهاي کاپيتاليستي پناه گرفته بودند، طلب کرد.

«فرناندو لوگو»، مردي که موهاي سر و رويش به خاکستري مي‌زند و به کشيش فقرا معروف است، بار ديگر با يادآوري ادبيات کليساي رهايي‌بخش آمريکاي لاتين، توانست موج هيجانات اجتماعي ناشي از عصيان مردم عليه توسعه فقر در کشورش را به جرياني سياسي تبديل كند و بدين گونه، احزاب چپگراي حرفه‌اي پاراگوئه با اغتنام از فرصت به دست آمده و با حلقه زدن به دور او، زمينه شکست و سقوط حزب حاکم را فراهم آوردند. 

حزب «کلرودا» در حالي اين مبارزه نفس‌گير را به لوگو واگذار کرد که در محاصره هيجانات برخاسته از روي کار آمدن دولت‌هاي چپ و فرياد مردمي که در داخل خيابان‌هاي «آسانسيون» عدالت را طلب مي‌کردند، گرفتار شده بود و بدين ترتيب، ابتکار عمل را از دست داد.

بسياري از جمله اسقف‌هاي وابسته به کليساي کاتوليک، با وارد آوردن اتهامات بي پايه به لوگو و بهانه‌جويي‌هاي بسيار از جمله اين‌ که "مرد کليسا نمي‌تواند وارد سياست شود"، تلاش داشتند مانع پيروزي او شوند، ولي تقدير چنين بود که فرناندو لوگو به عنوان نامزد حزب ائتلاف ميهني براي اصلاحات با به دست آوردن 41 درصد آرا در مقابل 31 درصد آرا بر رقيب راستگرايش، خانم «اوه لار» از حزب کلرادو به پيروزي برسد و بدين ترتيب، يکي ديگر از حلقه‌هاي دولت‌هاي راستگراي مورد حمايت ايالات متحده آمريکا در منطقه آمريکاي جنوبي نابود و يک حلقه به دولت‌هاي چپگراي منطقه آمريکاي جنوبي اضافه شود.

اما چه عواملي باعث شد تا فرناندو لوگو به پيروزي برسد؟ گرايش او در دولت داري چيست و آينده پاراگوئه چه خواهد بود؟ 

تقويت جنبش اجتماعي چپ در منطقه آمريکاي لاتين و به دنبال آن، روي کار آمدن دولت‌هاي چپگرا در اين منطقه از سال 1999 و با روي کار آمدن دولت چاوز آغاز شد و به نظر مي‌رسد اين روند دست‌كم براي يک دهه ديگر ادامه داشته باشد. موج ظهور دولت‌هاي چپ و رويكرد عمومي به آنها، نتيجه منطقي شکاف طبقاتي و توسعه فقر در اين منطقه است که در دوران دولت‌هاي راستگراي وفادار به سياست‌هاي کاپتاليستي و نئوليبراليستي به وجود آمد. عقده‌هاي ناشي از سرخوردگي اجتماعي از گسترش فقر و شکاف طبقاتي در حالي که شاخص‌هاي کلان اقتصادي، پيشرفت‌هاي اغواگرايانه‌اي را ارائه مي‌دادند، سرانجام با فروپاشي اتحاد جماهير شوروري و پايان جنگ سرد سر باز کرد.

پايان جنگ سرد موجب شد تا توجه ايالات متحده آمريکا به جنبش چپگرايي کاهش يابد. اطمينان آمريکا به شکست اردوگاه کمونيسم مسکو و از بين رفتن چريک‌هاي چپگراي وابسته به شوروي و يا وارد شدن بخش عظيمي از آنها به جرگه فعاليت‌هاي سياسي، موجب آزاد شدن نيروي عظيم و تازه نفسي در صحنه سياسي منطقه شد که در نخستين هماورد سياسي در ونزوئلا به پيروزي چاوز انجاميد و در آخرين هماوردي نيز در پاراگوئه، چپ‌ها با شکست حزب حاکم که بيش از شصت سال زمام امور را در دست داشت، اردوگاه چپ را تقويت کردند.

جنبش چپ در آمريکاي لاتين، نتيجه فرآيند و تحولات اجتماعي و اقتصادي است. يک روند است که ناشي از مبارزه بين فقرا و اغنياست. چپ در آمريکاي لاتين هرچند داراي قرائت‌هاي يکساني نيست، ولي همه آنها از يک زيربناي اساسي بهرمندند که از خصلت آرمان جويانه عدالت‌خواهي و محو فقر سخن مي‌گويند. با اين نگرش، چپ در اين منطقه يک جريان عدلتخواه بر مبناي تحقق عدالت اقتصادي و اجتماعي است.

فرناندو لوگو در مصاحبه‌ها و اظهارنظر‌هاي خود تا پيش از پيروزي به اين نکته تصريح داشته است که به دنبال اصلاحات فراگير سياسي و اقتصادي در کشورش است؛ اصلاحاتي که در آن، عدالت برقرار و فقر محو شود

با توجه به علاقه مندی لوگو به نزدیکی با ونزوئلا و بولیوی، پیش بینی می شود پاراگوئه دست چاوز را که براي اتحاد به سويش دراز شده است، بفشارد؛ اين آزموني بزرگ براي پاراگوئه است که پس از يک انتخابات، در بازي بزرگ يارگيري در آمريکاي لاتين چگونه عمل کند.


.