امروز شنبه 20 مهر 1387
Saturday 11 October 2008
داخلی  »  يادداشت  »  جبهه مقاومت جهانی

عدول از آرمان های انقلاب و مکافات آن؛

آن ديروز سياست ما خُم رنگرزي بود يا امروزمان ديپلماسي؟

مرجع : وبلاگ شارح 16 اسفند 1386 ساعت 17:25
وقتي مي گفتيم مگر مي شود به ليبي اعتماد كرد، عاقل اندر سفيه نگاه مان مي كردند كه يعني شما را چه به سياست! وقتي خدمتشان عرض مي كرديم كه ما با كشور ليبي مساله اي 30 ساله داريم، از موش كهاي اهدايي زمان جنگ برايمان مي گفتند! وقتي از اصولگرايي و معنايش مي گفتيم، مي گفتند كه بچه! مگر ديپلماسي خُم رنگرزي است كه هر چه شما خواستيد دولت انجام دهد.
آن ديروز سياست ما خُم رنگرزي بود يا امروزمان ديپلماسي؟

سومين قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل در خصوص مساله هسته اي ايران هم در روزهاي گذشته صادر شد. در اين قطعنامه نيز مانند دو قطعنامه گذشته ايران را منع كرده اند از ادامه فعاليت هاي انرژي هسته اش و همچنين تصويب كرده اند ادامه تحريمات بر عليه ملت ايران را. اين قطعنامه با 14 راي موافق و يك راي ممتنع اندونزي به تصويب رسيد. 

چند ماه پيش جناب آقاي داوودي -معاون اول رئیس جمهور- در سفري رسمي به همراه هيأت بلند پايه اقتصادي و در پاسخ به سفر سال گذشته نخست وزير كشور ليبي به این کشور سفر كردند. در آنجا قراردادها و يادداشت تفاهم هايي در زمينه هاي مختلف به امضا رسيد و آقای داوودي در ديدار با معمر قذافي رهبر اين كشور، ليبي را "كشور دوست و برادر" خواند و آينده رابطه با آن را روشن و اميدوار كننده و روبه گسترش توصيف كرد. در بازگشت از اين سفر از ايشان سوال شد: آيا شما در ديدارتان با قذافي پرونده امام موسي صدر رهبر ايراني شيعيان لبنان و سرنوشتش را هم مطرح كرديد؟
وقتي مي گفتيم مگر مي شود به ليبي اعتماد كرد، عاقل اندر سفيه نگاه مان مي كردند كه يعني شما را چه به سياست! وقتي خدمتشان عرض مي كرديم كه ما با كشور ليبي مساله اي 30 ساله داريم، از موش كهاي اهدايي زمان جنگ برايمان مي گفتند! وقتي از اصولگرايي و معنايش مي گفتيم، مي گفتند كه بچه! مگر ديپلماسي خُم رنگرزي است كه هر چه شما خواستيد دولت انجام دهد.
و در پاسخ شنيديم "بله"! همين. 

نزد اهل نظر كه از اين عملكرد دولت (سفر دولتمردان به ليبي) و پاسخ معاون اول رئيس جمهور و سخنگوي دولت گله مي كرديم جواب مي شنيديم كه «مصلحت اين گونه ايجاب مي كند». علت را كه جويا مي شديم مي گفتند: «ليبي عضو شوراي امنيت است و مي تواند در عدم تصويب قطعنامه بر عليه ايران موثر باشد». وقتي مي گفتيم مگر مي شود به ليبي اعتماد كرد، عاقل اندر سفيه نگاه مان مي كردند كه يعني شما را چه به سياست! وقتي خدمتشان عرض مي كرديم كه ما با كشور ليبي مساله اي 30 ساله داريم، از موش كهاي اهدايي زمان جنگ برايمان مي گفتند! وقتي از اصولگرايي و معنايش مي گفتيم و اينكه امام خميني(ره) موساي صدر را فرزندي مي دانست كه او را بزرگ كرده و گفته اند تا مساله آقا موسي حل نشود قذافي را به حضور نمي پذيرند و اينكه تا به آخر هم به اين گفته پايبند بودند؛ از بالاي عينك نگاه مان مي كردند و مي گفتند كه بچه! مگر ديپلماسي خُم رنگرزي است كه هر چه شما خواستيد دولت انجام دهد. 

به ديگري كه مي گفتيم غيبت 30ساله امام موسي صدر براي جوان امروز اين مرز و بوم مساله است، مي شنيدم پس علافيد! وقتي مي گفتيم جوان امروز در هجومي از ضد ارزش هاي گوناگون با اينكه در ام القراي جهان اسلام زندگي مي كند باز جواب سوالات متعددش را از لابلاي حرف هاي سي سال پيش موساي صدر پيدا مي كند، ديگر نمي دانستند چگونه بگويند كه «شما تئوريسين هاي امروز كشورتان را گذاشته ايد و به دنبال كسي رفته ايد كه 30 سال است نيست»!

وقتي مي گفتيم پس اين چه انديشه ايست كه نيست اما هست! اين چه سيره و روشي ست كه صاحبش سه دهه است كه از ابتدايي ترين حقوق انساني محروم است اما مي تواند در سال 2008 در لبنان حكميت كند؟ آخر مگر موساي صدر چگونه عمل مي كرد كه مخالف و موافق دولت
آيا روزهاي اول پيروزي انقلاب را يادمان مي آيد كه در هر خياباني يك گروه آزاديبخش دفتر داشت؟ و ... آن ديروز سياست ما خُم رنگرزي بود يا امروزمان ديپلماسي؟ ديروز مي گفتيم و هنوز بر ديوارهاي شهرمان نقش بسته است كه حتي يك لحظه هم با آمريكا كنار نخواهيم آمد و امروز مي گوييم كه بستگي به مصلحت مان دارد اگر برايمان مفيد باشد چرا كه نه!
در لبنان هر دو به آن شيوه تمسك مي جويند براي حل مشكل؟ مشكلي كه سازمان ملل و اتحاديه عرب و سوريه و عربستان و آمريكا و فرانسه و ...ايران نتوانستند با تمام امكانات شان آن را حل كنند اما انديشه و سيره و روش موساي صدر كه 30 سال است در زندان هاي ليبي اسير است مي تواند؟ 

من هنوز نمي دانم امام موسي صدر كيست! 

من هنوز نمي دانم او چگونه عمل مي كرد كه گروه 14 مارس كه ما آنها را كافر(!) مي دانيم و طرفدار امپرياليسم و صهيونيسم، از او و روشش ياد مي كنند اما ما اينجا در وطن او از يادش غافليم! من هنوز نمي دانم چگونه بايد كار كرد، حرف زد، نگاه كرد، گوش داد، چرا كه نمي دانم و به من ياد نداده اند كه در اين دنياي پر تزوير بالاخره "عدالت" ارزش است يا نه؟ و اگر ارزش است جز اصول انقلاب اسلامي است يا نه؟ و اگر هست عدالت براي همه خوب است يا براي بعضي ها؟ و اين بعضي ها چه كساني هستند؟ و اين بعضي ها فقط بايد مرغ همسايه باشد يا ديگران را هم شامل مي شود؟ و اين ديگران بايد از گروه ما باشند يا از هر گروهي مي توانند باشند؟ و اين ارزش عدالت فقط به درد شعار انتخاباتي مي خورد و يا بايد به آن عمل هم كرد؟ و عمل به آن فقط با سهام عدالت تمام مي شود؟ و اصلا ما براي چه انقلاب كرده ايم؟ و آيا روزهاي اول پيروزي انقلاب را يادمان مي آيد كه در هر خياباني يك گروه آزاديبخش دفتر داشت؟ و امروز را مي بينيم كه با ديكتاتور دنيا نرد عشق مي بازيم؟ آن ديروز سياست ما خُم رنگرزي بود يا امروزمان ديپلماسي؟ ديروز مي گفتيم و هنوز بر ديوارهاي شهرمان نقش بسته است كه حتي يك لحظه هم با آمريكا كنار نخواهيم آمد و امروز مي گوييم كه بستگي به مصلحت مان دارد اگر برايمان مفيد باشد چرا كه نه! 

آخر من از كجاي اين حرف ها بايد بدانم كدام عمل ما اصول است و كدام مصلحت!
دولت نهم جمهوري اسلامي ايران كه در تيرماه 1384 با شعار دولت اسلامي و عدالت و اصولگرايي و مهرورزي بر سر كار آمد بر سر يك تصميم غلط و تحليل اشتباه و عدم پيش بيني صحيح عمل بازيگران صحنه عرصه بين الملل اصول خود را فروخت! آن هم چه بي ارزش! و هيچ به دست نياورد. به خيال خود روش ديپلماسي فعال را در پيش گرفت و با مصر و ليبي شروع به عادي سازي روابط كرد
كدامش ارزش و اخلاق است و كدام سياسي كاري! كدام دائمي ست و كدام موقتي! 

كجاست آن بزرگمرد اسطوره اي عصرمان كه با كمال افتخار فتوا داد «اسرائيل شرّ مطلق و تعامل با آن مطلقاً حرام است» و بر اين اصل ايستادگي كرد تا آنجا كه مجبور شدند از صحنه سياسي دنيا حذفش كنند! عاملان اين جنايت فكر مي كردند كه بعد از چند روز ديگر كسي به اين فكر نمي كند كه رهبرش نيست. آنها معتقد به مرور زمان بودند و اينكه «از دل برود هر آنكه از ديده برفت».

سومين قطعنامه شوراي امنيت بر ضد ايران برگ زريني ست در كارنامه دولت نهم؛ و اين بدان جهت است كه دولت نهم جمهوري اسلامي ايران كه در تيرماه 1384 با شعار دولت اسلامي و عدالت و اصولگرايي و مهرورزي بر سر كار آمد بر سر يك تصميم غلط و تحليل اشتباه و عدم پيش بيني صحيح عمل بازيگران صحنه عرصه بين الملل اصول خود را فروخت! آن هم چه بي ارزش! و هيچ به دست نياورد. به خيال خود روش ديپلماسي فعال را در پيش گرفت و با مصر و ليبي شروع به عادي سازي روابط كرد. 

دستگاه ديپلماسي ما و در رأس آن وزير محترم وزارت امورخارجه كه ديپلماسي را خُم رنگرزي نمي داند و كاملاً حساب شده عمل كرد امروز ببيند كه اين عملكردهاي شتابزده و بي تأمل جز هيچ! برايمان به ارمغان نياورده است. آن از وضيعت سرزمين هاي اشغالي و اين هم از شوراي امنيت! آن از كشتار مردم و اين هم از رأي مثبت كشور ليبي به قطعنامه ضد ايراني شوراي امنيت! من نمي دانم كه اين تناقض را چگونه حل كنم. شوراي امنيتي كه به قول آقاي رئيس جمهور مصوباتش كاغذ پاره اي(!) بيش نيست، آيا براي خريد رأي موقتي يك كشور توتاليتر بايد اصولمان را فدايش كنيم؟ من هنوز يك سوال اساسي در ذهنم باقي مانده. سوالي كه سالها پيش سرمقاله نويس روزنامه كيهان مطرح كرده است:
«مصلحت نظام يا مصلحت صدر، كدام يك در صدر است؟» 


کد مطلب : 1494
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1386-12-20 22:05

شما در جاهاي ديگر نوشته بوديد كه چقدر پول مي خواهيد تا مساله صدر را فراموش كنيد من هيچ جا نگفتم شما چقدر پول مي خواهيد تا مساله امام موسي صدر را فراموش كنيد در برابر مثال هاي تاريخي بنده شما جز نسبت دادن حرفي كه من نزدم و زدن تهمت جاسوسي چه حربه اي خواهيد داشت من هر وقت تصميم گرفتم مامور بشم ميرم از جايي پول بگيرم كه بيشتر از همه پول بده نه يه كشور دست چندمي مثل ليبي! آدم هاي تند رو مثل شما زمينه سقوط كشور هاي جهان سوم به دست امپرياليسم را فراهم مي كنند چاره اي نيست تاريخ بايد تكرار شود كشور عظيم هندوستان بدست استعمار انگليس سقوط نكرد و سپس به سه كشور تجزيه نشد مگر به دليل مردمي كه به هم نمي سازند.

1386-12-19 22:11

جناب علي ! سلام . من نمي دانم شما چه كسي هستيد و در مورد امام صدر و ليبي چقدر مي دانيد . اما خوب هر كجا كه درباره ليبي و افتضاحات و جناياتش مطلب نوشته مي شود سر و كله ي شما پيدا مي شود . متن بالا را خواندم . داراي مطالب قابل تاملي بود . شما در جاهاي ديگر نوشته بوديد كه چقدر پول مي خواهيد تا مساله صدر را فراموش كنيد (البته اين جمله را با عذرخواهي از تمام صدردوستان نوشتم ) . اين را بدانيد كه هموطنان امام موسي صدر هيچگاه او را فراموش نخواهند كرد . ما فرزندان معنوي موساي صدر براي احقاق حق مظلومي از مظلومان بلكه امام مظلومان وآزاده اي از آزادگان بلكه امام آزادگان و رهبري از رهبران بلكه امام رهبران جهان در اين روزگار از هيچ چيز مضايقه نداريم . نمي دانم شما چه كسي هستيد و از كجا ماموريت داريد . نمي دانم مي خواهيد نقطه جوش فرزندان اين آب و خاك را بدانيد يا مي خواهيد نمك بر زخم سي ساله بپاشيد و يا عامل سفارت دوست و برادر و انقلابي !!!!! ليبي هستيد ؟ اما اين را بدانيد كه امروز در سال 2008 ميلادي فرزندان امام موسي صدر كسي كه 30 سال است از حقوق اوليه خود محروم است نيز مانند فرزندان لبناني او در نيم قرن پيش شعارشان اين است كه « بالروح بالدم نفديك يا امام » و اثبات تحقق اين شعار امتحانش ساده است . جناب قذافي اگر جرات داشت در اين 30سال به ايران مي آمد و باز اگر جرات دارد، اين برادر دوست ما در كنفرانس سران كشورهاي آفريقايي شخصا شركت كند تا ببيند كه يك راست به درك جهنم واصل خواهد شد . لطفا اين پيام ها را به دوستانت در سفارت ليبي انتقال بده .

1386-12-19 06:52

تا حالا هر كسي كه در مورد زنداني بودن امام موسي صدر شهادت داده از معارضين دولت ليبي بوده است و شهادت اينها خيلي هم به همين علت صادقانه نيست ليبي متحد شوروي و بلوك شرق بوده است. يكي از شيوه هاي آمريكا براي تصفيه حساب با متحدين بلوك شرق اينه كه به ظاهر كاري به كار اونها نداشته باشه ولي در عمل زمينه رو براي درگيري بين آنها و قدرت هاي منطقه اي آماده نمايد. مثل جنگ افغانستان كه منجر به سقوط دولت طرفدار شوروي توسط به ظاهر مجاهدين ضد خارجي شد كه همه در دامن آمريكا بودند يا به دامن آمريكا سقوط كردند مثل بعضي گروه هاي شيعه در عراق كه با صدام تحت حمايت شوروي جنگيدند تا حكومت اسلامي برقرار كنند حكومت اسلامي در كنار پايگاه هاي آمريكايي كه در جنگ 33 روزه لبنان براي كمك به اسراييل استفاده شد. مثل مسلمانان بالكان كه وسيله اي براي ضربه زدن به صرب هاي طرفدار شوروي قرار گرفتند من پدرم در دوران جنگ سرد در آلمان غربي تحصيل مي كرد دوستان صرب طرفدار شاه سابق صربستان داشت به پدرم مي گفتند بعد از مرگ تيتو كار فدراسيون يوگوسلاوي ساخته است غربي ها به تيتو اجازه آرامش و تفريح مي دهند چون پيروز جنگه بعدش آلماني ها براي سواحل زيباي يوگوسلاوي و آمريكا براي افزايش نفوذ در بالكان يوگوسلاوي رو تجزيه مي كنند برويد تحقيق كنيد تا حال شهروندان آلماني چقدر در سواحل كروواسي زمين و ويلا خريده اند! حالا من زورم مياد كه باز آمريكايي ها از اختلاف كشور هاي منطقه استفاده كنند ما هزينه كنيم آنها برداشت كنند. اگر نبود اختلاف بين سران اينكا ها اسپانيا هيچ وقت با چند صد سرباز موفق به اشغال اكوادور و پرو نمي شد.

1386-12-17 22:01

دوستي كه هميشه در مطالب مربوط به ليبي و امام موسي صدر كامنت مي گذاري،زماني كه ليبي جنگ داخلي در لبنان را دامن مي زد، هنوز جمهوري اسلامي نبود! از همان زمان قذافي عليه شيعه كار مي كرد. تاريخ لبنان و منطقه را بخوانيد تا بدانيد ليبي در كدام جبهه است. آن وقت حتما متوجه مي شويد كه آيا اختلاف ايران و ليبي به نفع امپرياليسم است يا نه؟ قذافي امام موسي صدر را شش ماه قبل از پيروزي انقلاب ايران ربود.به نظر شما چرا؟ حذف بزرگترين دشمن اسراپيل در منطقه به نفع امپرياليسم است يا مسلمانان؟ قذافي سي سال است عامل غرب و صهيونيسم است. اگر امام موسي صدر بود آيا باز هم اسراپيل مي توانست لبنان را اشغال كند؟ چه نفعي در دوستي با حكومتي ست كه خصومتش را با شيعه هرگز پنهان نكرده؟ كسي كه در آستانه پيروزي انقلاب مردم ايران آن را لايق زباله دان تاريخ دانست! تنها دليل مرحمت هاي بعديش دادن حق السكوت بود در برابر جنايت حذف يك رهبر شيعه! اگر امروز ما هموطنمان را فراموش كرده ايم،مطمپن باش قذافي هرگز نام صدر را فراموش نمي كند. امروز ارتباط و دوستي با ليبي مطابق ميل صهيونيسم و امپرياليسم است چرا كه شيعيان لبنان هرگز نام امام صدر را فراموش نمي كنند و در آغوش كشيدن رباينده اش را تحمل نمي كنند. بعد از سفر معاون رپيس جمهور به ليبي هم گروه هاي مختلف لبناني به اين سفر و گسترش روابط با ليبي اعتراض كردند. اختلاف بين ايران و لبنان كه بزرگترين مخالفان اسراپيل هستند به نفع كيست؟

1386-12-17 04:40

گروه 14 مارس كه ما آنها را كافر(!) مي دانيم و طرفدار امپرياليسم و صهيونيسم، از او و روشش ياد مي كنند . پس لابد نون امپرياليسم و صهيونيسم در منازعه بين ايران و ليبيه و گرنه مزدوران امپرياليسم رو چه به گريه زاري براي امام موسي صدر؟