محسن مقصودی
پيامبر اعظم (ص):«ما ءامن بي من بات شبعانا و جاره المسلم جائع»
«هر كس سير بخوابد، در حالي كه همسايه مسلمانش گرسنه باشد، به من ايمان نياورده است.»
اگر هياهوي جنگهاي انتخاباتي و نزاع بر سر شكلگيري ائتلاف هاي قدرت به مسئولان و رسانهها فرصت داده باشد، حتما تا به حال در خيابانهاي شهر تهران، افرادي را كه شب ها، روزيشان را در سطلهاي بزرگ زباله جستجو ميكنند، ديدهاند!
هر يك از ما هم شايد بارها برخي از همشهريهايمان را ديدهايم كه در سرماي زمستان، گوني به دست در ميان آشغالها و زبالهها به دنبال چيزي هستند، تا بخورند يا بپوشند و يا بفروشند و امرار معاش كنند و البته ما از كنار آنها بيتفاوت عبور كردهايم.
نگارنده بارها از پير و جوان و زن و مرد ـ كه البته نه معتاد بودند و نه شياد و ... ـ را ديده است كه در شمال و جنوب تهران از اين راه امرار معاش ميكنند! البته اخيرا با اجراي طرح مكانيزاسيون جمعآوري زبالههاي تهران، بحمدا... ديگر، گربهها و موشها شريك روزي آنها نخواهند بود، و هم وطنان مستضعف شهر ما، روزي خود را در شرايطي بهداشتيتر از قبل به دست ميآورند كه به اين خاطر بايد خدا را شكر كرد و از همه مسئولان تشكر نمود!
به راستي آيا آنها كه در برجهاي شيشهاي سر به فلك كشيده خود نشستهاند و از پشت شيشه دودي بنزهاي الگانس و خودروهاي تشريفاتي صد ميليوني به تهران مينگرند، اين چيزها را ميبينند!؟ آيا به ياد ميآورند كه خون همين مستضعفين و محرومان بود كه آنها را به اين پست و مقامها و ثروت هاي ميلياردي رساند؟!
حقيقت اين است كه امروز تهران كه امالقراي اسلام ميناميمش، به هيچ وجه
خانوادههايي كه 6 ماه است گوشت نخوردهاند، كودكاني كه خرج تحصيل ندارند، زنان بيوهاي كه به كلفتي ميروند، بيماراني كه خرج دارو و درمان ندارند و ...و آن سوي سكه مهمانيها و جشنهايي كه بيش از صد ميليون تومان، فقط خرج غذاي آن ميشود كه بايد در آن 12 نوع غذاي مختلف سرو شود و ريخت و پاشها و اسرافهاي آنچناني كه همه و همه از حق فقرا و محرومين گرفته شده، جامعه ما را به كجا خواهد برد؟
چهره يك شهر اسلامي را ندارد (و البته بسياري از شهرهاي ما اينگونهاند) شهري كه در آن عدهاي به عنوان پاداش به كودكانشان، هداياي چند ميليوني ميدهند و سالي چند بار براي تفريح يا عيش و نوش به اروپا سفر ميكنند و عدهاي ديگر درآمد ماهيانه شان كمتر از صد هزار تومان است و توان درمان كودك بيمارشان را نيز ندارند و ... با شهر اسلامي فاصله هاي زيادي دارد.
خانوادههايي كه 6 ماه است گوشت نخوردهاند، كودكاني كه خرج تحصيل ندارند، زنان بيوهاي كه به كلفتي ميروند، بيماراني كه خرج دارو و درمان ندارند و ...و آن سوي سكه مهمانيها و جشنهايي كه بيش از صد ميليون تومان، فقط خرج غذاي آن ميشود كه بايد در آن 12 نوع غذاي مختلف سرو شود و ريخت و پاشها و اسرافهاي آنچناني كه همه و همه از حق فقرا و محرومين گرفته شده، جامعه ما را به كجا خواهد برد؟
در منطق ديني ما، فقرا و محرومان براساس مشيت و تقدير اوليه خداوند، فقير نشدهاند، بلكه طغيان و گناه اغنيا و مرفهان جامعه و ظلم و بيعدالتي اجتماع، موجب تضييع حقوق آنها گشته است. همان گونه كه علي(ع) ميفرمايند: «ما جاع الا بما منع غني». (هيچ فقيري گرسنه نماند، مگر به سبب امتناع ثروتمندان از دادن حق محرومان) وبه درستي كه «هرگز كاخي ساخته نميشود مگر آنكه كوخي ويران گردد»
آنها كه در اين سال ها، مرتبا فرياد فقرستيزي و فقرزدايي، تنها به شيوه صدقه و امداد و تامين اجتماعي زدهاند، آيا گمان كردهاند، كه عدالت اجتماعي و رفع فقر و محروميت از جامعه بدون مبارزه با تكاثر و ثروتاندوزي هاي ظالمانه ميسر است؟! و آيا فقرستيزي بدون تكاثرستيزي نتيجهاي خواهد داشت؟!
آيا براستي كساني كه در زندگي اشرافي و تجملاتي غرق شدهاند، ميتوانند در مسند مسئوليت، دغدغه فقرا و مستضعفين را داشته باشند؟! و آيا در شرايط فعلي مستضعفين و محرومين ميتوانند بدون استفاده از باندهاي رسانهاي و تبليغاتي در مسند امور قرار گيرند؟! آيا با موعظه و سخنراني ميتوان حقوق مستضعفان را از اغنيا و مستكبران باز ستاند؟!
شكي نيست كه پس از انقلاب اسلامي تلاش هاي فراواني شد تا محروميت شديد به جا مانده از رژيم ستمشاهي، كاهش يابد، اين تلاش ها اگرچه قابل تقدير است، اما با نگاه آرماني انقلاب اسلامي و مباني فقرستيز احكام اسلامي فاصله زيادي دارد و امروز كتمان اين نقايص دردي را دوا نخواهد كرد و هشدارهاي رسانه ها، از آنروست كه اين معضل نيازمند نگاهي انقلابي و برنامه ريزي اصولي خواهد بود.
چراكه اكنون با آمار رسمي ارائه شده از سوي وزير رفاه مبني بر وجود 2/ 9 ميليون
در منطق ديني ما، فقرا و محرومان براساس مشيت و تقدير اوليه خداوند، فقير نشدهاند، بلكه طغيان و گناه اغنيا و مرفهان جامعه و ظلم و بيعدالتي اجتماع، موجب تضييع حقوق آنها گشته است. همان گونه كه علي(ع) ميفرمايند: «ما جاع الا بما منع غني».
نفر زير خط فقر شديد و مطلق، ديگر هيچ بهانهاي براي آنها كه فقر و استضعاف مردم را كتمان ميكردند، باقي نمانده است. اما با وجود اين آمار بايد پرسيد؛ مسئولان و مديراني كه پس از جنگ تحميلي، سكاندار اقتصاد ايران بوده اند و اقتصاد شبه ليبرال را در جامعه انقلابي ايران اجرا نمودند، امروز چه پاسخي براي مردم دارند؟
علما، روحانيون، اساتيد و دانشجويان چگونه سكوت خود را در برابر برخي بيعدالتيها و تبعيضها توجيه ميكنند؟! چگونه «شكم بارگي ظالمان و گرسنگي مظلومان» را به تماشا نشستهايم و خود را پيرو علي(ع) هم ميدانيم؟!
در اين سال ها رسانهها، مطبوعات و از همه مهمتر رسانه ملي چقدر در راستاي «جنگ فقر و غنا» قدم برداشته و مستضعفين ـكه به تعبير امام(ره) صاحبان اصلي انقلاباند ـ چه سهمي از رسانه ملي داشتهاند؟
آيا فراموش كردهايم كه حضرت روحا...همواره در مورد مستضعفين سفارش مي فرمود: « برادرهاي روشنفكر من، برادران نويسنده و صاحب قلم، دانشجويان، روحانيان معظم،... بايد به هم بپيونديم، بياييد تمام قلمها و قدمها و تمام گفتارها بر منافع اين قشر مستضعف باشد، نگذاريد خون اين شهيدان به هدر برود... نگذاريد زاغهنشينان ما باز ادامه دهند به زاغهنشيني ...قلمها و گفتار خود را در راه اين مستضعفين صرف كنيد.» رهبر معظم انقلاب نيز همواره تاكيد كرده اند: « مبارزه با فقر و حمايت از مستضعفين از مهمترين هدفهاي انقلاب اسلامي ايران است.»
به ياد داريم سال 83 كه سرماي تهران جان حدود 40 نفر از كارتن خوابها(محرومان و فقرا) را گرفت، در ميان سكوت مسوولان و رسانه ها، كارتن خوابي دانشجويان عدالتخواه در اعتراض به سهل انگاري مسوولان در اين خصوص موجب توجه و فشار رسانه ها شد و پس از آن با تصويت بودجه خاص و ايجاد گرمخانه ها و... اين معضل بزرگ تا چند سالي برطرف شد و نشان داد اگر مسوولان بخواهد، مي توانند امور را سامان دهند.
اين حركت دانشجويان كه بعدها با تقدير رهبر معظم انقلاب نيز مواجه شد، نشان داد، كه حل اين معضلات اجتماعي دغدغه و روح انقلابي مي خواهد و در صورتي كه رسانه ها و دانشجويان و مسوولان به تكليف انقلابي خود در اين زمينه عمل كنند، مي توان اميدوار بود تا به مرور چهره شهر به سمت جامعه اسلامي تغيير صورت دهد.