امروز سه شنبه 18 بهمن 1390
Tuesday 7 February 2012
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

هاله نور آقاي موسوي

وحيد جليلي

31 خرداد 1388 ساعت 14:41
‌برآوردي كه آقاي موسوي از شرايط امروز دارد، ‌اين است كه اگر با مطالبات توده مردم امروز مقابله نشود و جريان ضداشرافيت سركوب نشود، ‌خيلي بعيد است كه به اين زودي‌ها اين فرصت‌ در اختيار جريان روشنفكري مؤتلف با سرمايه‌داري جهاني و داخلي قرار بگيرد.
هاله نور آقاي موسوي

وحيد جليلي*

«اگر تقلب بشه، ‌شنبه قيامت مي‌شه». ستاد آقاي موسوي از حدود ‌يك هفته مانده به انتخابات به ميليشياي خود دستور داده بود ‌اين شعار را در خيابان‌ها جيغ بزنند.

‌از نوع اين ‌رفتار‌ها مي‌شد ‌دريافت جرياني كه آقاي موسوي نمايندگي‌اش را به عهده گرفته است ‌به انتخابات فراتر از انتخابات نگاه مي‌كند و اهداف ديگري را در سر دارد.

اگر چه ‌در ايام انتخابات تا حدودي چهره روتوش شده و فرو رفته در هاله‌اي از نور آقاي موسوي براي مردم آشكار شده بود كه به آن رأي بي‌سابقه و بي‌نظير در تاريخ انقلاب به رقيب ايشان انجاميد، اما شنبه هم ‌قيامت شد: «يوم تبلي السرائر»!

معجزه 22 خرداد جريان پشت‌سر موسوي را وادار کرد ‌باطن خودش را روز به روز آشكارتر كند. اگر چه تحرکات ‌غير‌قانوني ‌آنها مشکلاتي ‌را ‌پيش آورد، اما ملت ‌ما تجربيات مهم و حافظه تاريخي الهام‌بخشي ‌در اين زمينه دارند و همين تجربه تاريخي خيلي كمك مي‌كند كه اين مسائل اخير هم به راحتي حل بشود.

‌مردم ما مشابه اين رفتارها را درسال‌هاي نخست بعد از پيروزي انقلاب تجربه كرده‌اند. به طور مشخص در 17شهريور و 14 اسفند 59، ‌مردم ما ميتينگ‌هاي پرهياهوي بني‌صدر را و پروپاگاند‌اي سياسي بعد از آن را به ياد دارند.

اما اينكه چرا آقاي موسوي حاضر است برخلاف هرآنچه كه در ابتداي ورودش به انتخابات گفته عمل كند و ادعاهايي را كه در اين مدت مطرح كرد، ‌خودش خلافش را انجام بدهد قابل تحليل است. آقاي موسوي از ابتدا اعلام كرده بود كه من براي حفظ «قاعده بازي» به ميدان آمده‌ام.

وي، آقاي احمدي‌نژاد را متهم کرد ‌كه اهل كرنش در برابر قانون نيست و قانون را دور مي‌زند و مهم‌ترين دغدغه مهندس موسوي در سخنراني‌ها و بيانيه‌هايش اينگونه اعلام مي‌شد ‌كه او آمده است تا قاعده بازي و روال‌ها و همچنين احترام و اعتبار نهادهاي قانوني كشور حفظ بشود. ‌هم در جريان تبليغات انتخاباتي و هم بخصوص در جريانات روز انتخابات و بعد از اعلام نتايج، ‌به وضوح مي‌توان ‌ديد ‌كه موسوي ‌در ادعايش ‌چقدر صادق بود.

جداي از بحث‌هاي روشي، ‌امروز ديگر بخش‌هاي مهمي از محتواي انديشه سياسي آقاي ميرحسين موسوي و نظام ايده‌آل سياسي ايشان هم آشكار شده است.

مصاحبه بسيار مهم روشنفكرترين زن ايران! و نزديك‌ترين همكار سياسي آقاي ميرحسين موسوي يعني خانم رهنورد با شبكه ‌انگليسي بي‌بي‌سي يك گفت‌وگوي تاريخي است و مفادش قابل توجه و تحليل است. ايشان مي‌گويد من لُر هستم و آقاي موسوي داماد لرستان است. ‌لرها موسوي را نمي‌گذارند و به آقاي احمدي‌نژاد رأي بدهند.

بعد مي‌گويد ايشان ترك‌زبان است و آذربايجاني‌ها هيچ وقت فرزند خودشان را نمي‌گذارند و به كس ديگري رأي بدهند. ببينيد بعد از 150سال سابقه روشنفكري در ايران، ‌جريان روشنفكري، معيار انتخاب سياسي ايده‌آل خودش را چگونه طرح مي‌كند. ‌كانه ما در دوره ملوك‌الطوايفي هستيم و مردم بايد به شكل قبيلگي رأي بدهند و اگر به اين شكل رأي ندهند مايه تعجب روشنفكرترين زن ايران و نزديك‌ترين و پرسابقه‌ترين همكار آقاي موسوي مي‌شود!

اگر به اين نكات توجه كنيم، ‌مي‌بينيم كه در انديشه ميرحسين و همراهان روشنفكر او نوعي ارتجاع به مناسبات همگون با تفكر قبيلگي مشاهده مي‌شود و مردم خيلي خوب ذات اين جريان را شناخته‌اند.

امروز ميرحسين موسوي براي حذف يك چهره سياسي نمي‌جنگد و درگيري او برخلاف آن ادعايي كه مي‌گفت من آمده‌ام تا قاعده بازي سياسي را حفظ بكنم يك درگيري سياسي نيست.

‌ميرحسين امروز مهمترين دغدغه‌اش سركوب يك جريان عظيم و عميق اجتماعي است كه به ميدان آمده است تا از استحاله انقلاب و نظام جلوگيري كند.

24 ميليوني كه به ضرر اشرافيت سياسي رأي داده از نگاه جريان روشنفكري و سلطنت‌طلب و غرب‌زده كه امروز با هم ائتلاف كرده‌اند، ‌بايد در همين نقطه سركوب شود.

‌برآوردي كه آقاي موسوي از شرايط امروز دارد، ‌اين است كه اگر با مطالبات توده مردم امروز مقابله نشود و جريان ضداشرافيت سركوب نشود، ‌خيلي بعيد است كه به اين زودي‌ها اين فرصت‌ در اختيار جريان روشنفكري مؤتلف با سرمايه‌داري جهاني و داخلي قرار بگيرد.

آقاي موسوي ‌دارد مي‌بيند كه امروز اين جريان عظيم و عميق اجتماعي در فضاي سياسي كشور، ‌نماينده جدي ندارد. همه به ميدان آمده‌اند تا مردمي كه پايشان را از گليم‌شان درازتر ‌كرده‌اند، ‌سرجايشان بنشانند.

دليل ديگر سراسيمگي آقاي موسوي به عنوان نماينده مجموعه مناسبات غلط، اين است كه اينها همواره تلاش مي‌كردند تا مترسكي را به نام اكثريت خاموش به رخ نظام بكشند و ادعايشان اين بود كه ما مي‌توانيم اكثريت خاموش را به صحنه بياوريم و از آن طريق مطامع مناسبات ايد‌ه‌آل خودمان را حفظ بكنيم، ‌ولي معجزه 22خرداد نشان داد كه اتفاقاً اكثريت خاموش آنهايي بودند كه دغدغه عدالت داشتند و وقتي كه ببينند جريان سرمايه‌داري جهاني براي حمايت يك چهره ظاهراً موجه به صحنه آمده‌اند آنها هم تشجيع و تحريك مي‌شوند كه به صحنه بيايند و از انقلاب خودشان و آرمان عدالت دفاع بكنند.

بنابراين در انتخابات‌ آينده هم ديگر اكثريت خاموشي ‌كه جريان چپ ليبرال بتواند به آن اميد ببندد، ‌وجود نخواهد داشت.

‌با وجود اين، جريان اشرافيت سياسي تصميم گرفته است كه در اين مقطع با به‌كارگيري همه ابزارهاي جنگ رواني از اين جهش تكاملي انقلاب اسلامي جلوگيري كند و جريان ارتجاعي را به جامعه تحميل بكند.

در اين زمينه هم در روزهاي آينده خواهيم ديد كه چگونه جريان اجتماعي عظيم و عميق برآمده از انقلاب اسلامي جريان متوهم، ‌خودشيفته و ساختارشكن را مثل كفي خواهد شست و برگ زرين ديگري بر حافظه تاريخي ملت انقلابي ايران افزوده خواهد شد.

------------------------------------------------------------------------------------------------
* مسوول دفتر مطالعات جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي و سردبير مجله فرهنگي «راه»

کد مطلب : 2961
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1388-04-22 10:12

یک روزگاری سوره شما را می خریدم و می خواندم اما حالا خیلی وقته که فهمیده ام یک مرتجع و طالبانی تمام عیارید که به هیچ معیاری هم پایبند نیستید! آقای توهم آوینی دوم شدن! بین تو و آن مرحوم تفاوت از زمین تا آسمونه! درود بر موسوی!

1388-04-21 14:06

يك ـ انتظار مي رود با توجه به سمتتان با قاعده اثبات شييء نفي ماعدا نمي كند آشنا باشيد. گفته ايد از قبل از انتخابات القاي احتمال تقلب صورت گرفته است. بسيار خوب دو احتمال وجود دارد. يا اين القا ناشي از واقعياتي بوده است يا نبوده است. شما بدون آوردن هيچ دليلي مبتني بر وارد نبودن شبهات آن احتمال و مطرح كنندگان آن را بر خطا فرض كرده ايد. آيا حمايت اعضاي شوراي نگهبان از احمدي نژاد دروغ بود؟ حتما مي دانيد كه طبق ماده 73 قانون انتخابات اين مسپله جرم است. بهتر است دلايل خود را مبني بر غلط بودن آن فرض بيان كنيد نه اينكه مطرح كنندگان آن رال مجرم و متهم بدانيد. دو ـمنظورتان را از تحركات غيرقانوني واضح تر بيان كنيد. تجمع و راهژيمايي طبق قانون حق ماست و اگر مي خواهيد به مجوز نداشتن وزارت كشور استناد كنيد بايد عرض كنم طبق اصل نه قانون اساسي اين مقررات غيرقانوني است. سه-اشتباه نكنيد. ما بحثمان بر سر صحت 24 ميليون است وگرنه چهار سال ژيش هم آقاي احمدي نژاد راي آورد و ما چيزي نگفتيم. لطفا مغالطه نكنيد و ما را در برابر 24 قرار ندهيد. ما مسپله مان همين است كه به 24 بودن اعتماد نداريم. چهارـ حكومت پهلوي هم در خرداد 42 سركوب مردم را مايه افتخار مي دانست و چنان كر شد كه پانزده سال بعد صداي ملت را شنيد.حكومت جور فعلي نيز اگر نشود سرنوشتي جز همان كه بر طبق سنتهاي الهي بر ظالمان ژيش رفت نخواهد داشت. به راستي اگر فقط بر سر كار ماندن ظالم نماد حق بودن اوست اسراپيل و يزيد را هم مي توان حق دانست. اينك ما آگاه شده ايم و اين آگاهي را ژاس خواهيم داشت. لا مصيبت اشد من الجهل

1388-04-01 23:16

از طرف همان «بنده خدا»:سلام به آقاي بي‌اسم. اولا اگر يك كم از عصبانيتت كم ميكردي و نظر بنده رو درست و به قول خودت به دور از ذهنيتهاي منفي ميخوندي ميتونستي تو خط اول، كلمه «سلام» رو ببيني كه تشكيل شده از چهار حرف «س» و «ل» و «ا» و «م». بهت پيشنهاد ميكنم يك بار ديگه با يك معلم خصوصي روخواني فارسي رو ياد بگيري. در ضمن درس انشاي مدرسه رو هم دوباره پاس كن تا بتوني يك متني بنويسي كه تكليف فعل و فاعل و مفعولش معلوم باشه عزيزم. راستی آقاي مهندس موسوي هم معلم خصوصي خوبي است. برای دو درس بالا از ایشون استفاده کن که هم فاله و هم تماشا. چون ظاهرا ایشون چند تخصص داره و با مدرك فوق‌ليسانس معماري، عضو هيئت علمي دانشگاه تربيت مدرسه؛ البته در گروه علوم سياسي نه معماري!! در ضمن با همن مدرك فوق‌ليسانس، استاد راهنمای چندین پایان‌نامه دکترا شده! حالا نمیدونم با چه قانونی. این رو باید از خودشون بپرسی، چون قانون مداره و حتما یک قانونی پیدا کرده. اگر هم نکرده بود گیر نده، چون حق همیشه با اونه و احمدی‌نژاد همیشه قانون‌گریز و نالایق است. راستی مگه ایشون فوق‌لیسانس نداره؟مگه توی اولین فیلم تبلیغاتیش به اون جانبازی که بهش میگفت «آقای دکتر موسوی! بگو که توی جنگ کفشت رو دادی به من...» نگفت «من دکتر نیستم. به من نگید دکتر»؟ پس چرا روی درب اتاقش توی دانشگاه تربیت مدرس زده بود «دکترمیرحسین موسوی»؟! بگذريم...با اجازتون داعيه قانون‌گرايي رو مهندس موسوي توي تبليغاتش سر داد نه كس ديگري؛ آن هم به اين صورت. البته ديديم قانون‌گرايي ايشان را. در ضمن انتخابات نُقل و نبات نيست كه هركي از راه رسيد بخواد ابطالش كنه و دوباره راي‌گيري بشه. تا جايي كه يادم هست اين كارها مربوط به بازيهاي بي‌حساب‌وكتاب كودكي و خاله‌بازيهاي دخترها بود كه براي بنده تموم شده البته براي شما نميدونم... هزینه‌های سنگین انتخابات رو هم شما يا پدرتون يا اقوامتون نميدین كه اينقدر راحت تصميم ميگيري. اين پول رو بيت المال ميده. درسته خيليها تا جا داشته خوردن و دزديدن. اما مملكت ديگه تا اين حد هم باغ وحش نيست كه با گريه و زاري هر كسي يك انتخابات برگزار بشه. و البته انشاءالله ما دانشجوهاي عدالت‌طلب از همونهايي هم كه دزديدن تا قرون آخرش رو پس ميگيريم يا اين طوري بگم:انشاءالله تا آخرين قطره خونمون در اين راه تلاش ميكنيم و تا جايي كه ميتوانيم پيش ميريم. حالا دزد هركه ميخواهد باشد از راست يا چپ يا دولت نهم مهم نيست. ما به وظيفه عمل ميكنيم و مثل بعضي از دوستان مجذوب و عاشق سينه‌چاك كسي نيستيم تا ايراداتش را نبينيم و انتقاد نكنيم. راستي همه طرفداران موسوي سطح تحليلشون همين طوره؟اگر آره خدا رو شكر كه رأی نیاورد. چون اون‌موقع معلوم نبود با اين نوع تحليلها چه بلايي سر مملكت مياد. موفق باشيد و احيانا اهل تفكر نيز...

1388-04-01 15:04

سلام كن اول برادر. ادعا را شما داريد كه قانون گرايان قانون گريز . به دور از ذهنيت هاي منفي تان تحليل ها را بخوانيد بر فرض محال كه صحيح هم هست اگر دوباره راي گيري شود موسوي و موتلفين آن به زباله دان تاريخ پيوستند دو دستي خودتان چهره ي كريه ديگر معاندين انقلاب و امام و رهبري رو شد عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد........

1388-04-01 22:18

از طرف «يك بنده خدا»: (اين بنده خدا رونوشت نظرش را براي نويسنده اولين نظر يعني خانم فرحناز هوشيار ايميل كرده) سلام. خانم «فرحناز هوشيار» نظرتون رو درباره مقاله آقاي وحيد جليلي در سايت عدالتخانه كه اولين نظر بود خوندم. ببخشيد! ظاهرا امر بر شما هم مشتبه شده و طنز تقلب در انتخابات را باور كرده ايد. البته با اين همه پروپاگاندا و جنگ رواني طرفداران مهندس موسوي طبيعي است كه طرفدارانش اين حرفها را باور كنند. چرا كه اصولا در تبليغات آن ها اخلاق بي معني است. اصل بر اين است و البته ممكن است استثتايي هم باشد كه اگر بود به ما نشان دهيد تا مشعوف شويم. البته به شرطي كه آن استثنا اخلاقي ظاهري و پوشالي و توخالي نباشد كه براي كوبيدن عدالت و اسلام ناب ساخته شده باشد. بگذريم... از اوايل سال 1388 شايعه تقلب در انتخابات را در رسانه هاي جهاني هم مي شنيديم. حالا به نظر شما شايعه تقلب به واقعيت نزديكتر است يا هم‌صدايي مدعيان خط امام با غرب و دشمنان ديرين انقلاب؟آن هم مدعياني كه ادعاي خط امامشان گوش فلك را كرد كرده بود و به همين دليل گوش خودشان هم كر شد و حرف خودشان را هم نشنيدند تا به آن عمل كنند و خلاصه برعكس عمل كردند!!!؟؟!! راستي مي دونيد چرا اين دوستان سال 1384 به انتخاب احمدي نژاد اعتراض نكردند و شايعه تقلب و دزديدن آراي هاشمي رو راه ننداختند؟البته كروبي رو نمي گم چون هر دو جناح مي‌دونن كه راي نداره و چندميليوني هم كه دور قبل داشت به خاطر وعده هاي پوچي بود كه با تبليغات دروغينش به مردم ساده دل و پاك و دور از دنياي كثيف سياست داده بود. در دور پيش چنين شايعه اي براي هاشمي نساختند به خاطر اينكه در اين صورت وزارت كشور دولت اصلاحات كه دولت مطلوب آقايون بود زير سوال ميرفت. بنابراين آن موقع ساكت ماندند و تا امسال اين راز را به صورت علني بر ملا نكردند.خلاصه بد نيست كمي به پروژه‌اي كه از قبل براي اين انتخابات توسط طرفداران موسوي همچون سازمان مجاهدين و حزب مشاركت و ... طراحي شد فكر كنيد. ضرر نداره. راستي اميدوارم شما بازي دوستاني رو نخوريد كه ميخوان با ادعاي اينكه «ما ميخوايم كشور را مديريت كنيم نه جهان» دوست داشته باشيد رييس جمهور مملكت(حالا هركي كه ميخواد باشه) از زير بار ايستادن مقابل استكبار جهاني در بره و بخواد به اسم عزت ملي با همه دشمنان كنار و بياد و كسي جز كشورهاي مستكبر غربي مانند آمريكا و انگليس و فرانسه و ... رو داخل آدم حساب نكنه و بقيه كشورها رو بدبو و حيوان فرض كنه و بعد هم داعيه خط امام سر بده. اين قضيه مثل همين مساله الان راجع به انتخابات است كه مهندس موسوي فقط طرفداران خودش رو آدم حساب مي كنه. ظاهرا 24ميليون ديگه آدم نيستند و مردم نيستند و حيوان هستند و بايد بميرند تا آقاي موسوي و طرفدارانش راحت زندگي كنند. بگذاريد اين طوري براتون بگم. آقاي موسوي كارهاي احمدي نژاد رو در سياست خارجي مايه بي‌عزتي ايران ميدونه. اما بايد عرض كنم امنيت ملي بنده رو امثال سيدحسن نصرالله تاييد ميكنن و دلسوزشن نه امثال شيمون پرز. اما الان سيدحسن نصرالله مدافع برنامه هاي سياست خارجي احمدي‌نژاده و مدافع برنامه هاي مهندس موسوي... در ضمن «ادب» نعمت بسيار خوبي است كه البته هر كسي از آن بهره نمي‌برد. البته ما ادب طرفداران آقاي موسوي را در تبليغات انتخاباتي ايشان مشاهده كرده‌ايم؛ به خصوص در اين روزها!!! لذا انتظاري هم نداريم و اين نكته فقط محظ اطلاع مخاطبان فهيم سايت عرض شد. چون اين نظر را هم براي خودتان ايميل كردم و هم عين آن را در قسمت نظرات سايت گذاشته‌ام و خواستم آنان هم ببينند. به هر حال اميدوارم موفق باشيد و البته و احيانا اهل تفكر نيز

12