نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » مصاحبه » نگاه ويژه

گفت‌و‌گو با فاطمه آجرلو:

مبارزه با مفاسد اقتصادی، میدان شناخته شدن مرد از نامرد

7 آذر 1386 ساعت 3:31

مرجع : سیاست روز

خانم فاطمه آجرلو، نماينده محترم مردم كرج، از جمله نمايندگان اصول‌گرايي هستند كه اين عقيده را نه به عنوان يك تاكتيك سياسي صرف، كه به عنوان ميثاقي با مردم و خون‌هايي كه براي مجد و بزرگي ايران اسلامي ريخته شده‌است، پذيرفته‌اند. گفت‌وگويي كوتاه و خواندني را با ايشان ترتيب داده‌ايم كه در ادامه مي‌آيد.

گفت‌و‌گو از: محسن مقصودي 

همان‌طور كه مستحضر هستيد، مجلس هفتم با شعارهايي نظير اصول‌گرايي، عدالت خواهي و ساده زيستي شكل گرفت كه ظاهر آن اين طور نشان مي‌داد كه نسل جديدي از انقلاب بر سر كار آمده‌اند كه با به اصطلاح راستي‌هاي سابق يا چپي‌هاي سابق متفاوت بودند. اما در همان اوايل كار مجلس هفتم، همان افراد طيف‌هاي سابق جناح‌هاي چپ و راست حداقل در ساماندهي لابي‌هاي نمايندگان بيشترين تأثير را پيدا كردند، در حالي كه طيفي كه به نظر مردم افرادي فرهيخته، انقلابي و عدالت خواه بودند در حاشيه قرار گرفتند.حاصل اين شد كه چيزي كه در حال حاضر مشاهده مي‌شود با شعارهايي كه مجلس هفتم داعيه دار آن بود تفاوت دارد، اگرچه ما هم معتقديم كه عملكرد مجلس هفتم، با مجلس قبلي به هيچ وجه قابل قياس نيست و به مراتب كارنامه بهتري بر جاي گذاشته است. حال با توجه به اين مقدمه كوتاه مي‌خواستيم نظر شما را جويا شوم. 
بسم الله الرحمن الرحيم. ما در ابتداي مجلس با يك سري شعارها و الويت‌ها كار خودمان در مجلس را شروع كرديم و بر اساس آن‌ها بود كه ما حوزه‌هاي كاري خودمان را هم مشخص كرديم. در اين ميانه بنده هم بر اساس توانمندي‌ و تخصص و طرح و برنامه‌هايي كه براي آموزش و پرورش و آموزش عالي داشتم، در كميسيون آموزش و تحقيقات مشغول شدم. بقيه بزرگواران هم بر اساس كار گروهايي كه قبل از تشكيل مجلس تشكيل شده بود در كميسيون هاي مختلف ديگر مشغول شدند.
حال كه در پايان عمر مجلس هفتم هستيم، اگر نگاهي به عملكردها داشته باشيم و آن را واقعا بررسي كنيم، دو بحث را بايد مورد توجه قرار دهيم.
يكي جريان حاكم بر مجلس و سياست‌ها و حركت‌هاي كلي كه در عرصه‌هاي فراملي و ملي تأثيرگذار بود و ديگر اين‌كه آيا افرادي كه با نام و پرچم اصول‌گرايي وارد عرصه مجلس شدند، چقدر توان گذشتند و روي آن اصول تعريف شده حركت كردند و چقدر در راستاي رسيدن به آن اهداف، با برنامه‌ريزي حركت كردند.
شايد در حال حاضر يك بحثي كه به ذهن برسد، مسأله اتحاد ملي و انسجام اسلامي باشد كه از سوي مقام معظم رهبري مطرح شد. ممكن است عده‌اي بگويند كه براي به دست آوردن اتحاد ملي، بايد نقد و انتقاد را كنار بگذاريم! نه، اين طور نيست! به نظر بنده، اتحاد واقعي بر خواسته از سازندگي و سازندگي نتيجه انتقاد، نقد منصفانه، بررسي مشكلات و آسيب شناسي و ريشه يابي مسائل است. چون در اين صورت است كه راه‌حل‌هايي كه ارائه مي‌شود، منطبق بر واقعيت‌ها است. ما قرار نيست كه روي عيوب و چالش‌هايي كه وجود دارد سرپوش بگذاريم. چون اين سرپوش گذاشتن خود، عين خيانت است و همچون دملي است كه بالاخره يك جايي سرباز مي‌كند و اين كه چه موقع سرباز مي‌كند و اين به نفع نظام است يا خير، خود مسأله ديگري است كه بايد جداگانه تحليل شود.
بحث ديگري كه وجود دارد اين است كه ما ابتدا شاخصه‌هاي اصول‌گرايي را مشخص كنيم. شاخصه‌هاي اصول‌گرايي چيست؟ آيا افرادي كه به نام اصول‌گرايي وارد شدند، اصول‌گرا باقي ماندند يا فقط نام اصول‌گرايي را يدك كشيدند؟ آيا توانستند رسالت اصول‌گرايي خودشان را انجام دهند؟ يا استفاده از نام اصول‌گرايي فقط محملي براي رأي جمع كردن بود؟ به طور نمونه ما در كميسيون آموزش و تحقيقات، بايد بررسي كنيم كه در تأثيرگذاري در عرصه‌ ملي چه قدم‌هايي برداشتيم؟ ما در كارنامه خود چندين تحقيق و تفحص داشتيم، 
1- تحقيق و تفحص از مركز مشاركت زنان 
2- تحقيق و تفحص از قوه قضائيه 
3- تحقيق و تفحص آموزش عالي 
4- تحقيق و تفحص آموزش و پرورش.
ما به اين دليل تحقيق و تفحص را انتخاب كرديم كه ابتدا مسائل و مشكلات را آسيب شناسي و ريشه يابي كنيم تا اگر خواستيم تصميم بگيريم و راه كار ارائه دهيم، آن آسيب‌هاي واقعي راشناخته باشيم. نتيجه آنكه نفس تحقيق و تفحص اصلاحات است و براي آگاهي از تصميمي درست است تا به واقعيت‌ها نزديك تر باشد.
همان طور كه مي‌دانيد در بحث وزارت علوم بي هيچ ملاحظه‌اي تمام دستگاه ها مورد بررسي قرار گرفت. مراكز پژوهشي، مراكز آموزشي و تمامي بخش‌ها مورد بررسي قرار گرفت و حتي هزينه‌هاي معنوي آن را هم پرداختيم. دانشگاه آزاد مورد بررسي قرار گرفت و مشكلات آن ريشه يابي شد. بهترين‌ها در اين تحقيق و تفحص به كار گرفته شدند و آنچه در حال حاضر از اين جريان خارج شده است، يك آيينه تمام نماي مشكلات است كه مي‌توان از روي آن، غده‌هاي چركين را شناسايي و جراحي كرد و آنها را خارج نمود و براي حركت هاي بعدي آموزش عالي برنامه‌هاي واقعي داشت. من تاكيد مي‌كنم كه با اين دستاورد مي‌توان برنامه واقعي داشت. در آموزش و پرورش با يك تيم چند نفره كه مسؤول محور تدوين كتب بودند، الان شاهد آن هستيم كه كتاب‌ها در حال اصلاح‌شدن هستند. در مورد مركز مشاركت زنان و قوه قضائيه هم همين طور كه هر كدام بركات زيادي داشت و اصولا قصد ما از انجام اين امور، اصلاح گري بوده است.
تلاش ديگر ما تأثيرگذاري در محتواي لوايح و طرح‌ها بوده است و كمك به دولت خدمت‌گزار و عدالت‌محور در راستاي دست يابي به اهداف خود بوده است و البته اين همراهي يك همراهي واقع بينانه بوده است و هميشه نقدهاي خود را بيان كرده و خواستار اصلاح هم بوده‌ايم. مثل رفع تبعيض در ارتقاي شغلي يا ايجاد دوباره معاونت پرورشي در آموزش و پرورش. فكر مي‌كنم كه اگر درست بررسي كنيد خواهيد ديد كه كميسيون آموزش و تحقيقات كارنامه درخشاني خصوصا در زمينه آموزش و پرورش براي اين دوره به جا گذاشته است.

به نظر شما فضاي حاكم بر مجلس چه مقدار تحت تأثير هيات رئيسه مجلس و روساي كميسيون‌ها بود و انتخاب هيات رئيسه و روساي كميسيون‌ها چه مقدار با معيارهاي اصول‌گرايانه تطبيق داشت و يا چه مقدار تحت تأثير جريانات پشت پرده بود؟ 
در مورد رئيس كميسيون‌ها مطمئنا نمايندگان رأي داده‌اند. اما آنچه مورد توجه است، فضاي مسموم لابي‌هايي است كه در انتخاب وجود دارد، امتيازاتي كه عده‌اي مي‌دهند تا رأي به دست آورند! اين مهم است.

منظور شما از دادن امتياز يا گرفتن امتياز چيست؟ 
فكر مي‌كنم كه جاي توضيح ندارد! خود شما كه خبرنگاريد آنها را پيدا كنيد! به طور كلي مي‌گويم كه شما برويد به دست آوريد كه مثلا نماينده‌اي با اين همه مشغله نمايندگي چگونه يك دفعه پله‌هاي ترقي را طي مي‌كنند؟ شايد هم تلاش آنها مضاعف بوده و ما دچار تنبلي بوده‌ايم! اگر شما روساي كميسيون‌ها را مورد بررسي قرار دهيد اين طور نيست كه شايسته سالاري لحاظ شده باشد و جالب آن است كه در دور اول انتخابات روساي كميسيون، ما بيشتر شايسته سالاري را مي‌بينيم. 

در چينش تيم‌هاي تحقيق و تفحص هم مشاهده مي‌كنيم كه بعضا در برخي از آن‌ها كساني مسؤوليت را برعهده گرفتند و شاخص شدند كه خودشان در همان موضوع مسأله دار هستند. اين موضوع را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ 
علت آنكه برخي از اين تحقيق و تفحص‌ها به سرانجام نمي‌رسد و يا اينكه نتيجه مثبت مي‌دهد! همين مسأله است. 

با توجه به عملكرد مجلس هفتم و شعارهايي كه داده شد و وعده‌هايي كه نمايندگان منتخب به مردم دادند، شما چه نمره‌اي به نمايندگان مجلس هفتم مي‌دهيد؟ 
فكر مي‌كنم كه مردم بايد به ما نمره بدهند، اين مسأله را بايد به آنها واگذار كرد. چون اگر من خودم بخواهم نمره‌اي بدهم، نمره مطلوبي نخواهد بود! ما خيلي بيشتر از اينها مي‌توانستيم كار كنيم. خيلي بهتر از اين مي‌توانستيم اهدافمان را دنبال كنيم. ولي از همه ظرفيت استفاده نشد.

به هيات رئيسه چه نمره‌اي مي‌دهيد؟ 
نمره بالايي نمي‌دهم! يكي از وظايف هيات رئيسه حفظ اقدار مجلس است كه به نظر من به اين مأموريت خوب عمل نكرد بحث ديگر حفظ جايگاه نظارتي مجلس است كه به نظرم باز هم خوب عمل نكرد.

پيرامون تعامل مجلس و دولت يك مسأله‌اي كه وجود دارد اين است كه بعضي از دوستاني كه تا قبل از انتخابات 3 تير از اين فضاي اصول‌گرايي ـ به آن معنايي كه مردم به آقاي دكتر احمدي‌نژاد رأي دادند ـ دور بودند، بعد از پيروزي آقاي دكتر احمدي‌نژاد، يك چرخشي تاكتيكي داشتند و شعارهاي آنها در ظاهر با رئيس‌جمهور يكي شد! در حالي كه در 16 سال قبل از 3 تير شما شايد حتي يك سخنراني هم از آنها راجع به گسترش فرهنگ ليبرال سرمايه داري نمي‌بيني. اما چرا بعد از انتخابات رياست جمهوري و مصلحت‌هايي كه آقايان ديدند، چرخيدند و ظاهرا رئيس جمهور هم آنها را با آغوش باز پذيرفتند و شايد خيلي هم در تعيين كابينه و ادامه همكاري‌ها با دولت تأثيرگذار بودند! و چرا بر عكس، يك عده كه از ابتدا با شعار و عمل با احمدي نژاد همراه بودند به دلايل مختلف دور شدند؟ 
پاسخ به اين سؤال مهم يك گفت و گوي مستقل را مي‌طلبد، بنده روي اين موضوع خيلي حرف دارم. اجمالا عرض مي‌كنم كه بعد از انتخابات ما آمديم و كنار نشستيم. همان طور كه خود شما هم مي‌دانيد، ما از جمله افراد نادري بوديم (در مجلس) كه آمديم و پاي كار ايستاديم، ولي بعد از انتخابات ديديم كساني آمدند و در تصميم سازي تأثيرگذار بودند كه متاسفانه حتي اين فكر را هم قبول نداشتند و هميشه هم آن چيزي كه ضربه زده‌است همين تغيير محورهاست. زماني ما آسيب مي‌بينيم كه پوسته با درون خيلي متفاوت باشد. ظاهر قشنگ باشد اما باطن به راه خود برود! من فكر مي‌كنم كه آقاي احمدي نژاد از اين طيف آدم‌ها ضربه خورده است. شايد اگر خيلي از اهداف محقق نمي‌شود و يا كندي خيلي محسوسي را همه مشاهده مي‌كنيم. ناشي از اين طيف آدم‌ها است كه گنجشكاني هستند كه رنگ قناري به خود زده‌اند! 

با توجه به اين مسأله كه مي‌گوييد، به نظر شما چگونه مي‌توان اين افراد را از ميان اصول‌گرايان واقعي تشخيص داد؟ 
من هميشه يك چيز گفته‌ام كه ما براي به دست آوردن چيزي در اين ميدان گام نگذاشته‌ايم. بلكه براي حفظ آن چيزهايي كه از دست داده‌ايم و امروز بايد احيا شوند به ميدان آمده‌ايم و اگر كساني فكر كرده‌اند كه در غياب آن شهدا مي‌توانند تاخت و تاز كنند، بدانند كه هنوز رزمنده‌ها هستند و هنوز هم كساني هستند كه روي نارنجك بخوابند و روي سيم خاردار بروند و اگرچه حوزه متفاوت شده باشد اما اهداف و ارزش‌ها، همان اهداف و ارزش‌هاي گذشته است. عده‌اي مي‌گويند كه مثلا فلاني هم‌گرا نيست! در صورتي كه اشتباه همين جا است كه ما فكر مي‌كنيم بايد هم‌گرا باشيم، در حالي كه بايد اصول‌گرا باشيم. اگر اصول‌گراي واقعي باشيم آن وقت است كه به دنبال آن خودبه‌خود هم‌گرايي ايجاد مي‌شود. اشكال اين جا است كه مؤلفه‌هاي اصول‌گرايي تعريف نشده و اگر شاخصه‌هاي اصول‌گرايي به درستي تعريف شوند، آن وقت عده‌اي خود به خود غربال مي‌شوند و معلوم مي‌شود كه اصول‌گرا كيست و چه كساني صرفا رنگ اصول‌گرايي به خود زده‌اند و مطمئنا با يك باران اين رنگ خواهدرفت.
به قول شهيد چمران آن هنگام كه شيپور جنگ نواخته شود مرد از نامرد معلوم مي‌شود، وقتي به طور مثال در تحقيق و تفحص از قوه قضائيه قرار باشد ايستادگي كني و هزينه هم بدهي، اينجاست كه مرد از نامرد مشخص مي‌شود. جايي كه قرار باشد با فساد، زمين خواري، با مفسدين اقتصادي مبارزه كني و ابتدا تطميع كنند، سپس به تهديد روي بياورند و آرامشت را بگيرند، دفتر كارت را سرقت كنند و... آن وقت ايستادگي كني، آن هنگام است كه مرد از نامرد شناخته مي‌شود.

در پايان از اينكه وقت خود را در اختيار ما قرار داديد بسيار سپاس‌گزاريم و مطمئن هستيم كه مردم هم قدر نمايندگاني را كه با جان و دل خويش در پي انجام رسالت خطير نمايندگي هستند، مي‌دانند و خصوصا براي شما و نمايندگاني كه نه در شعار كه در عمل به اصول‌گرايي پايبند هستند آرزوي موفقيت مي‌كنيم. 
من هم از شما تشكر مي‌كنم.