امروز چهارشنبه 17 مهر 1387
Wednesday 8 October 2008
داخلی  »  مصاحبه  »  نگاه ويژه

نقاط مثبت دولت نهم دولت از زبان دکتر افروغ:

«سفرهای استانی» و «سیاست خارجی فعال»

مرجع : سیاست روز 3 آذر 1386 ساعت 9:55
جريان اصول گراي جديدي كه شكل گرفته، مي خواهد آن نگاه يك سويه را نداشته و يك نگاه جامعه نگر داشته باشد و سمت و سوها به سمت نگاه‌هاي تقليد انگارانه نيست. ولي آن فضاي باز راهم شاهد نيستيم، آن فضاي انتقادي را هم شاهد نيستم و به تدريج اصل آزادي در حال تحت الشعاع قرار گرفتن است.
«سفرهای استانی» و «سیاست خارجی فعال»
جناب آقاي دكتر افروغ، با توجه به عضويت شما در كميسيون فرهنگي مجلس، فضاي مطبوعات كشور خصوصا در 2 سال اخير كه دكتر احمدي نژاد در راس مديريت اجرايي كشور قرار گرفته‌اند را چگونه ارزيابي مي كنيد. آيا در حال حاضر مطبوعات مستقل در كشور ما وجود دارند و اگر اين طور است نقش اين مطبوعات مستقل در روند جريانات حاكم در كشور چيست و چه سهمي را برعهده دارند؟
من واقعا متوجه نمي‌شوم كه نشريه مستقل چيست. يا نشريه وابسته كدام است! يعني اگر نشريه‌اي وابسته به يك جريان سياسي يا وابسته به يك حزب بود اشكال دارد و يا اگر وابسته به هيچ گروه و جريان و حزبي نبود لزوما بگوييم مستقل است و به هر حال قابل تقدير؟!
به نظر من اصولا اين گونه ارزيابي‌ها غلط است. بالاخره جايي است كه گروه به معناي متعارف سياسي آن شكل گرفته مانند اينكه يك حزب، يك جريان يا يك تشكل ايجاد شده و براي خود يك ارگان هم دارد. يك جاهايي هم هنوز اين گروه‌ها شكل نگرفته‌اند، يا نيم بند هستند و فقط عده‌اي دور هم جمع شده‌اند و يك مرام و مسلك و ايدئولوژي واحدي را دنبال مي‌كنند و به گونه‌اي آراي خودشان را منعكس مي كنند. حتي آنهايي كه مي خواهند بازتاب كننده نيازهاي متنوع اقشار مختلف باشند و تنها دغدغه‌ اين را ندارند كه معرف موضع خودشان باشند، آن هم يك كار تشكيلاتي است كه يك فكر خاصي پشت آن قرار دارد. واقعا نمي فهمم مستقل يعني چه؟ مگر آنكه آن را به معناي دولتي و غيردولتي بدانيم.

منظور ما از جريانات اطلاع رساني مستقل، مطبوعاتي هستند كه اگر چه وابسته به گروهي خاص باشند، اما در عرصه اطلاع رساني و سئوال از مسئولان، بدون در نظر گرفتن قيد و بندهاي سياسي خاص و بدون نگاه حزبي و فارغ از زد و بندهاي سياسي رايج، آزادانه و با نگاهي منصفانه و دقيق واقعيت‌ها را منعكس نمايند.
پس بنده اينگونه جواب مي دهم كه در عين حال كه روزنامه‌هاي حزبي را نفي نمي كنم، اما معتقد هستم كه اگر بتوانيم بر حسب كار ويژه‌هايي كه براي مطبوعات ذكر كرده‌اند از جمله اينكه معرف نيازهاي مختلف، گروههاي مختلف و اقشار مختلف باشند كه اين مطلوب است ولي اين همه ايده آل ما نيست! امكان پذير هم نيست براي اينكه اگر ما توسعه سياسي را مي خواهيم، يعني تحقق فرايند تفكيك، يعني گروه‌هاي مختلف شكل بگيرند در عين حال كه هر گروهي نيز براي خود منافع و
نبايد فضا انحصاري باشد، فقط نبايد در اختيار 2 حزب قرار گيرد، فقط نبايد يارانه‌ها در اختيار عده‌اي خاص قرار بگيرد.رسانه‌هاي ما نبايد دولت ساخته باشند و اگر هم قرار است رسانه‌اي دولتي باشد، امكانات و فرصت‌هايي در اختيار آنها قبال مقايسه با بقيه رسانه‌ها نباشد
نيازهايي دارند و ممكن است بخشي از نيازهاي خود را بخواهند از طريق جريده منتشر كنند. به نظر من اين هم بخشي از توسعه سياسي است و هيچ اشكالي ندارد . فقط بايد دقت داشت كه نبايد فضا انحصاري باشد، فقط نبايد در اختيار 2 حزب قرار گيرد، فقط نبايد يارانه‌ها در اختيار عده‌اي خاص قرار بگيرد. اين قسمت است كه محل اشكال است.
رسانه‌هاي ما نبايد دولت ساخته باشند و اگر هم قرار است رسانه‌اي دولتي باشد، امكانات و فرصت‌هايي در اختيار آنها قبال مقايسه با بقيه رسانه‌ها نباشد.

با توجه به صحبت‌هايي كه فرموديد، در حال حاضر فضاي حاكم بر مطبوعات را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ آيا فضاي موجود در 2 سال گذشته نسبت به دولت اصلاحات چه فرق‌هايي كرده‌است؟
به طور كلي عرض مي كنم كه از يك جهاتي، گذشته قابل دفاع تر بود و از يك جهاتي شرايط كنوني قابل دفاع تر است. احساس مي كنم كه در گذشته فضاي بازتري بود و همه به راحتي مي توانستند حرف‌هاي خود را بزنند اما امكانات و فرصت‌ها و امتيازات به يك سمت وسوي خاصي هدايت مي شد. وقتي توسعه سياسي مطرح مي شد، يك توسعه سياسي بومي نبود! وقتي حقوق شهروندي مطرح مي شد، يك حقوق شهروندي جامعي نبود و يك وجه تقليل گرايانه فردي داشت. اين آزار دهنده بود! اما فضاي عمومي مبسوطي بود. بالاخره همه مي توانستند حرف‌هاي خود را بزنند حال اين نشريه نشد، يك نشريه ديگر.
الان يك مقداري، جريان اصول گراي جديدي كه شكل گرفته، مي خواهد آن نگاه يك سويه را نداشته و يك نگاه جامعه نگر داشته باشد و سمت و سوها به سمت نگاه‌هاي تقليد انگارانه نيست. ولي آن فضاي باز را هم شاهد نيستيم، آن فضاي انتقادي را هم شاهد نيستم و به تدريج اصل آزادي در حال تحت الشعاع قرار گرفتن است. من احساس مي كنم كه يك فضاي خود سانسوري عمومي و اجتماعي حكم فرماست. خيلي ها مطالبي را مي خواهند بزنند اما احساس مي كنند كه نبايد زد! من شخصا معتقدم كه خيلي مطالبي هستند كه مي‌توان براساس آنها نقدهاي زيادي را مطرح كرد، اما شاهد اين نقدها نيستيم. يك نكته‌اي كه هميشه گفته‌ام اينكه بنده احساس مي‌كنم در مواجهه با جريان قبلي كه گرايش زيادي به آزادي هاي فردي داشت، ما در دوره حاضر گرايش زيادي به حقوق اجتماعي و اقتصادي و تا حدي امنيتي داريم و اينها به قيمت ناديده گرفتن آزادي‌هاي فردي تمام مي شود؛ اين به نظر من قابل قبول نيست و اصلا با فلسفه وجودي انقلاب اسلامي ناسازگار است و با شرايط يك جامعه سالم ناسازگار است. به هر حال ما بايد نگاه جامعي داشته باشيم، هم به آزادي‌ها و حقوق فردي و هم به آزادي‌ها و حقوق گروه‌هاي اجتماعي و هم آزادي‌ها و حقوق اجتماعي افراد در سطح جامعه توجه داشته باشيم.

جناب آقاي دكتر مي خواستم نقدي را نيز به عملكرد خود شما به عنوان عضو كميسيون فرهنگي مطرح كنم. در مدت 3 سالي كه شما رياست كميسيون فرهنگي را برعهده داشتيد، همان استراتژي فرهنگي كه از دولت انتظار داريم در كميسيون فرهنگي چقدر
فضاي باز را هم شاهد نيستيم، آن فضاي انتقادي را هم شاهد نيستم و به تدريج اصل آزادي در حال تحت الشعاع قرار گرفتن است. من احساس مي كنم كه يك فضاي خود سانسوري عمومي و اجتماعي حكم فرماست. خيلي ها مطالبي را مي خواهند بزنند اما احساس مي كنند كه نبايد زد!
به آن پرداخته شد؟

در همين مواردي كه قبل به آن اشاره كرديم حوزه‌هاي سينما، مطبوعات و ايجاد فضاي گفت‌وگو و نقد آزادانه و منصفانه، چند طرح تدوين كرديد؟ به نظر بنده فقط پرداختن به دو طرح مد لباس و ازدواج جوانان ناكافي به نظر مي رسد.عرض مي شود كه در كل كميسيون فرهنگي 11 طرح ارائه كرده است و اين در حالي است كه در دولت فعلي لايحه‌اي ارائه نشده است و در دولت قبلي دو سه لايحه‌اي بود كه به آن اشاره مي كنم.
ما از اين 11 طرح كه داديم، فقط 2 طرح نهايي شد كه يكي از آنها توسط رئيس جمهور ابلاغ و ديگري ابلاغ نشده است در مور لوايح دولت قبلي يكي در مورد انتشار و دسترسي آزاد به اطلاعات بود كه لايحه‌اي بود كه دولت قبلا آورده بود و ما در دستور كار قرار داده‌ايم و هم شور اول را به تصويب رسانديم و هم شور دوم را در جلسه علني مطرح كرديم كه ديگر از عهده ما خارج است. لايحه ديگر كه سپس توسط دولت پس گرفته شد و به جاي آن 2 تن از نمايندگان آن را به صورت طرح درآوردند، بحث دفاع از حريم خصوصي افراد بود كه اينها هم مربوط به آزادي‌هاي اساسي بود.

در خصوص عملكرد دولت نهم و فعاليت‌هاي آن بفرماييد.
در مورد دولت نهم بايد بگويم كه دولت نهم با پارادايم عدالت خواهي بر سر كار آمده كه البته اين پارادايم فعلا گفتمان رايج است حداقل در الفاظ عدولي ديده نمي شود اما در تحقق آنها حرف و حديث دارم. نكته دوم اينكه سفرهاي استاني ايشان يك همبستگي اجتماعي ايجاد مي كند و آن فاصله بين دولتمردان و مردم را كم مي كند و دولتمردان را دست يافتني مي كند كه اين هم يكي از نقاط قوت دولت است. در سياست خارجي بنده اين وجه فعال بودن اين امر را مي پذيرم و بارها هم گفته‌ام كه دولت در اين زمينه منفعل نيست و فعال است اما توصيه نگاه‌ها و تدابير حكيمانه تري را داشتم و دارم، اينكه مثلا در موضوع هولوكاست موضع‌گيري خوبي نبود و نه به لحاظ نتيجه كه مبنايي اشكال داشت، يعني قرار نيست تصميمي از مبنا اشتباه بگيريم كه نتايج خوبي هم در بر ندارد.

آقاي افروغ شما به عنوان يكي از اصولگرايان منتقد دولت شناخته شده ايد، اما از شما مي خواهم نقاط مثبت دولت نهم را از نگاه خودتان در چند جمله براي ما بگوييد.
سفرهاي استاني رييس جمهور يك همبستگي اجتماعي ايجاد مي كند و آن فاصله بين دولتمردان و مردم را كم مي كند و دولتمردان را دست يافتني مي كند كه اين هم يكي از نقاط قوت دولت است. در سياست خارجي بنده اين وجه فعال بودن اين امر را مي پذيرم و بارها هم گفته‌ام كه دولت در اين زمينه منفعل نيست و فعال است، اما توصيه نگاه‌ها و تدابير حكيمانه تري را داشته و دارم.

فضاي كنوني مجلس را چگونه مي بينيد و در مورد انتخابات هم بحث ائتلاف اصولگرايان را يك تاكتيك مي بينيد يا يك استراتژي و اينكه سرانجام به نتيجه مي رسد و نهايي مي شود؟
به شما عرض مي كنم كه بنده توقع داشتم كه مجلس هفتم با توجه به آن موج اصولگرايي و عدالت خواهي كه شكل
سفرهاي استاني رييس جمهور يك همبستگي اجتماعي ايجاد مي كند و آن فاصله بين دولتمردان و مردم را كم مي كند و دولتمردان را دست يافتني مي كند كه اين هم يكي از نقاط قوت دولت است. در سياست خارجي بنده اين وجه فعال بودن اين امر را مي پذيرم و بارها هم گفته‌ام كه دولت در اين زمينه منفعل نيست و فعال است
گرفت، روي همان موج حركت كرده و به جلو بيايد. اما يك دفعه بعد از استقرار دولت نهم عدول كرد! عقب نشيني اين جريان اصولگرا و انتقادي به تضعيف دولت منجر شد. درست كه در حال حاضر جريان احساسي بسيار غليظ است و كسي اين حرف‌ها را نمي پذيرد، اما آينده قضاوت خواهد كرد كه اين به ضرر دولت است كه ما دست دولت را باز بگذاريم كه هر كاري بكند و يك همنوايي مطلق داشته باشيم يعني چه؟ خوب پس مجلس را تعطيل كنيد و بگوييد چون دولت خدمتگزار است و انگيزه‌هاي خدمت دارد، بگذاريد دستش باز باشد، مبسوط اليد باشد! پس شما چه كاره ايد؟ در راس بودن مجلس چه مي شود؟
به نظر من اين دو سال اخير و خصوصا يك سال گذشته عملكرد قابل قبولي براي مجلس و دولت نيست.
در مورد ائتلاف عرض كنم كه اميدواريم به هر حال اصول گرايان ليست و يا ليست هاي خوبي بدهند. در مورد جبهه متحد اصولگرايان هم بنده روند مطلوبي نمي بينم. از روز اول هم ميانه و ارتباطي با اين ها نداشتيم، به اين معنا كه نه سراغ ما آمدند و نه ما اقبالي به آنها داشتيم . بنابراين بارها گفته‌ايم كه آنها ليستي خوب و واقعي و با معيارهاي اصول‌گرايي منتشر كنند و اگر اين طور شد ما داعيه دادن ليست نداريم. اما حسب وظيفه‌اي كه داريم و آن نه وظيفه‌اي سياسي صرف است بلكه وظيفه‌اي اصولگرايانه و حقيقت گرايانه است، ممكن است ما هم ليستي بدهيم و به پيروزي آن هم كمتر توجه كنيم . بيشتر براي اين كه اين علم برافراشته بماند و يك خودكشي دست جمعي صورت نگيرد و اين كه سه گروه دور هم جمع شوند و بگويند 95% اصلا قابل قبول است؟ هر چند گروه مي توانند دور هم جمع شوند اما لطفا ميزان مشخص نكنند و نگويند 95% ، 10% يا 100% مقداري متواضعانه تر برخورد كنيم و اين به اخلاق و اصول انقلاب نزديك تر است.

تحقيق و تفحص‌هاي باقي مانده در مدت اخير يك معياري بود براي سنجش اصولگرايان، اصلا چقدر اين تحقيق و تفحص‌ها جدي بوده است؟
كميسيون فرهنگي سه موضوع تحقيق و تفحص داشت كه دو مورد آن منتشر شد. سومي هم يك اشكال ويرايشي داشت كه انشاء الله در دوره جديد قرائت مي شود. اصولا فلسفه تحقيق و تفحص چيست؟ اين مساله فقط آگاهي بخشي است و اطلاع رساني است و بقيه آن كه قابليت پيگيري قضايي دارد بر عهده قوه قضاييه است و از عهده مجلس است. من در صحبتي هم كه با اعضاي پارلمان‌هاي خارجي هم داشتم تاكيد مي كردند كه كاركرد اصلي تحقيق و تفحص در واقع رو شدن دست خيلي از افراد و جريانات وابسته به دستگاه ها است كه كم كاري نيست. منتها آن جا كه موارد تخلف اداري و مالي وجود دارد، بر عهده قوه قضاييه است كه پيگيري آنها را بايد از هيات رئيسه سئوال كنيد.

فكر مي كنيد گفتمان بعدي كه در آينده دور يا نزديك مطرح مي‌شود، در ذيل همين گفتمان عدالت خواهي صورت خواهد گرفت يا حرف جديدي مطرح خواهد شد؟
پيش بيني بنده اين است كه همين گفتمان عدالت خواهي است منتها با يك رويكرد جامع. يعني اينكه اين عدالت ابعاد سياسي و فرهنگي هم دارد و انشاء الله به سمتي مي رويم كه به حقوق شهروندي هم نگاهي جامع و در ذيل نگاه جامع به عدالت داشته باشيم. 

کد مطلب : 871
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1386-09-05 19:51

در اینکه در عرصه سیاست می باید بسیار سنجیده عمل کرد شکی نمیتوان داشت اما از طرف دیگر هر دولتی که سر کار می آید اگر عملکرد دولت با شرائط ، مکان ، زمان در نظر گرفته نشود بحث ما غیر علمی و شعارگونه خواهد بود. به عبارت دیگر در دو سال گذشته فعالیت آقای احمدی نژاد بیشترین حملات از جانب دشمنان داخلی و خارجی به ایشان شده می باید به دلیل اصلی این حملات که زیربنای طبقاتی دارد توجه کامل شود . مسلما در عرصه سیاست خارجی دشمنان منتظر بهانه هستند و آنها میتوانند از هر کاهی کوهی بسازند درست است که می باید مواظب بود اما شیوه کار دشمن مشخص است از طرف دیگر در زمینه سیاست داخلی مردم از یک کشور که در آن انقلاب عظیمی رخ داده توقعاتی داشته و دارند اما وقتی نتیجه عکس گرفته میشود بطور مثال در زمینه عدالت اجتماعی مردم شاهد هستند بار دیگر سناریو کتاب قلعه حیوانات تکرار شده است، چگونه میتوان توقع داشت که مطالبات خود را از حکومت اسلامی که قرار بود عدل و عدالت را پایه فعالیتهایش قرار دهد نداشته باشد؟ ما نظریه نمی گوئیم فاکت به دنبال آن داریم . اگر به کشور دبی و یا کانادا بروید شاهد خروج سرمایه های ملت ایران و سرمایه گذاری ها عظیم بوسیله بعضی از سردمداران حکومت خواهیم بود . آیا اگر همانطور که قرار بود، انجام می شد و ثمره انقلاب سرمایه گذاری ها به نفع مردم زحمتکش را در بر می داشت ما اکنون با چنین معضلی روبرو بودیم ؟ کشور ایران بسیار ثروتمند است چرا می باید این ثروت ها بیابان های دبی را آباد کند ؟ چرا می باید برای حل مشکل بیکاری!! به دنبال رواج مصرف گرائی ، تولید اجناس لوکس و غیر ضروری و سرمایه گذاری در این زمینه باشیم ؟ چرا نباید از تجربه شکست خورده کشورهای سرمایه داری چه در زمینه اقتصادی و چه در زمینه فرهنگی نه تنها درس نگیریم . برعکس به خاطر رسیدن به صفرهای متعدد جلوی ارقام حساب های بانکی به ترویج و تبلیغ سرمایه گذاری در زمینه اجناس لوکس و غیر ضروری بپردازیم ؟ و فاصله طبقاتی را صد چندان کنیم ؟ چرا نباید فرهنگ عشق و علاقه و خدمت به بشریت و سازندگی به معنای واقعی را جایگزین عشق به اجسام بی جان و وابستگی و بوجود آمدن هویت کاذب برای انسانها بکنیم ؟ مسلما ترویج این فرهنگ انسانها را از بندهای زیادی رها خواهد کرد و آن وقت است که می توانند بدون هیچ چشم داشتی بندهای دیگران را باز کنند و این تفکر می تواند معنای واقعی انسان متمدن را برای ما مشخص کند. چرا دانشجویان عدالتخواه می باید در راه مطالبه خواسته به حق ملتی که انقلاب کرده تا بتواند استقلال خود را بدست آورد ، حافظ تمامیت ارضی کشورش باشد و عدالت اجتماعی را برقرار کند باید با مشکل روبرو شوند . ضربه اصلی را چه کسانی به توده مردم می زنند ؟ در اینکه این خواست با مشکلات سیاسی و فرهنگی جامعه گره خورده شکی در آن نمیتوان داشت اما از طرف دیگر توده مردم هم به گوش کردن شعار نمیتوانند رضایت دهند. آنها میدانند که دلایل فقر و بدبختی اشان و محرومیت آنها در گرو دزدی ها ، و نبودن عدالت در جامعه است . توده مردم به خوبی رابطه کاخ و کوخ را فهمیده اند و دیگر نمیخواهند که مدام منتظر باشند ثروتمندان لطفی ! به آنها بکنند و از پول حق آنها که دزدی شده و به تصرف این گروه درآمده اطعام مساکین شوند. ملت محروم دنیا حق واقعی خود را که همانا برخورداری از حداقل امکانات رفاهی ، بهداشتی است را می خواهند . مسلما انسان متفکر توانسته و می تواند اگر شرائط عینی جامعه امکانات را فراهم آورد هر ناممکنی را ممکن سازد و در زمینه عدالت اجتماعی نیز راه کارها وجود دارد می باید در کنار تلاش به نفع محرومان و بوجود آوردن حداقل امنیت رفاهی و بهداشتی سعی در ترویج فرهنگ فکری انسانی به معنای واقعی آن داشت و اینکار مسلما نیاز به معیارهای درست و علمی ، صرف انرژی وقت و سرمایه می باشد. همانطور که دشمن این تلاش را درزمینه عکس و بر ضد طبقه محروم و به نفع سرمایه داران انجام میدهد.